ترجمه شبانه(۳)

ترجمه شبانه(3)
محمد حسن نجفی
- ترجمه، كاریكاتوری است از چهرهی یك متن دیگر(متن اصلی؟?) كه خودش كاریكاتوری است از چهرهی متنی دیگر: زبان.
- آیا زبان، خودش یك كاریكاتور نیست؟
- زدی توخال!(هیس!!)
[] [] []
: نظر تو چیه؟
: والله چی بگم!؟?!...،:(
: دو زبانه بشه یا فقط ترجمهی فارسیرو بزنیم؟ ناشر میگه فقط فارسی، من كلید كردهم كه متن اصلی هم بخوره. یعنی صفحهی طرف چپ، متن اصلی، روبروش، صفحهی راست كتاب، فارسیش.
: خب ... یه جورایی ... هم اون میشه ... هم این میشه ... مگه خودت نمیگی كه خود زبان هم یه جورایی بدله، كاریكاتوره، جعله، عكسه، چهمیدونم ... از این واقعیت برتر؟... از یك Ideaی افلاطونی؟ از یه ... چه میدونم!...!
: ... آره ... ولی آخه
: آخه نداره. شعر كمینز، نثر جویس، نثر كمینز، شعر جویس، و دهها نفر دیگه. بازیهای زبانیای كه تو متنهای این جونورها هست، چه جلوی چشم خوانندهی ترجمهی تو باشه، چه نباشه، بههرحال ترجمهی تو یه متن خاص خودشه. ربطی به اون متنها نداره. خودت قبلا گفتی دیگه! قبول داری؟
: آره ... ولی آخه
: آخه نداره.
: دِ رُخصت بده من حرف بزنم! همهی این صحبتا درست! لیكن ... مسئله اینه كه من قصدم از گذاشتن یه متن فارسی به عنوان ترجمهی فلان متن، روبروی اون متن، این نیست كه بگم آی ملٌت! این معادل فارسی این شعر فلانیه، یا معادل این متنه، حالا شعرِ(؟!،:{؟؛) مثلا ... چه میدونم ... كمینزه، یا گرترود استاینه، یا هر كس دیگه. بلكه قصدم اینه كه بگم آهای! اینی كه داری میخونی، معنای اون متنه كه صفحهی روبرو میبینی.
: معناش؟!!
: آره داش! غیر از اینه كه معنای هر پدیدهی زبانی، هر كلمه، هر جمله، هر متن، ترجمه ناپذیریه؟
: نه والله!!
: اصلا اگه ترجمهی خالی، بدون متن اصلی بخوره، كه دیگه كاریكاتور نمیشه! خودش میشه یه چهره كه میشه ترجمهش كرد، یعنی كاریكاتورشو كشید زد روبروش، و بگیر تا آخر.
[] [] []
: هیس!!
۱۵ فروردین ۱۳۸۶ ۷:۰۰ بֽظֽ
نظرات ۰
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
این قوانین از تایخ 86/2/22 قابل اجراست.