سيد مهدي موسوي

يك چراغ خاموش است ، يك چراغ روشن نيست !!
كوچهاي كه تاريك است جاي شعر گفتن نيست !
هر دو پوچ ميمانيم ، هر دو پوچ ميميريم
من كه عاشق او بود ، او كه عاشق من نيست
مثل اشتباهي محض ، در تضاد با خويشيم
آدم آهني هستيم ،جنسمان از آهن نيست
مرد مثل دخترها ، گريه ميكند آرام
زن اگرچه بغض آلود فرض ميكند " زن " نيست
بي پناه و سرگردان ، در تمام اين ابيات
اتّفاق ميافتد ، شاعري كه اصلا نيست
باز شعر ميگويم ، گرچه خوب ميدانم
شعر فلسفه بازيست جاي گريه كردن نيست !
۱ آبان ۱۳۸۵ ۱۰:۰۲ بֽظֽ
نظرات ۲۱
شعر خوب و دوست داشتني مثل تمام شعرهايي كه از شما خوندم
سلام.کار خوبی بودو ظرفیت بحث داره.
زیبابود... موفق باشیدکه البته هستید اما "تر" باشید
salam.poshte shere shoma yek ehsas bod, ke dide bod yek cheragh khamoshe va yek cheragh roshan nist.be ehsaset salam bereson.
به به می بینم که رد پای دلسو خته ها اینجا هم باز شده.
خوشحالم که این دلسوزان و دلسوخته ها و ...برای فحش دادن هم که شده میان و شعرهای شاعرهای بزرگ و مطرح کشور رو می خونن . و خوب چرا درک نمی کنین ؟ چرا ؟ اخه مجبودن که این کامنتا رو بذارن چون دلشو ن می سوزه (دلشون!!!) می فهمی مجبووورن !!!
تا مگه دق دلشون خالی شه و این بی احترامی ها آبی باشه روی دل (دل!!!) سوختشون !!
بیایید همگی برای شفای این دلسوختگان دعا کنیم !!!
( پمادهای ضدسوختگی جدید در خدمت شماست !!کافیست به وبلاگ شاعران مطرح سری بزنید !!)
حله؟؟ حله !!
من ساده مي گويم شعرت اصلا معنا و محتواو رواني ندارد علارغم اينکه خيلي ها از شما تعريف کرده اند سعي کن کمي خودت باشي نه تعريف افراد بالابرت باشد بيشتر دقت کن مهدي !!
ده سال پیش که عاشقت شدم می دونستم به اینجا میرسی
اون موقع هیچ نبودی جز ...و برای من همه چیز.
امروز باورم نمیشه .. کاش به جای اینکه از دور ناظر باشم می اومدم جلو و عاشقانه ....
کاش ... زمان به عقب بر می گشت
به خاطر داشته باشیم که زیبائیها در کنار زشتیها قشنگ است و گل در کنار خار.که اونم قشنگه.وتمییز ما با فرشتگان قدرت اختیار است که با این قدرت هجران رو میچشیم و لذت وصال رو میچشیم.
شعرتان زیبا بود و قبول کنیم که نقد بر ما یعنی مهم بودن و ارزش کار ما.
عالیییییییییییییییییی
سلام بر سید مهدی. حرف های خوب و بد را دوستان و دشمنان زده اند. خواستم بگویم شاید شعر مال قدیم تر باشد. که خودت گفتی. ایجا هم خیلی زود به شکلی بسیار خوب در آمده.
جناب دلسوز شعر كه در وبلاگ بنده فحش زير كمر مي نويسي و اينجا در قالب منتقد فرو مي روي و سنگ شاملوها! و گلسرخيها!!!! را به سينه مي زني بايد خدمتت عرض كنم كه اگر مهدي موسوي در ادبيات اين كشور مهدي موسوي شده به خاطر قيافه اش نبوده حتي به خاطر نقدها و مقاله ها و به قول شما مانيفستهايش نبوده به خاطر شعرش بوده...
به خيابان برو! مي توانم در همين شهر تهران مرداني را برايت پيدا كنم كه از من خوش چهره ترند اما كدامشان در غزل فارسي تحولي ايجاد كرده است؟! كدام زندگي اش را روي اين هنر لعنتي گذاشته كه مخاطبانش آدمهايي مثل تواند كه آدم را از همه چيز سير مي كنند...
من خودم را اصلا با گلسرخي مقايسه نمي كنم كه بخواهم بگويم برترم چون اصلا اين آدم شاعر حرفه اي نيست و يك مبارز پاك بوده كه شعر هم مي گفته! شاملو هم اگر بخاطر نوآوري ، كتاب كوچه ، مسائل سياسي و... نبود آيا شاملو مي شد؟!!
من نه با كسي دعوا دارم نه با كسي آشتي ام فقط دارم شعرم را مي گويم و زحمت مي كشم آن كساني كه بايد قدرم را بدانند ( و مي دانند) مطمئنا تو نيستي. دلسوزان شعر شاعراني هستند كه عاشقند و فكر مي كنند اوج شعر ايران از شانه هاي مهدي موسوي كه هيچ از شانه هاي سعدي نيز نمي گذرد...
همت بلند دار كه مردان روزگار...
در ضمن به قوا يكي از دوستان شما دلسوزان دلتان براي شعر نسوخته بلكه مناطق مهمتري سوخته...
آقا يا خانم دلسوز شعر ! شما با چه معياري شاملو و گلسرخي را كنار هم گذاشتيد؟ واقعا اگر گستاخي شاملو و بعضي ترجمه ها و خدمات ادبي اش را كنار بگذاريم از شاملوي شاعر، چقدر خواهد ماند در مقابل ديگر كساني كه واقعا شاعر بوده اند . چرا اصرار داريد كه شاملو در همه چيز ممتاز بوده است؟... بحث به درازا خواهد كشيد فقط به اين بينديشيد كه زماني كه شاملو زنده بود حاضر بود به هر قيمتي در مورد هر مساله اي نظر بدهد و جالب است كه حاضران روشنفكر!! براي ايشان كف مي زدند...( خدايش بيامرزاد!)... تا اكنون كه فقط دنبال كتاب سازي و پول در آوردن از طريق شاملو هستيم ..در جامعهاي كه شاعران واقعي از كمبود تريبون، حتا شعرشان هم رو به زوال مي رود ، آيا اين سوال براي شما مطرح نمي شود كه چرا يك مجلهي تخصصي دو جلد را به شاملو اختصاص مي دهد در حاليكه شاملو را همه مي شناسند / ابراهيم كه نداريم كاش بت بزرگي داشتيم !!! به زودي مشخص خواهد شد كه بعضي از خادمان ادبيات ، در عين خدمت ، چه خيانتهايي كرده اند و چه عنادهايي داشته اند ....
سلام سید جان
کار خوبی بود ولی مزه گس چند سال پیش را هم داشت
یا علی
اگر مهدي موسوي به خاطر حواشي و قيافش نبود اصلا كسي اون رو مي شناخت؟
آخه اين چيزي كه زديد اصلا غزله؟
گذشت زمان نشون مي ده كه شاملوها مي مونن و اين محمدرضا گلزاراي شعر فارسي كه حاضرن با تخريب شعر فارسي خودشونو مطرح كنن در حد يك شوخي فقط خواهد بود
مشكل شعر امروز حضور اين هوچي گرا نيست مشكل اينه كه جووناي شاعر ما دنبال اين بچه ... راه مي افتن و يه سري از شاعراي درباري ما هم به خاطر مسائل سياسي و ژورناليستي ازش حمايت مي كنن
ما تا وقتي كه شاملوها و گلسرخي ها را داريم نبايد بگذاريم موسوي ها در ادبيات ما مانيفست صادر كنند
This was the first or the second poem I liked among the ones present in this version of Arooz...Hope you find somewhere to cry, if you really want to!
salam mehdi jan mesle hamishe khob bod
سلام جان دل ! خوندم . موندي كه چه جور خوندم ؟ آره ! سخت بود ! من واقعا توي فهميدن شعر بيلمزم ! از موسيقي كار خوشم نيومد . اما مثل بقيه ي كارات مفهومش رو دوست دارم . بمونه كه براي من توي ادبيات ( علي الخصوص شعر ) موسيقي كلام حرف اول رو مي زنه . تو رو خدا ضرب آهنگ رو نيگاه : من اگر برخيزم / تو اگر برخيزي / همه برمي خيزند / من اگر بنشينم / تو اگر بنشيني / چه كسي برخيزد ؟ / چه كسي با دشمن بستيزد ؟
( حميد مصدق )
تو رو خدا ! جون بهزاد ! حال نمي كني ؟ فقط نگو : نه ! كه من رو دمغ مي كني ! دوست دارم .
سلام کار آقای موسوی رو قبلا خونده بودم خوندن دوباره اش قند مکرر بود در مورد عروض هم حس می کنم روز به روز بهتر میشه امیدوارم همینطور موفق باشید وموفق تر هم بشید خسته نباشید یا علی
البته كه وحيد جان قديمي بود و دوستان كرجي و تهراني حداقل ۸ سال پيش آن را شنيده اند...
اما با همه اينها بسيار دوستش دارم هرچند مطمئنا غزلهاي تازه ام را دوست تر مي دارم...
سلام مهدی جان ... به نظر این کار از کار های قدیمی بود .اما به هر حال من این غزل رو با لحن خودت خوندم و لذت بردم . برا کتاب تماس می گیرم حتمن ... سلام یعنی خداحافظ
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
بازم سلام . یه نکته جالب . من اصلا از قیافه آقای شاعر خوشم نیومد . دوست دلسوز شعردر مورد خوشقیافه بودن سلیقه مزخرفی داری. و البته در باره شعر هم همینطور.
شعر چه ربطی به قیافه شاعرش داره قربون دلت بشم (همون که میسوزه)اگه سواد داری راجع به شعر نظر بده. آفرین قربون دلت برم. ادبیات ایران مثل شما دلسوز زیاد داشته . امیدوارم تعداد شاعران زشتی مثل این موسوی زیاد تر بشه. دختر و پسرهای هرزه هم زیاد تر بشن. من یکی که از پاکدامنی شاعرانه شما حالم به هم خورده یه عمره.