| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  سارا ناصر نصیر  

سارا ناصر نصیر

وقتی که شعر در شریان تو می‌دود
انگار یک نفر به جهان تو می‌دود


انگار یک نفر همه‌ی روح خویش را
در مشت خود گرفته به جان تو می‌دود


یک اتفاق از تن تو شعله می‌کشد
هی شعله شعله توی دهان تو می‌دود


هی قطره قطره از رگ تو چکه می‌کند
هی چکه چکه روی زبان تو می‌دود


تلفیق خون و آتش می‌ریزد از لبت
از بی زمان خدا به زمان تو می‌دود


از روح خود به روح قلم می‌دمد، قلم-
لب تیز می‌کند، به کمان تو می‌دود


شلیک می شود به خودت تا غزل شوی
یک وزن تازه در ضربان تو می‌دود


مفعول  فاعلات  مفاعیل  فاعلن
در پشت برق مردمکان تو می‌دود


لبریز می‌شوی و جهان چکه چکه چک‌‌‌...
از چشم‌های قطره نشان تو می‌دود
□□□
باران گرفت، قصه به آ...
نه
کسی هنوز
در شعرهای من نگران تو
                                 می‌دود.


سارا ناصر نصیر


   ۱۵ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۰۴ قֽظֽ
نظرات ۱۱

هي
همچين
اما
نه
هي
همين يه بار


در کل دست شاعر بی شک در این شعر خیلی از یک امر متوسط رو بوده و میباشد تا جایی که گمان این امر که چه چیز در مصرع بعد اتفاق میافتد کمی آسان میشود و مخاطب آن لذتی را که میباید نمیبرد. تکرار بیان یک اتفاق و استمرار بر تاکید آن نیز هم فضای شعر را محدود کرده وهم زبایی همان بیان اول را کاسته منظورم در بیت دوم است که روح یک نفر به کلی در تو جریان پیدا میکند و در بیت سوم به اثبات بیت بالا شعلع شعلع دویدن کمی از لذت روح اولی میکاهد.
....................
به شما پیشنهاد میکنم به جای خوندن این اشعار زیبا که لحظات و احساسات گذرا رو توصیف می کنن کتاب داستان بخونید...ظاهرا شما شعر رو برای سرگرم شدن میخونید نه برای لذت بردن!
........................
واقعا ضعیف بودهمین!
.......................
واقعا براتون متاسفم..مطمئن باشید اگه از شعر و ادبیات چیزی میفهمیدید نظرتون این نبود!!!!


سلام و درود
به جان دویدن را نفهمیدم، شاید خواستید بگویید به سمت جان...
و اینکه یک دغدغه همیشگی: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
یا مستفعلن مفاعل فعلن مفاعلن؟؟؟


یا علی


غزل قشنگتان را خواندم.كتاب منو فاطمه طارمی چاپ شد نشر شانی این كار را چاپ كرده اگر دسترسی به كتاب ندارید email در بالا ذكر شده است.


در مورد سرودن شعر شعر کم خونده بودم .و غزل اصلا
ناز بود و کمیاب


من که لذت بردم
لابد بقیه خیلی قوی ترندکه
چنین کار کلاسیک و در عین حال
جدید و گویایی رو نمی پسندند


سلام و درود
خیلی زیبا بود
می شود هم گفت:
مستعلن مفاعل فعلن مفاعلن.
بضی جاها از زبان خواص و زبان عوام مثل ردیفتان دویده اید.
ولی انصافا جزو کارهای خوبی بود که در این ماه خوانده بودم.
تبریک عید غدیرم را پذیرا باش
یا علي


پیش از این غزل های بهتری از خانم ناصرنصیر شنیده بودیم
البته این کارهم کار زیاد بدی نبود در نوع خودش


سلام
خوب كردي كه گفتي...هر كه هر چه مي‌خواهد بگويد...شما به گفتن ادامه بده


با سلام ودرود فراوان
در کل دست شاعر بی شک در این شعر خیلی از یک امر متوسط رو بوده و میباشد تا جایی که گمان این امر که چه چیز در مصرع بعد اتفاق میافتد کمی آسان میشود و مخاطب آن لذتی را که میباید نمیبرد. تکرار بیان یک اتفاق و استمرار بر تاکید آن نیز هم فضای شعر را محدود کرده وهم زبایی همان بیان اول را کاسته منظورم در بیت دوم است که روح یک نفر به کلی در تو جریان پیدا میکند و در بیت سوم به اثبات بیت بالا شعلع شعلع دویدن کمی از لذت روح اولی میکاهد.


واقعا ضعیف بودهمین!


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض