محمد حسن نجفی

1 - رورا
رورا !
دست ات را
بگذار
روی دست ام
ــ می خواهم تاخیر بشوم ــ
2 - در
دردا !
من ِ من
چکید
چون قطره ی
شک
خورشید نداشت
معنای ادامه
در جاده ی برف
ردّ پا شد
در در
دریای جزر و مدلول
ادرار من از نگاه زرد خورشید
مسدود گرفت .
3 – عقل سوراخ
تـندی ی رنگ قطار
قطره قطره
در گو
می چک چک چکد
ش چپ ریل .
این زبانه ی آتشی ست
که در شب خشک
به خاکستر
دلالت می
کند !
همه ی اینایی که گفتم یعنی :
تو یه گل سرخی
که به جرم یاس زودهنگام
دیر باران شده ای .
۱ آذر ۱۳۸۵ ۱:۰۲ قֽظֽ
نظرات ۴
be nazare man kare sevometoon vaghean ziba bood mersi
خوانده شد. مرسی
سلام
جدا از شعر ر سخنی کلی باید بگویم محمدحسن عزیز در این سالها پیشرفت بسیار خوبی داشته است
مطمئنا مطالعه ی خوبش در چند سال اخبر در این پیشرفت و مسیر رو به جلو بی تاثیر نبوده
به نظرم محمدحسن نجفی راهش را پیدا کرده و می تواند در آینده ای نه چندان دور از شاعران مطرح جوان کشور شود و از او بیتر بشنویم...
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
مهدی می شه نظرندی.