مشت

این روزها پیاپی به دستانم خیره می شوم. زیر و رویشان را بر انداز می کنم. گاه خیال می کنم که بین خطوط کف دستم راه می روم یا دنبال راهی می گردم که نمی یابمش.
حسی در درونم شعله می کشد ،حسی که متضاد و پیوسته و متحد است.حسی آمیخته از حسد وحسرت همراه با شادی و شعف.
احساس می کنم در دستانم چیزی بوده که اکنون نیست .احساس می کنم چیزی عزیز از کف دست عرق کرده و خیسم لیز خورده و در رفته است.
احساس می کنم روزی این انگشتان با بسته نشدنشان همه آب جمع شده در کف دستانم را ریختند و آب ریخته را کسی نمی تواند جمع کند.
دلم می خواهد دستانم را مشت کنم و انگشتانم را به کف دستم فشار دهم آن طور که جای ناخنهایم عمیق شود در گوشت دستم و سوزش جهش خون از زخمهای آن مزه شوری در دهانم به جا گذارد.
اگر این دستها این گونه فشرده بودند چیزی از آن آب در کف دستانم باقی می ماند؟
دستم را که باز می کنم خون از دانه دانه شیارهای جای ناخنها بیرون می زند. کف دستم مرطوب است از عرق. کم کم همه کف دستم سرخ می شود و ناخنهایم که سیاه سیاه شده بودند ، حالا رنگ ارغوانی به خود می گیرند.
انگار همه آن آبهای از دست رفته با خونم روان می شوند و خونابه ای به راه می اندازند. باز دستم را مشت می کنم،بالا می آورمش. درست جلوی چشمانم. فشارش می دهم. خونابه ها از بین فشردگی کف دست و انگشتها آرام آرام و بی هیچ عجله ای می چکند.
حسرتم در از دست دادنش در پشت حسدم به دستم که روزی آن را در خود گرفت ، و غضبم به او که رهایش کرد گم می شود.
دستم را رها می کنم پایین. مشتم خود به خود باز می شود وفشار بیرون زدن خون را از شیارهایی که حالا عمیق تر شده اند ، حس می کنم. با یاد آن روزها ، قلبم تندتر می زند ، سرم به دوران می افتد و حالتی خلسه مانند می یابم.
صدای چکیدن یک قطره از خونابه ها از سر انگشت سبابه ام بر روی کاغذی که پای میز افتاده است و پر است از خاطرات ، به خود می آوردم.
با دستانم چشمها و گونه هایم را پاک می کنم و بی احساس به جایی در دور دستها بر روی دیوار سفید و بی نشانه رو به رویم خیره می شوم.
صورتم باید سرخ شده باشد.
علیرضا کرباسیون
۱۵ بهمن ۱۳۸۵ ۰:۰۳ بֽظֽ
نظرات ۰
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.