| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  شعرآزاد  

نصیر نصیری

هرگز پرنده‌ای با عصا ندیده بودم
نمی‌دانستم
آنکس که نمی‌دود
پرواز را می‌داند
و رودخانه‌ای
که از سنگلاخ می‌گذرد
گام‌هایی از آهن دارد

ادامه مطلب »
طاهره بارئی

زن همسایه
روی باغچه آمده
امروز
پس ازآنهمه ماهها
با گالش‌های سبز
جلیتقۀ بادی
چنگک فلزی
و یک شیئی عقربه‌دار
به کاوشگری شبیه است

ادامه مطلب »
رامتین زارع

من عراقم
تو اگر ایرانی
به من بچسب
تا با هم عرق بکنیم.
اگر همین‌طور تا آخر
کش ورها بخواهند بچسبند
جزیره شده‌اند!

ادامه مطلب »
پگاه احمدی

زانوهایم را در ماهِ كامل بغل كنم
همه‌چیز از حالا نزدیك است
وَ «شمس و طغری» هم،
زیرا من از كناره‌ی سینی‌ها می‌ریزم اگر دروغ بگویم
زیرا من
مثلث‌ام را در خون، پرت كرده‌ام

ادامه مطلب »
علی رضا دانش پژوه

لبهات می‌لنگند
وقتی داوینچی رهات می‌کند
صبح است
و آفتاب‌گردان‌های ون گوگ
به حس شهوت
به سوی تو می‌چرخند

ادامه مطلب »
الاهه یزدی

شندل و مندل اسکانیو آنتونی کویی و ماندی نیا در شهر شلغم زندگی می‌کردند آنها به مدرسه می‌رفتند یک شب برف زیادی آمد و ...

۸ ساله

ادامه مطلب »
سید حمیدرضا میرحبیبی

تونل های طونالی
در یه دونه جا
سد بغلش بود
توی کوه
تونل طونالی
درخت داشت

۱۰ ساله

ادامه مطلب »
آرنگ علم شاهی

مادرم آمد
از میان آب آمد
پدر در زد
بهار هم همراه او در زد
من غنچه شدم
پدر مُرد
بهار رفت و دیگر نیامد
خدا میوه بود و خوشرنگ بود
من باران بودم
جزو هوا بودم

۱۳ ساله

ادامه مطلب »
آرام کمایی

اینم پاشه .
اینم پاشه .
اینم دستشه .
اینم دستشه .
اینم چشمشه .
اینم چشمشه .
این اپوهه .
سگ .

۵ /۳ ساله

ادامه مطلب »
نصير نصيری

اين دو تن يك تنند كه رو به زيبايی می رقصند يكی بازيگرند يكی تماشاگر

ادامه مطلب »
احمد رضا احمدی

شايد هزار بار از اين كلمه‌ی جراحت به خانه پناه برده‌ام . گاهی در كنار اين كلمه آتش افروختم – گاهی در كنار اين كلمه به خواب رفته‌ام . اما من در كنار اين كلمه زندگي كرده‌ام .

ادامه مطلب »
جلال سرفراز

رنگ از بیرنگی آغاز می شود. سنگ از تهی . فصلی كه از میان فصل می گذرد. و نام دیگری از من كه در عبور از همه ی فصل ها تكرار می شود.

ادامه مطلب »
آذر كيانی

امروز چقدر شعرم تاريك است
مثل روزي می‌ماند
كه سر صبح‌اش را بريده باشند
دست‌هاي ظهرش را همين‌طور
و شب‌اش ...

ادامه مطلب »
نادر کامیاب

باران می‌بارد
اگر در آسمان آب هست
ماهی هم هست

ادامه مطلب »
زری محمدی خرمی

تا زمانی‌که
برنامه‌های کودک تکرار می‌شود
من هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شوم .

ادامه مطلب »
حامد روزی طلب

پنجول می‌کشم بر آب
آب طوریش نمی‌شود
خودم دارم خفه می‌شوم

ادامه مطلب »
اینک به سوی ضد شعر

حتا اگر بپذیریم که در عصر جدید به سر می بریم – موضوعی که حیثیت داده پردازانه ی آن سخت زیر سوال است – می توانیم شعر جدید را بی خیال شویم. عصر جدید، شعر جدید نمی خواهد. شعر نمی خواهد. توانی می خواهد که شعر را کنار می گذارد و از حیثیت می اندازد. مانیفست می تواند روی پای خودش بایستد و این قابلیت را دارد که شعر را با تمام سرگرمی هایی که برای شهروندان به دنبال می آورد تنها بگذارد.
علی سطوتی

ادامه مطلب »
خدامراد فروهر

پرندگان
از بالاي سرت پرواز مي كنند
اززير پايت فرار مي كنند
پرندگان

ادامه مطلب »
ایمان مومنی

در راه رفتن به جنگ جهانی سوم
بر اثر برخورد با کبوتری سقوط کرد
هواپیمایی که بر پشت‌بام خانه‌امان افتاده بود
من به خلبان گفتم : که جنگ خیلی بد است

ادامه مطلب »
مونا طالشی

دریا .
شتران تشنه کف .
بر لب آب آمده .
می‌تابانند نور را .
از زیر پاهایشان کف شنها .

ادامه مطلب »
سهند عارف

قطره قطره
فرتق فقرا در بیاورید بیاوری شهم در و کاسه بیاور
به پای تو بشورد
تا چای تو بشورد
که باز هم بیا کنار دغدغه و ماساژ بده بیا به پای دغدغه شاعر بیا به پای دغدغه تا عقده وا کنم .

ادامه مطلب »
رضا مهدوی

در رفتن یک میخ
با یک حرکت کوچک از دیوار
می‌تواند
به شکستن تابلویی منجر شود
که هزاران حرکت انگشت .

ادامه مطلب »
الیاس الاجگردی

کوفتگی از off می‌آید
تا مثل شیطان دم بخت
تا قمر
قوز بروم
تاب بخورم
تا بخورم
Off از من بپرد

ادامه مطلب »
شمس لنگرودی

سپاسگزارم درخت گلابی
که به شکل دلم درآمدی ،
چه تنها بودم .

ادامه مطلب »
رامتین زارع

مرغ درخ تکی ست تک محصولی
او جای برگ ، پرگ دارد
میوه‌اش می‌شود تخم
تخم می وه شوداش
تخم از بیوه است
ازمونث بیرون رفته

ادامه مطلب »
محمد حسن نجفی

رورا !
دست ات را
بگذار
روی دست ام
ــ می خواهم تاخیر بشوم ــ

ادامه مطلب »
سارا میرابی

جسد گربه
روی آسفالت
هر بار
لاستیک جدیدی را
لمس می‌کرد

ادامه مطلب »
اسماعيل خوئي

وقتي كه من بچه بودم
در هر هزاران و يك شب
يك قصه بس بود
تا خواب و بيداري خوابناكت
سرشار باشد

ادامه مطلب »
اعظم حسيني

گوشه‌ي سمساري
مردگان گپ مي زنند
پوتين : آخ چقدر دلم لك زده
براي كوبيدن
تو دهن هر چي حرومزاده‌س

ادامه مطلب »
مونا طالشي

من مي‌روم
پدر را
از شانه‌هاي تخم‌مرغ
بگيرم
و بتكانم از
سيگارهاي بهمن

ادامه مطلب »
سهند عارف

هيچ كس بيش از Gilete با اصلاح آشنايي ندارد

ادامه مطلب »
علیرضا حسینی

به خانه برمی گشت
چهل سال به خانه بر می گشت
پیش خود اندیشید :
" باید کاری کرد "

ادامه مطلب »
شعر ژاپن

چکاوک
فقط آوازش حس می شود
چیزی به جا نمی گذارد

ادامه مطلب »
گونتر گراس

خیاط به من گفت :
شانه راستت پایین افتاده است
و من برافروخته گفتم :
چون کیف مدرسه ام را
همیشه روی همین شانه می انداختم .

ادامه مطلب »
بیژن جلالی

بهار امسال را
فقط از پشت شیشه ها
دیده ام
شیشه پنجره و شیشه
عینکم .

ادامه مطلب »
نصرت رحماني

اي دوست
اين روزها
با هركه دوست مي شوم احساس مي كنم
آنقدر د وست بوده ايم كه ديگر
وقت خيانت است

ادامه مطلب »
حافظ موسوي

تمام اين مسافرخانه
از عطر دستهاي تو
پر خواهد شد

دهان اگر باز كند
اين چمدان!

ادامه مطلب »
محمد تنگستاني

عینک ام حریم من است
هنگام ورود بسم الله بگو
بچه که بودم
قطار مشهد مقدس بود

ادامه مطلب »
سروش سمیعی

بال در می آورد واژه ،
تا فرار کند
از صفحه ی اول رویدادهایی که روی خوش نشان نداده اند

ادامه مطلب »
احسان مهدیان

دارم کشف می کنم :
میدان بلاتکلیف ترین خیابا ن درعلاقه ی بیکاریست
آدم چه کشفها ی زیادی که نخورده است

ادامه مطلب »
مثلا سالگرد شاملو

قلمرو ِ سر فرازی ِ ما
هم در این ساحل ِ ویران بود ،
دریغا
که توان و زمان ِ ما
در جنگی چنین ذلت خیز
به سر آمد

ادامه مطلب »
ریچارد براتیگان

اونا ایستاده بودن کنار یک هواپیمای دو باله
بسیار خب :
یک هواپیمای قدیمی

ادامه مطلب »
امير خالقي

گردش برگهاي تقويم ترا لخت كرده است اينچنين كوتاه كوتاه
راه مي روي بر اين سياه چال

ادامه مطلب »
ژاک پره ور

ژاک پره ور متولد " بلبک " Bolbec " و چند سالی کار مند " لو هاوره " Le Havre در آغاز جنگ به پاریس آمد

ادامه مطلب »
مهدی بهرنگ راد

صدايي شفاف
كه از بين انگشتان مغزم
رد مي شود

ادامه مطلب »
فراخوان ِ سپید

شعر یک ترس ، یک وحشت و یک پدر سالاری نیست . ادبیات نه در دست کسی است و نه کسی می تواند آنرا بدست بگیرد

ادامه مطلب »
وحيد ضيائي

نه بي شرمي در فراز عطش، صبح را در گلو مي فشارد به تماشاي پرياني كه با عطسه اي از ذهن باد مي افتند

ادامه مطلب »
سامان بختياري

صحنه می ریزد در جیبم
و فوتونهایی می بارند بر کلاهی مستعمل

ادامه مطلب »
بیژن باران

با بوسه های رقصان شکوفه برپوست من، زیر سایه دامن مدورش

ادامه مطلب »
نگاهی به مقوله سیستم

مجموعه تفکرات و اندیشه ی هر شخص در جهان هستی در واقع مکتب فکری یا ایدئولوژی او را تشکیل می دهد

ادامه مطلب »
مصطفی تیرگر

در آسمان افتادنی ستاره بود
که در کاسه ی من
و کاسه ی من بود در میان ستاره
وگرنه آسمانی در کار نیست
که بچرخد دور خودش

ادامه مطلب »
نيما صفار

...

فکر که می کنم خوب می بینم نمی دانمت
خدا بزرگ است می ماند انشاالله

ادامه مطلب »
احمد شاملو

تهيه و تنظيم: آيدا
ترجيح می‌دهم که شعر شيپور باشد نه لالايی.

ادامه مطلب »
طناب کجاست , مارینای** مادر ؟

دوست بزرگوار سهراب مازندرانی سالهاست که عمر خود را برای ادبیات صرف کرده است

ادامه مطلب »
این بخش خودش را سانسور نمی کند

سایت عروض خودش را شروع می کند . حال در این میان حضور بخشی تحت عنوان شعر سپید به عقیده من از زیبایی های توریستی ! و غیر توریستی در این سایت می تواند باشد

ادامه مطلب »
محمد تنگستاني

متولد ۱۳۵۹ .مهندسي پزشکي خونده و از شعراي خلاق از نخلستانهاي جنوب و به گفته خود شاعر :
رستم دستان مهاجر جنگ تحميلي

ادامه مطلب »
ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض