در باب فرشتگان

دانلود کتاب "كم شدن"
در باب فرشتگان1
[یکبار ِ دیگر خواندن ِ مجموعهی "کم شدن" نیما صفار]
احمد خاندوزی*
این کتاب برای کسانی نوشته شده است
که دوستانه در برابر روح "نوشتار" میایستند- ویتگنشتاین2
1- فراروی از زبان پذیرفته شده به جغرافیایی که التقاط و استهزای زبان را از گذشتهاش و فهماش دور کرده است، دوری گزیدن از ساختار و پیش نهادهای معمول، البته او غیرمعمول برخورد نمیکند بل که شاعر(با کمی مسامحه) در پاگردهای زبان دست به تغییر میزند و این ساختار زبانی معنا، نزدیک را به تعویق میاندازد. گلاویز شدن شاعر با کلمهها در فرآیند ساختاری جملهها در پی به انجام نشدن جملهها در ادامهی از عادت انداختن پیرامون و واقعیتی که دیگران روایت میکنند؛
قسم میخورم قسم ِ زیادی
2-
چقدر سیاهاش گذشته از فقدان
آینده از فقدان
فقدان چه چیزی و چه کسی؟ روایت فقدانی که گذشته و آینده را یک سره میکند. انسان- زیست ِ مجموعهی صفار دغدغههای برخوانی شدهای است از ایقان ِ بودگی و اسباب فقدان؛
همواره در سپس هستیم در همه
مارایید ما در منظر همیشه و
سکون
3- روایت و قصه دچار ضدش میشود. به هیچ انگاشتن سنتهای روایت در پیچشهای کلمه و سطرها تا جایی که هست ِ روایت دچار فقدان میشود. بهطور مثال شعر ِ 7
4- وقتی به یک چینی گوش میدهیم، تمایل داریم حرف زدن او را غرغرهکردنی ناواضح بنامیم. کسی که چینی بلد است در حرف زدن او، "زبان" را باز خواهد شناخت.3 عدم فرجامخواهی سطرها در مناقشه با تقلیل یافتگیی ِ معنا که در یک بستر دالی پیش میرود. مجموعه در یک زبان ارجاعی مدام، حاد- واقعیت ِ انسان- زیست را وانمود مینماید.
5- نامها پیشتر کارکردی درون ساختاری دارند (به عنوان تکنیک) تا پرسوناژهایی که روایت را به دوش بگیرند. نامها در پروسهی فرافکنی شده از خود هیچ رابطهای با امر واقع ندارند، اما دارای نحوی است که نشانهی دلالتگر را در جهان واقه به وجود میآورد. میشل فوکو جایی اذعان میدارد که: مرزهای یک کتاب هیچگاه مشخص نیست؛ یک کتاب، ورای عنوان، نخستین سطرها، و نقطهی پایانیاش، ورای ترکیب درونی و شکل مستقل خود، به سطح نظامی از ارجاعات به دیگر کتابها، دیگر متنها، و دیگر عبارات میرسد: یک کتاب گرهی در میان یک شبکه است. و نامها و تصاویر با تظاهرات ِ ابزورد، در مجموعه "کم شدن" چنین رفتاری در پیش میگیرد.
6- "حرف باید درست و به جا باشد حالا اگر که از ادب دور است، باشد، تقصیر حرف نیست، لابد ادب پرت است."4 ادب عرفی و تابوهای اخلاقی، حتا اخلاق ِ اجتماعی ِ مارکسیستی در روایت و سطرهای مجموعه به استهزا و چالش کشیده میشوند. حرکتی که عمداً باعث میشود ارتباط و نزدیکی ِ مخاطب را به تاخیر بیندازد. و مخاطب با سطرهای لجوجی مواجهه است که از سادهترین برخورد عاشقانه تصوری "پورنو" دارد و این حاد- واقعیت ِ جامعه ما است. "اغلب به این میاندیشیم که آیا آرمان فرهنگی من، امری نو یعنی امری به هنگام است یا آرمانی است از آن ِ عصر شومان."5 اینگونه است که شاعر در یک تعریف نا- آرمانی ِ اکنون، کژتابانه جامعهای که بنیانهای شهروندی و انسانی آن فروپاشیده برخوانی میکند.
7-... و "مادر" تنها گزارهی "معجزه" در نوشتاری که نیما صفار پیش میبرد.
* منتقد ادبی و داستاننویس
پانوشت:
1- نام داستانی از دونالد بارتلمی
2- لودویک وتیگنشتاین- فرهنگ و ارزش
3- همان
4- داستان بلند از روزگار رفته حکایت- ابراهیم گلستان
5- لودویک وتیگنشتاین- فرهنگ و ارزش
۱۷ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۴۱ قֽظֽ
نظرات ۱
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
bazam ahmade khanduzi.
mardi az tabare...
montazer karhaye badi hastam.