| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  مجید یگانه  

مجید یگانه

این روزهای آب داغ و نان‌های خنک بعدازظهر من است که خشک شده
وصلت سوم در دایره‌ی منحنی حسین‌ها
ضربت خوردن‌های نمی‌دانم چندتایی گروه ما
کاش می‌توانستم ضربه‌های محکم‌تر توپ فلزی را تاب بیاورم
توپ‌های پلاستیکی چند لایه می‌شود
هر لایه‌ای لای دیگری‌ست دیگر حسین نیست
اما من ضربه می‌زنم                   توپ‌های فلزی در گودال مرتفع انتقال
کاشتن ضربه‌های پرتغال خواستگاری به سمت من نامزدی می‌کند
در محضر رجا بر خواستن طلاق‌های نیمه‌ی پرتغال  پوست‌کنده شده از نکنده شده در
اما دیگر وجود ندارد صفحه‌های سفید کاغذ بی‌نبود همه چیز
در این صفحه همه چیز می‌رود تا می‌تواند ضربه بزند به شوت



1-
من از استوای زمین
من از «یک کارگر ساده نیازمندیم» را
(کدام خر است که توی نخ خودش نرفته باشد)
این اصطلاحات امروزی دست و پا گیر، گیر نمی‌آید
من به یک متر حشیش می‌اندیشم
و فکر می‌کنم تمام این سال‌ها در انتظار گودو به دستشویی نرفته‌ام
البته از شما معذرت می‌خواهم که بی‌پرده وارد شما شده‌ایم
من قبلا خودم را در ریل راه‌آهن دیده بودم
(قهوه‌خانه‌، قهوه‌ای نیست) اصلا نحو هم ندارد
و عده‌ای پهلوان دور هم جمع شده‌اند تا یک عبارت خاص را اجرا کنند
و عبارت این است...
...
این حرف‌ها در گوش ما پنبه کرده‌ایم و خیال فردا شدن ندارد
(این اسم دولتی را از وسط صفحه بردارید)
آقا از شما بعید است با خودتان بازی کنید
با این دک و پوز شما یا اسب هستید یا انترناسیونالیسم
(خر ما از بچگی توی سر پدرش می‌زد)
در پایان علی سطوتی را نه بار می‌بوسم
با اجازه‌ی بزرگترها مرا از وسط نصف کنید.



5-
دیروز چند تا ماکارونی فریاد می‌زدند
حالا هم اقوام کسی فوت شده
خیس است
کسی که پراید ندارد
خواهر مادر ندارد
بعد می‌روند توی مترو
از آن طرفش درمی‌آیند
یادش‌بخیر چندسال پیش که خیس بودیم
یکی از ما زرد شد
اگر مادر کسی شبیه گوگوش باشد یعنی کجا؟
خواهر مادرت را توی چیزی ریخته‌ایم
ببرید خوب هم بشویید
که لای در هم نیست
سه چهارم ما فکر کردند از بقیه‌ی یک چهارم است
خواهرت که گوشه ندارد باطل است
حیف پدر مرخصی نداشت
یکی از ما سه سال پیش زیر پتو بود
حالا اگر مادرش را به‌جا نیاورد
دلیل ندارد ماکارونی‌ها فریاد بزنند
یک نفر از تویش در می‌آید                        می‌گوید الله اکبر
بعد یادش می‌رود سس بزند
خواهرت را من دیده‌ام
سه چهارمش پیدا نیست.


مجید یگانه


   ۱ آبان ۱۳۸۶ ۳:۱۹ بֽظֽ
نظرات ۲

چه قدر مختصر و ...
عروض را ديدم


خوشحالم كه كار مي كني.

كار اول درنيومده. دومي و سومي ، چرا.

بنويس و از عدم حضور من چيزي به دل نگير، مشغولم.

بهشت.


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006 Arooz.com & Powered by Movable Type & Design by Farahany