پریا پریسا رضایی

خواهران دوقلوی رضایی، متولد 19 فروردین 75 هستند.
پریا رضایی
فرفرهی عشقم به صدا در میآید
بر روز سرد
اردكی پرواز میكند
به فكر فرو میروم
اردكی از آن بالا
به تماشای ماهی خیره میشود
اردك به ماهی نگاه میكند
و فكر میكند آنها یكی هستند
پریسا رضایی
"كلاغه آوازهخوان"
زنگها برای عشق خود زینگ زینگ صدا زدند دینگ دینگ
در سحر یك روز كلاغی كرد غارغار پاشیده شده وقت كار
چه كاری چه باری چه غاری!
پدربزرگ به فكر فرو رفت كه پسری با دستهای كوچك خود
برای دیگران كار میكرد
"كلاغ گفت غار و غار بسه " پسر - خانه -كار
او دیگر ناامید شده بود و فقط به آینده
فكر میكرد كه سرانجام مرگ در 20سالگی
به سراغ آمد تا او را با خود ببرد
در لحظهای كه در كما بود
و ناامید به زندگی شده بود گفت:
تنها مرگ است كه دروغ نمیگوید
سحر روز بعد هیچ خبری از كلاغ
و هیچ صدایی از او به گوش نرسید
پریا پریسا رضایی
۲۹ دی ۱۳۸۶ ۳:۵۹ قֽظֽ
نظرات ۲
آفرین
ممنون
هردو شعر واقعااااا" مثل شاعرانش قشنگ بود
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
cheramagemnbatonistam