| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  فرشته ها خودكشی كردند  

سهند عارف

دانلود کتاب "فرشته‌ها خودكشی كردند"

مجموعه " فرشته ها خودكشی كردند " مجموعه ایست كه نمی توان از كنار آن بی تفاوت !‌ گذشت . در فضای شعری ما كه همیشه برخوردهای جذمی بر جریان های آوانگارد با حتی كسانی كه دغدغه ی نوپردازی داشته اند سایه انداخته ، حضور قوالب كلاسیك با فرمت های جدید و دغدغه هایی نو در كنار شعر آزاد می تواند پای مخاطبان بیشتر را به ادبیات آنهم از نوع متفاوت آن باز كند . البته بگذریم از این كه كلن " مخاطب " موجود مشكوكی است و اصلن معلوم نیست از چه قماشی است این " مخاطب " .

باد كردن بادكنك ِ روایت از یك طرف و تركاندن آن از طرف دیگر باعث شده كه تكلیف شاعر با غزل روایی روشن شود . یعنی به نوعی عبور از این ژانر است كه به خودی خود باعث می شود اشعار تشخص – یابند – مثلن در قصیده هواپیمای سوراخ سعی شده با استفاده از عنصر تكرار یك بیت :
" پدر گرفته در آغوش نعش خواهر را
و مادرم كه به پا می كند سماور را "

و تغییر كلمات و جابجایی شخصیتها ، از روایت فرار كند و شكل منسجمی به قصیده ببخشد به طوری كه ارتباط عمودی ظاهرن حفظ شده باشد ولی در باطن بخواهد از آن فرار كند و به ارتباط ساختاری دست پیدا بكند . در واقع ! آنقدر به روایت فشار وارد می شود كه " او " وادار به خودكشی می شود . آنهم با قرص . قرصهای مشكوكی كه ( می تكاند یك " میم " دیگر را ) شاید این میم همان مخاطب مشكوك باشد كه حالا چیزی شبیه قرص شده است .

بعد غزلی كه خوشم می آید صفحه 16 است كه در مطلع مرد دلش می گیرد و در مخرج ! غزل تمام می شود و آفتابه را بر می دارد . برخورد طنز آمیزی كه كمتر در اشعار جدی دیده شده و باید جدی تر به آن پرداخت . یعنی به آفتابه و این مسائل . چون بازتابی است از شرایط و از آن گزیر و گریزی نیست .

قال سید مهدی الموسوی فی صفحات 20 و 21 :
" كتاب آشپزی در ادامه یخچال
و باز مثل همیشه زن خوشحال ! "

می توان گفت كه در این كار پختار ( به جای ساختار ) كه البته در قالب كلاسیك بحثش فرق می كند ، ناقص می نماید . یعنی با آمدن " صداها " ی مختلف در ابتدای مصرع ها ، شاعر پختار ( به جای ساختار ) را از دست می دهد و به ظاهر با تكرار این كلمات می خواهد فرم را نجات بدهد كه البته فكر می كنم این اتفاق هم نمی افتد . به واقع !
پختار روزمرگی ( به جای ساختار روزمرگی ) دچار روزمرگی پختار ( به جای روزمرگی ساختار ) شده است . كه البته طبیعی می نماید و منطبق بر محتوای شعر است . یعنی این واقعیتی محتوایی و قرائتی محتوایی تر برای تك تك زنان خانه دار تو سری خورده ی دچار روزمرگی شده ایست كه در این شعر وجود دارند و شاید جای كمی برای تاویل و خوانش های متفاوت باز كند . شاعر ابیاتش را به خوبی با چاشنی و ادویه پخته است اما غذا ،‌غذایی سنتی است مثل " خورشت آلو " و در كل : رمانس روزمرگی زنان خانه دار !

در قصیده میزگردی برای فواید صابون فضا كاملن شهودی و ناخودآگاهانه است و این به تسلط و درونی شدن وزن در شاعر برمی گردد . اینكه من از كجا می دانم بماند برای بعد . شاعر در ناخود آگاهش در محیطی لیز آب و كف صابون غلت می زند و تا پایان شاید فقط در دو یا سه بیت مثل :
و من خودم به شما قول می دهم – من را
كه شاید آه ! بیفتد زمین به دست جنون

كه شاید آه ! – كه شاید آه ، كه شاید آه ! كه شا ...
حضور قطعی امروز و لاله گلگون !

از این محیط خارج شود ولی در بقیه سطور با توجه به موزون و مقفا بودن و همچنین تصاویر نسبتن زیبا مخاطب می تواند در لذت مولف ! شریك شود و متن را ادامه بدهد مثل :
و چند مرد به دنبال هیچ می گردند
میان تلویزیونی میان تلویزیون

و یا بیت بعدی :
شكوه ملتقط گفتمان كه در ژانر ِ ...
بله ... و از نظر مضحك شما ممنون

شاعر بعدن در غزلهای تك بیتی كه از زبان نوشتار خارج شده از نوعی

نشانه های شمایلی سود می برد كه نمونه ی موفق آن :
مرد می رود و می رود و می رود
بعد هم سوار یك دوچرخه می شود !!!


است و نمونه ناموفق آن در :
خدا وزیر خودش را ...
در ؛ مرد می رود ...

شاعر به موقعیتی رسیده كه خود را از قید و بند قالب آزاد می كند و موفق به بازنمایی نوعی امر والا و یا امر غیر قابل بازنمایی می شود . امری ادارك شدنی اما غیر قابل نشان دادن . چیزی كه در تصاویر آثار این مجموعه كمتر پیدا می شود . یعنی ما در سایر آثار این مجموعه بیشتر با امر پیش و پا افتاده سروكار داریم اما در این اثر با یك بازی زبانی مواجه می شویم .

البته نه به مفهوم سردستی ِ دهه هفتادی آن . بلكه با رمزگانی مواجهیم كه سعی می كند بوطیقای خود را تغییر دهد و ابزار خوانش خاص خودش را بطلبد . بازی زبانی با مفهوم كاملن وینگنشتاینی آن .

و در پایان امیدوارم آقای مهدی موسوی موفق شوند هر چه بیشتر نشان بدهند كه " چیزهایی هست كه قابل نشان دادن نیست "


   ۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۰۵ بֽظֽ
نظرات ۰

نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض