شعر مشترک

اين شعر مشترک یاد بودیست از شبی و گوشهای. که در هر بند آن مصرع اول را من(اسماعیل شاهرودی). مصرع دوم را هوشنگ بادیهنشین و سومین مصرع را یدالله رویایی ساخته است.
توکلت علیالله
- مرد ماهیگیر با نجوای بسمالله
- قایق خود را به سان قایق خورشید
- روی ناهموار موج آهسته میراند
- دستهایش میسراید آیهالکرسی
- و نگاهش میدهد پرواز صدها مرغ سبز یادها را در فضای
قصرهای موج
- آفتاب گرم را با جلوهی هر یاد میخواند
- آفتاب اما نمیداند که مردی هست و موجی از توکلت علیالله
در سرش سرشار ماهیها
- وینک آیا در درون طور ماهیگیر
- حسرت صد ماهی چالاک میماند؟
تهران – 1340
۱۵ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۱۰ قֽظֽ
نظرات ۴
نه نمي ماند . انگار .
آه ای شاهرودی با بی تکلفی ات ( )
آه ای بادیه نشین با حدیث پر آب چشمت ( )
آه ای رویایی با گیر زبان ( )
آه ای تو با این روزگار اَه درآر
اما هر سه در همان شب هم در تاریخ ادبیات بودند / یادشان به خیر / ما به ادبیات نیامده ایم
۱)این شعررازیاددوست ندارم ولی اینکه سه نفرتوی قایق نشسته اند وماهی ها هم هستند اگردوازده تاباشند به هرکدام یک ماهی میرسد وصدتای دیگررامن اززیراین تور ردشان میکنم...۲)قصرهای موج تصویرجان مصرع است خصوصا که زیرپای مرغهاست حالا اگرمن یک لک لک باشم ازآن بالا همه ی ماهیها مال من اند.
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
پشت سر مرده حرف نمی زنم. اما رویایی ...زنده است.رویایی عزیز...