مامان بانو

شبيه منقلي هستم درونم شعله هاي تب
كه با هر شعله ميرقصند مار و افعي و عقرب
نميدانم چه تقديريست بر پيشاني اين لب
كه دارم غصه هاي خورده را قي ميكنم هر شب
مامان بانو اسير چنگ چشماتم چرا ماتن
دو تا نيلوفر آبي كه تو تالاب پلكاتن
عروسيه مامان بانو ولي تالارشون گوره
منم دامادشو رختم كفن با عطر كافوره
هوا سرده صداي ضجه ي بارون مياد بيرون
درو وا كن بذار بارون بياد تو سردشه بارون
تو مغزم مورچه ها با هم شرو كردن به را رفتن
زمين داغه يكي زير زمينو كم كنه لطفا
براي استخونام در گذاشتن رو به هم بازن
گمونم مورچه ها از استخونام برج ميسازن
عجب باهوشه اين مورچه پيانو ساخته از دنده
براي سيم گيتارش رگاي قلبمو كنده
داره از مرز سنگ قبر بيرون ميزنه دودش
الان ميريزن اينجا من با وحشت ميگم اين بودش ...
... كه!راستي تو كدومي ؟ سيب يا حواي افسرده
يا زالو بودي انداختم تو اين رگهاي خون مرده
كدوم آدم كدوم حوا؟ فريب مار و سيب بسه
بوي كافور و الرحمن ميدم امن يجيب بسه
مامان بانو حواست هس؟ زمستون رگ به رگ ميشه
صداي وق وق تحويل ساله سال سگ ميشه
سر جدت سر خاكم ديگه هفت سين نچين بسه
ديگه سرسام گرفتم تو يه سفره چند تا سين بسه ؟
تو گوشم دنگ دنگ ساعت ديوار ميپيچه
به جون هر دومون حس ميكنم ديوار ميپيچه
داره از لا به لاي آجرا گل ميزنه بيرون
يه جفت چشم از دل تير آهنا زل ميزنه بيرون
ببين آئينه رو با تنگ ماهي لب به لب كرده
داره هذيون نشون ميده مامان آئينه تب كرده
صداي قل قل از تنگ بلوره عشق نامرده
دماي آب بالا اومده ماهي رو قي كرده
مامان بانو كسي اشكاي ماهي رو نميبينه
سياهي ميره چشماش و سياهي رو نميبينه
دلش خونه چشاش تنگ بلوره ماهي قرمز
رو پولكهاش تماما جاي توره ماهي قرمز
مهدي استخر
۱ دی ۱۳۸۵ ۰:۰۱ بֽظֽ
نظرات ۱۲
سلام خسته نباشید از شعر زیباتون خوشم اومد وشعرهای کاست ابرو واقعا زیباست
منو میشناسی؟ من همونیم که داستان پوتین ها رو نوشتم
در کلاس داستان که با پیر نهان میاین ترانه هایکاست ابرو روهمیشه گوش میکنم
سلام علیکم
نه نظر دارم نه ....اصلا چی کار داری دلم خواست بیام یه چیزی بنویسم در ضمن دلم برات تنگ شده آقای استخر عزیز
كه!راستي تو كدومي ؟ سيب يا حواي افسرده
يا زالو بودي انداختم تو اين رگهاي خون مرده
كدوم آدم كدوم حوا؟ فريب مار و سيب بسه
بوي كافور و الرحمن ميدم امن يجيب بسه
مامان بانو حواست هس؟ زمستون رگ به رگ ميشه
صداي وق وق تحويل ساله سال سگ ميشه................................
عروسيه مامان بانو ولي تالارشون گوره
منم دامادشو رختم كفن با عطر كافوره
..........
اینجاهارو خیلی دوست دارم اوجه کارته به نظرم
.........راستی چرا وبتون رو تعطیل کردید؟
سلام اقای استخر خوبید؟من مامان بانورو خیلی دوست دارم ... کلی دنبالش گشتم تا ÷یداش کنم... واقعا عالیه....
و فکر میکنم که مامان بانو یکی از بهترین کاراتونه و خوشبختانه من این سعادت رو داشتم که این کارو با صدا و حسه خودتون تو کانون ترانه ی سینما ایرن گوش بدم همون جلسه ای که شما برای بار اول اومدید واقعا عالی بود همه میخکوبه مامان بانو بودن ........... حسه قشنگی بهم دست داد... مرسی ....
سلام مهدي جان
خيلي خوشحال شدم كه يه بار ديگه دارم مي بينمت و كاراتو مي خونم
مثل هميشه متفاوت
از خدا مي خوام كه هنوز منو فراموش نكرده باشي
يا علي
عالی بود . عالی
مامان بانو كسي اشكاي ماهي رو نميبينه
سياهي ميره چشماش و سياهي رو نميبينه
دلش خونه چشاش تنگ بلوره ماهي قرمز
رو پولكهاش تماما جاي توره ماهي قرمز
عجب رنگ و صدا و ساز خوش الحانی دارد این شعر... معلومه کجا بودی که تونستی این شعر رو بگی خوب معلومه ... و این خودش خیلی هنره .
بهت تبریک میگم و آرزوی موفقیت
salam ba inke ghablan shenide boodam vali bazam lezat bordam
شنیده بودمش....ولی بازم لذت بردم مهدی جان...
che doost dashtam in tavahomhaaye rang dar rang e pich dar pich ro ..
واقعا بايد به تفكر ت آفرين گفت
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
از اون مسیر اشنا اگه یروزی بگذرم ::::::::::::::::: عقربه های بی خبر دقیقه هامو پس بدین هرچی شما بگین فقط :::::::::: مسیر اشنا واقعا شعر زیبایی است من هم دلم میخواهد این طوری شعر بگم چی کار باید کنم که شعر های به روز بگم؟