حمید روزیطلب

تو سَرُ زلفتِ آب و شونه کردی زال و بور
تو خرابی دل خونُم خونه کردی زال و بور
رودخونِی خشک چیشامِ بو زمسّون غمِت
زدی سررفتهترین رودخونه کردی زال و بور
دلِ بِرشیدمِ سی کن تو تنور هوست
که بودونی چه خمیری چونه کردی زال و بور
بس که تیپاش زدی و خونه به خونش کردی
دلم سنگ سرِ شیش خونه کردی زال و بور
مَتَلَک نَندو نه تو ماری و نه من پودونم
اگه نه چِرا تو سینِی من لونه کردی زال و بور؟
روتِه برگردون و اشکامِ نیگا کن پس رات
تو بیبینی چه اناری دونه کردی زال و بور
تو خودت خواسّی دیوال باشه میون من و تو
دیگه چر خواسّ خدا رِ بونه کردی زال و بور؟
حمید روزیطلب
۱ آبان ۱۳۸۶ ۳:۱۴ بֽظֽ
نظرات ۵
اين شعر يكي از قوي ترين كارايي هست كه در گويش شيرازي شنيده ام و نويد بخش آينده روشني براي شعر شيرازي در عصر حاضر است
با تشكر از استاد روزي طلب
باید گفت علی رغم این که اغلب در شعرهای فولکور گویشی طنز پردازی دیده میشود این شعر به زیبایی از این مساله منزه است...
ارادت داریم خدمت جناب روزی طلب...
یه تذکر! اتفاقات شنیعی ...
این شعر همیشه ... حقیقتا شاعرید...شاعر...
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
salam doostan, mamnoon vase sheretoon kakoo...
yedooneh sher hast age betoonid gir biyarid kheili mamnoon misham
to raftio poshteto negah nakerdi, ma ham asheghi bi ria nakerdim vajahan dar
ey tazegiya delto be yek kase dige bakhti, ma ham be yeki ektefa nakerdim vajahan dar
ziyad yadam nist, vali shere shiraziye kheili ghashangiye, manoon misham age kasi peydash kone