آذر کتابی

تنهایی"
زیر اندازی زیرمان باشد
یا بر آن سنگ صاف
اصلا روی ماسهها
چطور است؟
دریا هم
از لای انگشتهامان
عبور میکند.
همیشه باید
یک جفت مرغ دریایی
باشد
که دریا را به منقار بر دارد
برساند به ماه
که ماه به ماه
کویر بر آن زوزه میکشد!
زیر اندازمان
راستی چند سال میشود که
در انبار خاک میخورد؟
فقط یک نفر"
چهار نفر دور سه صندلی
میچرخند
آهنگ قطع میشود
سه نفر دور یک صندلی
میچرخند
آهنگ قطع میشود
دو نفر دور یک صندلی
میچرخند
یک نفر روی صندلی نشسته است و
سه نفر
با دو صندلی بر شانههایشان
میچرخند میچرخند...
آذر کتابی
۱ آبان ۱۳۸۶ ۳:۱۸ بֽظֽ
نظرات ۶
تنهائی شعرزیبائی است.امافقط یک نفر ،به رغم زیبائی خاصش ،خوب حس نمی شود.انگار متن نمایشنامه ای ست که باید چهار نفر با سه صندلی روی سن آن رااجراو البته آن آهنگ هم نواخته شود.
بعدا کسی هم به مفهومش راه نیابد. یامن احتمالا سمبل های آن در نیافته ام.درود برخانم کتابی.
ممنون
چقدر لطیف
باورم نمیشه !
امشب چه جاهایی پیدا کردم
سلام
زیبا بودند
...
که ماه به ماه
کویر بر آن زوزه میکشد
...
کویر تشنه خون دریاست ؟
خانم كتابی اطلاعات مورد نياز را به ایمیل شما ارسال كردم.
با سلام و خسته نباشید . اگر امکان دارد در مورد کتاب الکترونیکی و نحوه ی چاپ آن توسط سایت عروض اطلاعاتی کسب کنم. با تشکر- کتابی
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
salam
gamon nemikardam ke hanoz benevisid .
piroz bashid