| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  غزل پست‌مدرن: این ور آب، اون ور آب  

محمد حسینی مقدم

محمد حسینی مقدم


همان‌طور که همیشه گفته‌ایم، در ترکیب غزل پست‌مدرن، کلمه‌ی غزل، مَجازی‌ست از کلیه قوالب منوط به وزن و قافیه، یعنی دو عنصری که با تکرارشدن‌های یکسان‌شان در طول و عرض شعر، دنیای یکسان‌ساز و قاعده‌مند مدرنیسم را شبیه‌سازی می‌کنند و در حقیقت، با ساختار بخشی به اثر، لقمه‌ی حاضر و آماده‌ای را در اختیار شاعر قرار می‌دهند تا با اهداف ضد ساختاریش وارد شعر شده و هر کاری که دلش می‌خواهد بکند. دقیقا به همین‌خاطر است که سرودن شعر سپید پست‌مدرن کار نسبتا مشکل‌تریست، چرا که شاعر در اینجا ابتدا باید یک ساختار را به وجود بیاورد، سپس در مقابل آن عصیان کند. بدون ساختار اولیه هم که در پست‌مدرن‌بودن کار باید شک کرد، چرا که به قول ژاک دریدا: ساختارشکنی، بدون پذیرش یک ساختار، اساسا بی‌معناست.
از یک طرف، این حرف ژاک دریدا و از طرف دیگر، منطق پست‌مدرن؟؟ که به پذیرش نظریات موازی و یا حتی متناقض حکم می‌کند، باعث می‌شد که انتظار داشته باشیم کسانی که در این مملکت ادعای پست‌مدرن بودن دارند، دست در دست هم دهند به مهر، میهن خویش را کنند آباد، اما... ما ایرانی‌ها اخلاق‌های عجیب و غریبی داریم. همیشه خیال می‌کنیم بقیه اشتباه می‌کنند و فقط خود ما هستیم که درست می‌گوییم، همیشه فکر می‌کنیم فقط یک نظر درست وجود دارد و بقیه نظرات الزاما ایراد دارند، اما تمام این حرف‌های عجیب و غریب، به پای حرف با مزه‌ی دوستی که می‌گفت تو پست‌مدرن نیستی چون وزن و قافیه داری نمی‌رسد. در واقع این جمله نماینده‌ی ادبیاتی بود که می‌گفت: غزل  پست‌مدرن، فاحشه‌ی پیر شعر فارسی است!! هووی هفت‌قلم آرایش کرده‌ شعر سپید است!!! وزن و قافیه سنگ‌هایی است که به صورت پست‌مدرنیسم پرت می‌شود!!!! و از این قبیل مسائل...
در جواب این‌جور حرف‌ها من همیشه سعی کرده‌ام که استدلال‌های فنی و منطقی بکنم، اما دلیلی که می‌آورند حتی از حرف‌هایشان هم پیش پا افتاده‌تر است. مثلا اینکه هیچ کدام از شعرای پست‌مدرن خارجی، وزن و قافیه را رعایت نمی‌کنند!! و از قوالب آزاد استفاده می‌کنند و بعد هم می‌آیند از کسانی مثل ریچارد براتیگان یا ویلیام اس باروز یا لارنس فرلینگتی یا مثلا الن گینزبورگ اسم می‌آورند. اولا درباره‌ی این ادعا باید گفت اگر فرض کنیم تمام عالم و آدم هم بگویند پست‌مدرنیسم این است ولاغیر، این جمله هیچ تکلیفی را برای ما معین نمی‌کند. پست‌مدرنیسم، نه تنها قاره به قاره، بلکه آدم به آدم متفاوت است. دوما تمام کسانی‌که ازشان نام می‌برند متعلق به یک نسل خاص و یک طرز تفکر خاص در یک دوره خاص هستند که درباره‌شان در پست بعدی وبلاگم توضیحات مفصلی خواهم داد، شاعرانی که ازشان اسم بردیم معتقد به این شعار بودند که:
 به همین دلیل با سرعت زیاد شعر و داستان می‌نوشتند (برای نمونه کتاب در قند هندوانه براتیگان که تنها در شش روز نوشته شده است) که قوالب آزاد را هم با توجه به این تفکرشان انتخاب می‌کردند.
ما شعرای زیادی در غرب داریم که اشعارشان موزون و مقفی است ودر عین حال در بین آثار پست‌مدرن طبقه‌بندی می‌شود. اتفاقا این یکی از چیزهایی است که باعث می‌شود شخصا به آن طرف آب حسادت کنم، چرا که به این سطح از شعور رسیده‌اند که بفهند پست‌مدرن‌بودن یا نبودن یک کار، ربطی به قالب آن ندارد. برای نمونه در انتهای مطلب، تنها به چند شعر پست‌مدرن غیر فارسی بسنده می‌کنم، اما اگر کسی خواست مثال‌های زیادتری هم هست که می‌توانم برایشان ارسال کنم. در ضمن بنا به ضرورت، برخی شعرها تخلیص شده است که می‌توانید برای دسترسی به کل شعر به منابع معرفی شده رجوع کنید.
 تا این جا من صِرفاً از وزن و قافیه به عنوان عوامل ساختاربخش به شعر اسم برده‌ام، اما همین فاکتورها علی‌الخصوص وزن، تاثیر به‌سزایی در القای بار معنایی شعر هم دارند، مثلا شخصیت‌پردازی راوی و کاراکترها در شعر که ویژگی‌های روان‌شناسیک‌شان با توجه به ضرباهنگ و تغییراتش، قابل ارزیابی است و امکاناتی از این دست که در اختیار شاعر قرار می‌گیرد. صحبت در این باره مطمئنا به فضای بیشتری احتیاج دارد، به همین دلیل آن را به آینده موکول می‌کنیم.


شعر پست‌مدرن موزون و مقفی اول!!:
The waking
I wake to sleep and take my waking slow
I feel my fate in what I can not fear
I learn by going where I have to go
?We think by feeling. What is there to know
I hear my being dance from ear to ear
I wake to sleep and take my waking slow
?Of those close beside me which are you
God bless the ground I shall walk softly there
And learn by going where I have to go

This shaking keeps me steady. I should know
What fall away is always and is near
I wake to sleep and take my waking slow
I learn by going where I have to go


شعر پست مدرن موزون و مقفی دوم!!:
Eleven tens
Disconcerted demons from black shiny moons
Jackets of flies spreading dust over runes
Red riding lawnmowers traversing sad dunes
Hearing the laughter of knives forks and loons
Infinity will soon become a dead end
Huddled horses fallow the latest trend
The elephant trunk are his hungriest friend
The asp fang is drawn from the soul to quiver
Amidst brimstone fire he is condemned to shiver
Quiet foot falls mask the harbingers dream


شعر پست مدرن موزون و مقفی سوم!!:
October
Rust not in rain
Trust not in vain
Crusted trees and
Musty leaves again

A time now gone
A rhyme been done
Prime gales and
Sublime tales spun
Around images of a fisher man
And the sound of a late night wind chime
reference: literary school by farah yeganeh / meaningless movement official site/ eratio a literary e-magazine))


   ۲ بهمن ۱۳۸۶ ۱:۰۵ قֽظֽ
نظرات ۳

به منهم سر بزن با مرگ سوررالیستی


مخسره بود


its very intersting for me to see a web site on arooz but its my fault that i do not know about persian but i have alot of work on urdu arooz so i hope that after some time i will be in a postion to understand persian because i love that language from my soul.may Allah bless u all


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض