معرفیومصاحبه
مصاحبهی محمدحسن نجفی با دکتر فرزاد حمیدی در ارتباط با کتاب «تحلیلی نو بر پارادکس راسل و پیوستار همراه با یک هندسهی جدید».
این کتاب توسط سایت عروض منتشر شده و در لینک زیر میتوانید کتاب را دانلود کرده و بخوانید.
محمدحسن نجفی:
۱. با تشکر از شما، جناب حمیدی عزیز، که با همهی مشغلههای فکری و کاری، پذیرفتید این گپ مختصر - اما البته جدّی - را با هم داشته باشیم. باری، بهعنوان اولین سوال، و با توجه به اینکه رسالهی "تحلیلی نو بر پارادکس راسل و پیوستار همراه با یک هندسهی جدید" از طریق کتابخانهی الکترونیک سایت عروض (www.arooz.com) در دسترس همگان قرار دارد، میخواهم بهجای طرح مسائل تحلیلشده در خود کتاب و بیان دیدگاهتان و در واقع بهجای تکرار مکررات و توضیح واضحات، بپردازیم به یکی از مباحث مهم در حوزهی فلسفهی تحلیلی، و اینکه اساسا ریشه یا انگیزهی شما در رویکرد به این نحله از فلسفه، و مشخصا در رویکرد به برتراند راسل و این نظریهی او، چه بوده است؟ چه جذابیت یا اهمیتی در این مقوله یافتید که وقت و ذهن شما را وقف خودش کرد؟
۲. امروز، در اروپا، کدام رویکرد یا مبحث و مقولهی فلسفی در محافل و یا نشریات بیشتر مورد بحث و نقد و تحلیل، قرار میگیرد؟ و آیا هنوز مباحث شالودهفکنی یا واسازی (deconstruction) و مسائل تقابلی ِ مدرنیته و پستمدرنیته، اولویت دارند؟
«این شرح بینهایت»
فرهاد اکبر زاده:
برای شروع مقداری از سابقه ادبی، ترجه و ترجمه و فعالیتهای دیگرتان بگویید.
پگاه احمدی:
به سابقه اعتقادی ندارم، البته به تداوم چرا. مقصودم این است که برای ارزیابی کیفیت ِ کارم تاکیدی روی سالهایی که در این زمینه پشت سر گذاشتهام ندارم. زمان هیچوقت به لحاظ کمّی برایم مهم نبوده است. به این سالها بیشتر از جنبهی تجربی نگاه میکنم. یعنی سالهایی را گذراندهام که مدام صرف تجربهکردن، نوجویی و آموختن شده است. فقط میتوانم بگویم که این سالها خیلی به سرعت سپردی شد. چند روز پیش که میخواستم چهارمین مجموعه شعرم را به ناشر بسپارم ناگهان یادم آمد که اولین مجموعه شعرم ۹ سال پیش در سال هفتاد و هشت منتشر شده است. البته آن سابقهی کاری که مورد سوال شماست از سال ۷۳ و با انتشار تعدادی شعر، ترجمهی شعر و مقالههایی دربارهی شعر در ماهنامههای ادبی – هنری آغاز میشود. طبیعتا طی این مدت زمان، یکسری دریافتهای جدید و تحولات ذهنی – زبانی در شعرهایم اتفاق افتاده است. امیدوارم به میزان بیشتری با تعالی روحی همراه بوده باشد.
- در ادبیات معاصر کسانی جریانساز بودهاند، اصولن جریان چیست؟ و چه تاثیری در روند پیشبرد یک مکانیزم دارد؟
: در ادبیات معاصر ما آنهایی جریانساز بودند که تحولی در ذهن و زبان دیگران ایجاد کردهاند. در داستاننویسی، جمالزاده، هدایت. در شعر، نیما، رویایی، شاملو، احمدرضا احمدی. در سینما، بهرام بیضایی و کیمیایی و در بعد دیگر فروغ فرخزاد، ابراهیم گلستان و...
جریان، خلق منظر جدیدی در بستر شعر است. خلق یک موقعیت تازه از زبان شعر، پوستاندازی در میان واژههاست. همیشه در ادبیات هر دورهای کسانی هستند که آگاهانه میخواهند جریانسازی کنند. مثل کفهای کنار ساحل اندکی خودنمایی میکنند و بعد هیچ، اما آنهایی که دل به شعر دادهاند هرگز سلیقه خود را به کسی تحمیل نکردهاند و تن به نظام استبدادی در ادبیات هیچ دورهای ندادهاند، کار خود را کردند و همیشه آزاد بودهاند و دیگران به همین دلیل فروتنی زیاد، آنها را نمونهی بارز یک جریان فکری میدانند که در آینده شعر ما تاثیرگذار بودهاند که هوش تازه را در جستجوی کشف تازهی زبان در مکانیزم خیال تا امروز با خود آوردهاند.
گفتگو با دکتر احمد ابومحبوب، منتقد، پژوهشگر و مترجم
سامان ح اصفهانی
اشاره: احمد ابومحبوب، دکترای زبان و ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه است. دکتر ابومحبوب را بیشتر بخاطر نقدهایش بر آثار شعری معاصر میشناسیم؛ «در های و هوی باد» و «گهواره سبز افرا» دو کتابی است که ابومحبوب درباره حمید مصدق و سیمین بهبهانی نوشته و نشر ثالث آنها را منتشر کرده است.
با دکتر احمد ابومحبوب که در دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد کرج هم تدریس میکند، گفتگویی داشتهایم که میخوانیم:
بازی تمام ساسها و مایاکوفسکی سرعت هیجان ماشین فوتوریسم. ماریا، اودسا، مسکو و تمام انقلابهای پرشعار
"کارگران جهان متحد شوید"
بیست سالگی ۳ بازداشت و بیش از یکسال زندانی سیاسی
ندا زارع