نگاهی به مجموعه «شاه گوش می کند» اثر ایتالو کالوینو

نگاهی به مجموعه «شاه گوش می کند» اثر ایتالو کالوینو
محمدرضا نجفی
شاه گوش می کند عنوان مجموعه داستانی است به نويسندگی ايتالو کالوينو که در واقع اين داستانها از دو مجموعه ی ( زير آفتاب جگوار) و ( اعداد در تاريکی ) که همسر کالوينو بعد از مرگش در سال ۱۹۹۵ به چاپ رسانده تشکيل می شود . داستانهای مجموعه ی شاه گوش می کند به چند دسته تقسيم می شوند:
۱- داستانهايی با حال و هوای فانتزی که از درونمايه ی سياسی بهره می برد .اين سری داستانها شايد به نوعی دربرگيرنده ی تفکرات سياسی خود کالوينو باشد زيرا او در سال ۱۹۴۰ به صورت اجباری به فاشيست پيوست و پس از آن در سال ۱۹۴۴به حزب کمونيست ايتاليا ملحق شد . داستانهای همبستگی - گوسفند سياه -هنگ گمشده و بازی مهمترين اين داستانها می باشند که از حال و هوايی فانتزی برخوردارند و نويسنده در اين داستانها با بهره گيری از نوعی قصه گويی خاص و فارغ از علت و معلول داستانهايی را می نويسد که تا حدود زيادی از ساختار افسانه ها بهره می جويند که داستان بسيار کوتاه بازی بيشتر از ديگر داستانها از اين ساختار پيروی می کند . از خصوصيات ديگر اين داستانها می توان به داشتن نگاه آزاد انديشانه و فارغ از جهت گيری های سياسی نويسنده اشاره کرد .مثلا در داستان هنگ گمشده شاهد نابودی تدريجی لشگری هستيم که قرار بوده در ميدان شهر رژه برود ولی لشگر در حين رفتن رژه و رسيدن به ميدان شهر کم کم پراکنده شده و سربازانش تو پ و اسلحه هايشان را از دست می دهند در حالی که هيچ دشمنی آنها را تهديد نمی کند ولی در واقع آنها در تقابل با مردم شهر و خانه هايشان استقلال و هويت خود را از دست می دهند .البته داستانی مثل چشم های دشمن نيز کم و بيش داستانی سياسی محسوب می شود ولی در اين جا از فانتزی خبری نيست و در واقع جايش را به نگاه تلخ و عبرت آموز ی پيرامون جنگ داده است که کمابيش دارای جنبه های تعليمی نيز می باشد .
۲- داستانهايی که بیشترين امکانات داستانی خود را از موضوعاتی پيش پا افتاده می گيرند که از پرداخت خيال پردازانه و خلاقی سود می جويند داستانهايی مثل آدم به دردنخور- اعداد در تاريکی و آينه؛ هدف.کالوينو در اين جا با تخيلی ناب داستانهايی را روايت می کند که از طرح ساده ای برخوردارند ولی نويسنده با پرداخت خلاق داستان وبا بهره گيری از همان طرح ساده -شخصيت پردازی و کشمکش هايی را خلق می کند که مهمترين خصوصياتشان گروتسک بودنشان است . مثلا در داستانی مثل آدم به درد نخور شخصيت اصلی داستان با مشکلی به نام باز شدن بند های کفشش دسته و پنجه نرم می کند و دائما مرد غريبه و همه جا حاضری باز بودن بند کفش هايش را تذکر می دهد و زمانی که شخصيت اصلی از ناتوانی اش در بستن بند های کفش سخن به ميان می آورد مرد غريبه تفکراتش را در باب آسيب شناسی اين موضوع به زبان می آورد. فارغ از نگاه خلاق کالوينو به موضوعات ساده چيز ديگری که در اين داستانها خودنمايی می کند تفکر حاکی از اين نگاه بازيگوشانه به جهان پيرامون داستان است . تفکری دارای ايدوئولوژيک و فلسفه .در دهه ی ۶۰ و در ضميمه ی ادبی مجله ی (تايم) کالوينو از ادبياتی ديگرگون سخن می گويد : ( ادبياتی که علم و فلسفه را نفس کشیده باشد اما فاصله اش را با آنها حفظ و آن ها را در خود جذب کرده باشد ) که شايد نمونه ی اين ادبيات را در همين داستانها بتوان جست .
۳- داستانهايی رمانتيک با حال و هوای عاشقانه .داستانهايی مانند : پيش از آنکه بگويی سلام .خاطرات کازانووا و عشق دور از خانه که ارتباط مهمترين عنصر اين داستانها را تشکيل می دهد . در داستانی مثل داستان پيش از آنکه بگويی سلام کالوينو در باره ی شکل و هويت ارتباط می گويد و اين مسئله را به چالشی دلنشين می کشاند و سوال هايی در باب شکل ارتباط و عشق مطرح می کند .اين داستانها در باب تجربه گری در داستان نيز حرف های زيادی برای گفتن دارند مثلا در داستان خاطرات کازانووا ساختار داستان را خاطرات عاشقانه و مختلف مردی به همين نام تشکيل می دهد و اين خاطرات جداگانه و مستقل در چيدمان نويسنده و همنشينی اثر تبديل به يک کليت يکدست می شود .
در داستان ديگری به نام گرفتار سکون در آنتی لس کالوينو تجربه ی ديگری می کند و آنهم ناتمام ماندن داستان است . عمو دونالد برای برادر زاده هايش داستانی را تعريف می کند . داستانی هميشگی که هيچ گاه به پايان نمی رسد و دليل اصلی اش به خواب رفتن هميشگی عمو دونالد است و يا در داستان ديگری به نام شاه گوش می کند که عنوان مجموعه نيز از همين داستان می آيد و از کتاب (زير آفتاب جگوار)انتخاب شده است که مجموعه ای است از سه داستان و حول محور سه حواس انسانی ( شنوايی- چشايی و بويايی ) کالوينو داستانش را بر اساس حس شنوايی يک شاه پيش می برد که داستان از همان امکانات حس شنوايی بهره می گيرد و نويسنده بيش از پيش علاقه اش را در نوشتن داستانهای تجربی بيان می کند .
کالوينو که اصليتی کوبايی دارد در سال ۱۹۲۳ در شهر سانتياگو لاس و گاس کوبا متولد شد و در سال ۱۹۵۲ به ايتاليا مهاجرت کرد و نهايتا در ۶ سپتامبر ۱۹۸۵ به علت خونريزی مغزی در گذشت .
ايتالو کالوينو از نويسندگان پست مدرن ادبيات به شمار می رود .علاقه اش به افسانه - فانتزی و سياست از او نويسنده ی بی نظيری ساخته است که خواندن داستانهايش با لذت و بهره ی فراوانی همراه می باشد .کالوينو در فصل اول رمان شبی از شب های زمستان مسافری می گويد :
تو داری شروع به خواندن داستان جديد ايتالو کالوينو می کنی . آرام بگير .حواست را جمع کن .تمام افکار ديگر را از سر دور کن .تلويزيون طبق هميشه روشن است . پس بهتر است در را ببندی .فورا به همه بگو ( نه ؛ نمی خواهم تلويزيون تماشا کنم ) اگر صدايت را نمی شوند بلندتر بگو ( دارم کتاب می خوانم .نمی خواهم کسی مزاحم شود ) با اين سر و صدا ها شايد حرفهايت را نشنيده باشند .بلندتر بگو .فرياد بزن ( دارم داستان جديد ايتالو کالوينو را می خوانم )
۱ آذر ۱۳۸۵ ۱:۰۲ قֽظֽ
نظرات ۱
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
خوبه