سيد صابر موسوي
دلم آنقدر گرفتهست كه چشمم را تو
پل زده از دل اين كاسهی پرخون تا تو
سختياش چيست كه عمريست معطل ماندم
آن طرف روي زمين نيست كسي الا تو
اين طرف روي زمين نيست كسي حتا من
آن طرف منتظرم نيست كسي حتا تو
دو رقيبند دو چشمم كه در اين سوي تواَند
اين دو راهيِ يقين است كه يا تو يا تو
راه افتادم و يك آن پل... پايم لرزيد
و خداحافظي نيمهتمامي با تو
دلم آنقدر گرفتهست كه هي ميخندم
كارم از گريه گذشتهست چرا؟ زيرا تو
۱ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۳ بֽظֽ
نظرات ۱۰
شعراتون خيلي دلنشين و زيباست.لطفلا اشعار جديدتونو بذاريد.ممنون.موفق باشيد.
شعر هاي جديتون موفق تر است. اگر وقت كردي شعر اين وبلاگ را هم جديدتر كنيد.
دلم گرفته هرچه مي روم نمي رسم
ردپاي دوست ،
كوچه باغ عشق كجاست؟
به اميد شعر هاي شاعرانه ترت
خیلی مزخرفه
به نظر من اگر در مصرع آخر بعد از تو سه نقطه چین بیاد و ادامه بیت رو به ذهن مخاطب واگذار کنید خیلی بهتر میشه.
خیلی قافیه ی جالبی داره.متشکرم.
درخواستی از گردانندگان سایت عروض دارم و اون اینکه فونت سایت را کمی کوچکتر کنید و دیگر اینکه صفحات تاریخ داشته باشند.که دومی مهمتراست البته....
متشکرم
شعر بسيار شيكي بود. چند بار خوندمش و هنوز نگاه هوسناكي بهش دارم. شايد بپرسي چرا؟ زيرا تو...
دلم آنقدر گرفتهست كه هي ميخندم
كارم از گريه گذشتهست چرا؟ زيرا تو.
.
.
.ضربه شعر خوب بود
بارها پیش از این از این قافیه استفاده شده...ولی به نظر من شما خوب از پس مضمون سازیش بر اومدی!...
بارها پیش از این از این قافیه استفاده شده...ولی به نظر من شما خوب از پس مظمون سازیش بر اومدی!...
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
اميدوارم چشمهاتون رو روي اطرافيانتون نبنديد و به خاطر "تو" اونها رو نديده نگيريد.