آرام کمایی

آرام کمایی 5 /3 سال دارد این شعر او از هفته نامهی عروسک سخن گو شمارهی 179 مهر ماه 85 انتخاب شده :
"این اپوهه "
اینم پاشه .
اینم پاشه .
اینم دستشه .
اینم دستشه .
اینم چشمشه .
اینم چشمشه .
این اپوهه .
سگ .
نمیدونم چیکار کرده .
خوب نرفته بوده سلمونی . دیگه
خب بهش میگفتم برو نرفتش .
حالا دیگه میخواد بره .
سلمونی دیگه .
دیگه پسر خوبی شده .
ما رفته بودیم بخریم .
بعد عکس بگیریم .
یه بازی اسب دیدم .
ماشین دیدم .
باهاشون دارم بازی میکنم .
شلوغم بود اونجا بازی میکردن .
مامانم نذاشت .
هی میخواستم سوارشم .
مامانم نذاشت .
۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۰۱ بֽظֽ
نظرات ۲
این بخش بچه ها خیلی جالب بود
خیلی خیلی
.
.
.
خوشمان آمد
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.
عزیز دلم