| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  خدایش بیامرزاد حسین منزوی را  

مریم جعفری آذرمانی

حسین منزوی در مقدمه‌ی كتاب « از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها» می‌نویسد:« می‌دانستم كه در میان كاغذپاره‌هایم شعرهایی دارم كه بی‌آنكه كاملن از یاد رفته باشند خاموشانه در نوبت فراموشی‌اند! در حالیكه هر یك پاره‌هایی از وجود من و بریده‌هایی از زندگی من بوده‌اند و هنوز هم هستند و بخور كه همانا پاره‌ای از گوشت من است و بنوش كه همانا جرعه‌ای از خون من ...
شعر اگر قادر باشد خود از خود دفاع خواهد كرد و خواهد ماند و اگر نه از گردونه بیرون خواهد افتاد و از یادها خواهد رفت...»

خدایش بیامرزاد حسین منزوی را كه همواره در جلسات شعر تهران از هر قشری ، حضور می‌یافت و دست كم، خودش و شعرش مدافع یكدیگر بودند اما وقتی دعوت حق را لبیك گفت، هزاران صاحب و وكیل و وصی پیدا كرد از جمله چه ناشرانی كه سود اگر چه نه بسیار از چاپ شعرهای منزوی بردند و دیگر هرچه منزوی نوشته بود وحی منزل شد ( به قول جلیل دوستخواه: سخن ایزدی فروفرستاده!). این ناشران دیگر به غزلهای منزوی هم بسنده نكرده اند و هر چه كه منزوی نوشته ( فرض می‌كنم كه همه‌ی ناشران راستگو هستند!) از شعر نیمایی و سپید و آزاد و دربند و هر چیزی كه یك نویسنده می‌تواند بنویسد از منزوی در آمد. ( اگر فردا نامه‌هاي حسين منزوي به سيمون دو بوار چاپ شد تعجب نكنيد ) خب این اتفاقات طبیعی ست.

اما وقتی چشمم به كتاب « تیغ و ترمه و تغزل ( نه ترمه و تغزل ! ) » افتاد دیگر برنخاست و مجبور شدم كه این سطرها را بنویسم . روی جلد تقریبا نشان از یك كتاب بازاری عامه پسند دارد كه البته مهم نیست آنچه حساسیت بر می‌انگیزد ناشی‌گری نشر آفرینش و جالبتر از آن ادعای كسی است كه خود را مصحح!!؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟ نمونه‌خوان!! و شارح!!!!؟؟؟ كتاب معرفی كرده است .

بیشتر غزلهای كتاب را در كتابهای دیگر منزوی خوانده ایم اما جالب است كه این كتاب به دست‌نویسهای منزوی تاكید دارد و هر جا كه ایراد وزنی و دستوری و غیره در دست نویس بوده آن را ملاك قرار داده است در حالیكه اكثر غزلها قبلا در كتابهای دیگر منزوی چاپ شده بود و نسبت به نسخه‌ی دست نویس تفاوت پیدا كرده بود یعنی اینكه در واقع ، ایراد آن برطرف شده بود. بدیهی ست كه شاعر، پیش از انتشار، دست‌نویسهای خود را ویرایش می‌كند پس چه لزومی برای بازگویی آن وجود دارد؟ بیشتر غزلهای كتاب دارای زیرنویسی‌ست كه مصحح! اضافه كرده است موارد بسیاری وجود دارد فقط به چند مورد آن اشاره می‌كنم و در مواردی از همین دست نیاز به توضیح نمی‌بینم زیرا مخاطبان هوشمند غزل خود در خواهند یافت:

- در صفحه53 كتاب این مصرع آمده است:
« چه دستی سیب عشقم چید و گم شد در میان مه»

و در زیرنویس اشاره شده كه در كتاب «با عشق از حوالی فاجعه» این مصرع به این صورت بوده:
«چه دستی میوه‌ام را چید و گم شد در میان مه»

- در یادداشت صفحه 14 در مورد این مصرع:
«قافیه زنگ كلام است آری اكنون بشنوید»
در زیر نویس یادداشت كه به نام مصحح! است كه قبلا در كتاب« ترمه و تغزل» خود منزوی به آن اشاره كرده است.

- بیتهایی در بعضی جاها حذف شده كه ناشر آورده است.

- در كتاب «از خاموشیها و فراموشیها» چاپ 81 صفحه‌ی 22 این بیت را می‌بینیم:
«لبت باهار سرخه میشه یه روز ببینم
گل از لبت بچینم دونه دونه دسته دسته؟»

اما در كتاب اخیر البته بدون زیر نویس! به این صورت آمده است:

«لبای تو باغ بوسه‌س، میشه كه یه روز ببینم....»


- بیت زیر در صفحه‌ی 150 آمده است كه:
«شد تشت پر زخون سیاووشها، ولی
یك تن به پای مردی اینان، خطر نكرد»
كه بدون زیر نویس است و صحیح‌تر آن در«از كهربا و كافور» آمده است كه كلمه‌ی پای مردی!! پایمردی بوده است.


- در « با عشق در حوالی فاجعه» بیت زیر هست:
«گل بی رخ یار خوش نباشد» آه!
ای یار! بهار را ضمانت كن

اما در صفحه‌ی 51 كتاب اخیر به جای ضمانت ، حمایت آمده است!


- در با عشق در حوالی فاجعه این بیت هست:

اینك و آنكم دگر از تو شده ست بارور
آه كه بی تو شد هدر، پار من و پریر من

اما در صفحه‌ی 19 جناب مصحح! «اینك» را «اینكم» نوشته و در زیرنویس توضیح داده است كه:
«همانگونه كه می‌بینید مصرع اول اشتباه نوشته شده است دست‌نویس شاعر نیز اینگونه است امید دارم فرداها متولیان، دلسوزان و خویشاوندان نسبی و سببی او فریاد« اندوها» سر ندهند كه مصحح نتوانسته است خوب دست شاعر را بخواند البته به راحتی می‌توان آن را اصلاح كرد اما من هیچ گاه چنین اجازه‌ای به خود نمی دهم و به همین یادداشت ...»

نكته‌ی دیگر اینكه در مقدمه‌‌ی مصحح!! آمده است كه :
«...باید یاد آور شد كه پیشتر ها تمامی شعرهای شاعر به انتشارات آفرینش واگذار شده بود و مسلما چاپ آنها پیگرد قانونی داشته است( و البته دارد)...»
اما این سوال مطرح می‌شود كه چرا پس از مرگش یادتان افتاد؟

و در مقدمه‌ی ناشر می‌خوانیم:
« در این روزگار بی‌گمان كار فرهنگی - خصوصی بلاهت و سفاهت محض است » (!!)

13/11/85
مریم جعفری آذرمانی


   ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۰۲ بֽظֽ
نظرات ۱۰

درود بر شما. خیلی خوشحال شدم که هنوز کسی هست تا از خیلی ها دفاع کند. خیلی هایی که منزوی بودن چه دیروز و چه امروز.
من هنوز غصه می خورم که اهالی شهرم حسین منزوی را نمی شناسند. و به قول منزوی: "مرا منزوی کردند."


حد تو رثا نیست غزای تو حماسه است
ای کاسته از شان تو این معرکه گیران
جانا سخن از زبان ما میگویی...وقتی در تهران چشمم به کتاب تییغ و...افتاد حیرت کردم از حماقت آن عالیجناب ..واقا چقدر پول دراوردن به اسم این و آن راحت شده ...
روزگار غریبی است نازنین..آنک قصابانند با کنده و ساتور بر گذر گاهها مستقر...


نوشتن از بزرگان ادبیات برای ما فریضه و دفاع از حقوق به راحتی شکننده ی آنها وظیفه است.از اینکه دقت به خرج داده و موشکافانه به معضل نشر امروز را که نه از اهمال که مطابق برنامه ای مدون است پرداخته اید جای خرسندی است.اما ادیت و ویرایش بر حسب سلیقه بارها شرافتمندانه تر از مقوله ی ممیزی هدفمند برای بی عصمتی شریف ترین مرد یعنی شاعر است.با همین دقت کتاب (در حیات کوچک پاییز در زندان)اخوان ثالث چاپ قم!!!!!!!!!را بخوانید تا عمق تخریب را شناسا باشید.


چه باید کرد؟ چه باید کرد؟چه باید کرد؟چه باید کرد؟چه باید کرد؟چهچه باید کرد؟ باید کرد؟چه باید کرد؟


متاسفانه اینقدر از این دست اتفاقات در زمینه های مختلف پیش می آید و آمده است که به امری کاکلا عادی بدل شده است . مثلاهایی از این دست می آورم : هنوز کتابهایی از یادنامه ها و نقل قول ها و خوانش ها در مورد هدایت منتشر می شود ( من نمی دانم مگر هدایت بدبخت چند سال عمر کرده که توانسه اینهمه حرف و کار بزند و بکند ؟ ) شاملو وقتی فوت کرد از در و دیوار نشریه و مجله و روزنامه و هفته نامه و ماهنامه و فیلم و سریال و نوار کاست منتشر شد . فکر می کنم همه منتظر نشسته بودند تا شاملو سرش را بگذارد زمین تا همه ی اینها مثل قارچ از زمین سبز شود . خلاصه از این دست چیز ها زیاد است . فردا می بینی دست نوشته های خلوت حسین منزوی هم منتشر شد . ای بابا . توقع هایی داری ها


اين كارهاي احمقانه و سودجويانه هميشه بوده...مگر در مورد هدايت، شاملو، چوبك، گلشيري، فرخزاد و ...اينطور نبود. اما شما كار بسيار درست و به جايي كرديد كه اين مطلب را نوشتيد و اين دقيقا كاريست كه بايد انجام شود در برابر كثافت كاري ناشران و مصححان و ...
از دقت و بيان جزئيات هم ممنون.
خوش باشي!


شاعر تورا زین خیل بی دردان کسی نشناخت
تو مشکلی و هرگزت آسان کسی نشناخت
...


این دست کارها همیشه بود، اما مدتیه که بیشتر شده. وقتی کتاب خوب کمتر چاپ می شه، قاعدتن کتاب سازی بیشتر خودش رو نشون می ده.


سلام و سپاس / همیشه اینگونه اندیشه های کرم خورده دست به کارند و اندیشه های باز در مشتهای یک مشت سرباز.


قبلآ هم صابر موسوی در فرهنگسراهای مختلف و خانه شاعران تقریبآ همین مسایل را گوشزد کرد خوشحالم که شما هم نسبت به این مساله واکنش نشون دادین اما این جور عکس العمل ها کارساز نیست باید جدی تر و به شکل قانونی این جریان رو متوقف کرد چون ممکنه بعدآ نوبت شاعرای دیگه هم برسه..


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض