| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  امید زری محمدی خرمی  

امید زری محمدی خرمی

امید محمدی خرمی

شعر 1

قلبم نمی‌زند
مامان
انگار قلبم نمی‌زند
دارند منو
با طناب
تکون می‌دن
انگار
با طناب منو تکون می‌دن


شعر 2

اون پتو که اون‌طور جمع شده
مثل مرده‌ای هستش که
رگاش باد کرده

شعر3

صد تنه‌ی درخت می‌توان بست
آیا ریشه‌ای در میان هست؟

شعر4

آسمان می‌درخشد
ماهیان روی آسمان آبی می‌درخشند
وقتی که
آسمان می‌درخشد
شب آبی می‌آید و
خراب می‌کند
و ماهیان داد می‌زنند
آخ آخ آخ
پسر بچه‌ای در آسمان می‌گفت
اون من بودم
اون من بودم
که آسمان را خراب کردم

زری محمدی خرمی

شعر 1

این گاو تخم سگ
فقط شیر می‌دهد
صبح
تا شب
و هیچ تلاش تخمی‌ای نمی‌کند
پشت آن تریبون

شعر2

کرم
دراز کشیده است
ماهی‌گیر
دراز کشیده است
کرم می‌گوید
مرا که طعمه کنی ماهی بزرگی نمی‌گیری
کرم قلاب می‌اندازد
و
ماهی بزرگی می‌گیرد

شعر3

خرس
از روی در افتاد
بچه
ار روی تخت
پدر
از داربست
مادر از آسانسور بالا می‌رود
خیارشورها
طعم خوبی به این غذا داده‌اند
و کاهوها مزرعه را سبز کرده‌اند

شعر4

زندگی مثل
چشم‌های حلزون
از واقعیت بیرون زده است


شعر 5

مگس روی مگس
عکس پشت عکس
تلویزیون فیلم مستندی از ابتدای خلقت نشان می‌دهد
همه‌چیز پشت هم قاطی شده
مگس پشت مگس
تلویزیون فیلم خانوادگی از ابتدای خلقت نشان می‌دهد
هیچ‌چیز سر جایش نیست
مگس پشت مگس
تلویزیون فیلم جنگی از ابتدای خلقت نشان می‌دهد
عکس پشت عکس
مگس روی مگس
همه‌چیز قاطی شده
شب پشت شب


   ۱۳ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۱۸ قֽظֽ
نظرات ۷

شعرهابسیارخوب بودن مرسی از شعرهای امیدکه واقعاازبعضی چرت و
پرتای این روزابهترهست حداقل با بچه گیش شعرمیگه نه....من داستانهای خانم محمدی رابیشتر دوست دارم.هرچندشعرهای عالی داره


چندسالي هست به مدد مجلات داخلي وبولتن ها واينترنت هر كس بچه مچه اي داره ويه چيزايي ميگه يهويي زود ميارش برا همه نشونش ميده .وهمه هم زود مطلبشو ميزنن تو همون چيزايي كه گفتم .كلن اين روزا همه دارن يه جيزي رو ميزنن تو يه چيزي .مال كودكا رو ميزنن تو يه چيزي مال پيرمردا رو ميزنن تو يه چيزي .اون وسطي ها مونده اند چكار كنند .


سید امید حسینی بچه بزرگی است.چرا اسم خودش را نزدید؟؟لذت بردم. موفق باشی اقا امید


اگه مثل اميد كار كني حتمن يه چيزي ميشي .خوشمان آمد خوشمان آمد.اميدو بببوس


بعضی از شعرها مثل اب گل الود می مونند ادم ازشون میترسه اما هیچ عمقی ندارند


...........


خانوم جون قبلا همینجا شعرهای خوبی ازت دیده بودم. اما اینبار چی شد که فکر کردی اینا شعره؟؟؟حالا که اینجوریاس بذار یه شعرم بنده تقدیم شما کنم:
عکس تو افتاد روی شیشه
خیار شور
توی شیشه دراز شد
دیگر به هیچکس
نمی شوداعتماد کرد


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

| ویژه‌نامه | شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006 Arooz.com & Powered by Movable Type & Design by Farahany