رامتين زارع

1-
يك چاقو، يك كرم، ولي لاغر و خم
انديشهي سر به نيست كردن در دم
در بازي قطعه قطعه كردن من به-
افزايش نسل او كمك ميكردم
2
مجبورم ريل آهن ميدوزم
من سوزنبانم، پس من ميدوزم!
دهقان فداكار، دلم ميسوزد
يك روز براش پيرهن ميدوزم
«پلك»
عينك زده بود روي عينك عينك
چشمك زده بود روي چشمك چشمك...
ده چشم عجيب روبهرو را اين ديد؛
لك لك، لك لك، لك لك، لك لك، لك لك
۱ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۲ بֽظֽ
نظرات ۶
be nazaram bazi az karhaye shoma beyn shere form va forme mohtava daso pa mizane taklifeshoono roshan konid!!!!!!!!!!!
من به صورت رندوم(اتفاقي) بيت آخرتون رو هزار جور خوندم. آخرش هم نتونستم به وزن در ذهن شما دست پيدا كنم طوريكه از لحاظ رواني اغنا بشم. اميدوارم كه لكنتتون برطرف بشه عزيز.
salam
karatoonoo shenide boodam va hala baz ham khoondamkhoob va motefakerane and
rastii aghaye zare ghazale man chii shod???
baram bi zahmat mail bezanid khoda negah dar
مجبورم ريل آهن ميدوزم
من سوزنبانم، پس من ميدوزم!
دهقان فداكار، دلم ميسوزد
يك روز براش پيرهن ميدوزم
خوب بود
پیراهن دوختن طرح قشنگی بود
جالبناك بود
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
این هم تجربه ای است در شعر کلاسیک ولی .....
ولی نه چندان موفق به دل من که ننشست مخصوصا کار اخری