| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  منصوره حكمت‌شعار  

منصوره حكمت‌شعار

کلید زده سرطان انتهای بال مرا
و کات خورده‌ی من بعدِ روز و سالِ مرا

کمی تکان بخورم مرده شور می‌ترسد
چقدر هم زده این تخت سفت حال مرا

نه تخت نیست زده زیر چانه‌ام زانو
مربعی‌ست نمی‌داده احتمال مرا

مربعی که به اعماق پا نهاده سیاه
و ثقل اضلاعش می‌کند مچاله مرا

کلاغی آمده قیچی به روزنامه زده
که دور چین بکند عکس پارسال مرا

نگاه این منم این گوشه سمت چپ: همه سیب!
ربود جذبه‌ی این سیب پرتقال مرا

کمی تکان بخورم اتفاق می‌افتم
و پنجشنبه چه می‌فهمد ارتحال مرا

به طور حتم زمین خورده... می‌خورم ای کاش
نپیچد این پتوی لعنتی مجال مرا

سپس سیاه‌ترین آمبولانس روی زمین
سفید می‌کشد آژیر انتقال مرا

بهشت زهرا... تشییع می‌کنید اینبار
شما مگس‌ها تا کیسه‌ی زباله مرا

---------------

خیال می‌کرد

همه‌ی چیزهای کوچک را باید پنهان کند
گلاب‌پاش و سرمه‌دان را ته صندوق
انگشتر و انگشتانه را توی جا نماز
تسبیح و عینکش را پشت آینه
و چین‌های موزی زیر چشمش را پشت عینکش
و قسم می‌خورم
قسم می‌خورم که اخلاص را پشت الحمد قایم می‌کرد
بیچاره مادربزرگ نمی‌دانست
وقتی می‌میرد
ما عکس کوچک سه در چهارش را
از ته صندوق بیرون می‌آوریم
و بزرگ می‌کنیم
خیلی خیلی بزرگ!!!

----------

زن از نگاه، زن از بستن دو دینامیت
زن از کنار می‌آمد همیشه با کبریت

زن از مثلث متروکه‌ای که برمودا
زن از تلاقی اضلاع مردهای محیط

دو سایه پشت سرش هر دو سایه از یک مرد
جهان دو کوچه‌ی بن‌بست، هر دو خالی و خیت

به کوچه می‌زند از خانه‌ای لجن در مال
«و خانه‌های لجن می‌کنند تازه جریت»

دو سینمای پس از جنگ چشم‌هاش شلوغ
و رکس می‌شد هر جمعه در فروش بلیط

زن از نیاز به ته شعله‌ای فرو مرده‌ست
فتیله سوخته‌ای توی والوری در پیت

چه مسخره‌ست که تشخیص می‌دهد مزه را
زن گرسنه میان کباب و بیسکوییت

زن از پراید به پایین همیشه در پریود


   ۱ آبان ۱۳۸۶ ۳:۰۷ بֽظֽ
نظرات ۷

شعر زيبايي بود موفق باشيد و ايراني


سلام خیلی خوب بود به نظر میرسد تبحر شما لیشتر در قالبهای کلاسیک است به هر حال تبریک می گویم


دوباره خواندم و دوباره لذت بردم
حیفم امد نگویم که شعر شما عوام پسند نیست
و من شعر خاص را خیلی دوست دارم هرچند عوامم


حیف توانایی خود را به سوی اشعار دون سوق داده ای


واااای!!!!!!
خدای من !
چقدر زیبا
فوق العاده بود
نمی توانم بگویم چقدر لذت بردم
کاش شمارا زودتر پیدا کرده بودم


درود بر بانو ( منصوره حكمت شعار )سروده ي زيبايي بود.


خیلی بد است


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006 Arooz.com & Powered by Movable Type & Design by Farahany