| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  «زیرآبی ۳»  

حامد روزی‌طلب

الا ایحال همان‌طور که از اسمش پیداست... مقوله‌ی "هردم بیل" یا "باری به هرجهت"... آش شله‌قلم‌کاری‌ست که بخوری پاته نخوری پاته... با این نیمچه دیباچه‌ی نیمچه پارسی نیمچه عربی داشته باشید تا برویم سراغ معرفی یکی از فضولات عرصه‌ی ادبیات نقد طنز نقد سیاسی منتقد معترض اضطراری:
نام و نام خانودادگی: هادی خرسندی
القاب: اصغرآقا- آرتور بوخوالد ایران و چندتای دیگه در توفیق و اینا
مؤسس قدیمی‌ترین مجله طنز ایرانی در خارج از این کشور
بداهه‌پرداز
کار ما خراب‌کردن یک ساختمان خراب و در حال ریزش است، که بجای آن توسط افراد صالح و وارد یک بنای درست و حسابی مورد قبول همه ساخته بشه. یعنی خراب‌کردن با هدف درست‌کردن نه برای خراب‌ترکردن.
کمدی او متضمن جنبه‌هایی از روان‌درمانی به شیوه فروید است
هادی خرسندی در سال ۱۹۶۰، در حالی که ۱۵ساله بود، اولین مطالبش را برای مجله طنز توفیق نوشت. او بعدها برای روزنامه‌های مختلف نیز طنز می‌نوشت. پس از انقلاب خرسندی در لندن اقامت گزید و در سال ۱۹۷۹ به عنوان نویسنده و سردبیر مجله فکاهی «اصغرآقا» مشغول به فعالیت شد.
در سال ۱۹۹۵ جایزه هلمن هاملت به او اهدا شد.
امروز اما هادی خرسندی به طور عمومی به عنوان شاعر و کمدین استند آپ که به موضوعات سیاسی و اجتماعی مربوط به ایرانیان داخل یا خارج از کشور می‌پردازد،
دختر او شاپرک (شاپی) خرسندی هم پای جای پای پدر گذاشته و او نیز یک کمدین استند آپ موفق است؛ گرچه او به زبان انگلیسی برنامه اجرا می‌کند.

پیوند، پسرش نیز برای اولین بار اجرای برنامه کمدی زنده به سبک امروزین آن را به جامعه ایرانی عرضه کرد. اگر چه برنامه‌های طنز پیش از این به اشکال دیگری درایران اجرا می شد. حال وهوای برنامه‌های او با آن‌چه هادی خرسندی اجرا می کند، متفاوت است اما شیرینی قطعات و ارتباطی که هر دو با تماشاگر برقرارمی‌کنند، شباهت بسیاری به هم دارد.

پیوند (و خواهرش شاپرک) خرسندی، مازیار جبرانی، امید جلیلی و دیگر کمدین‌های ایرانی اندک‌اندک نسل جدیدی از ایرانی‌الاصل‌های ساکن کشورهای اروپایی و آمریکایی را تشکیل می‌دهند، که با طنز، به مسائل موجود در جامعه‌ای که زندگی می‌کنند و آدم‌هایی که با آن‌ها ارتباط دارند، چشم می‌دوزند و پوچ‌بودن نگاه‌های کلیشه‌ای به مسافران خاورمیانه و ایران را در جامه طنزی شیرین، برای مخاطب غربی و ایرانی‌های مهاجر، تصویرمی‌کنند.

چند سوال و جواب با پیوند خرسندی:
- کار پدرت به فارسی است و کار تو به انگلیسی، چه تفاوت‌هایی دارد؟
: من فکر می‌کنم فرق زیادی با کارهای من ندارد، چون که پدرم اجرای زنده کمدی (Stand Up Comedy) را از فرهنگ انگلسیی، به فرهنگ فارسی معرفی کرده است. در واقع سبک پدرم انگلیسی است.

- این سبک چه ویژگی‌هایی دارد؟
: سبک "Alternative Stand Up Comedy" در اوائل دهه هشتاد میلادی به وجود آمد، قبل از آن اصلا در انگلیس کمدی کلاب نبود، یعنی در تئاتر انگلیسی یا در شهرهای ساحلی کمدی بوده اما مثلا به سبک سیدکریم خودمان. اما Observational Comedy اصلا نبوده است.

سال‌های 80-1979 این نوع کمدی در انگلستان آغاز به کار می‌کند. اگرچه همین سبک در دهه شصت میلادی در آمریکا بوده است. در واقع این پدیده اصلش آمریکایی است و انگلیس دیرترآن را گرفت. یک‌سری کمدین‌هایی مانند روان اتکینسون (یاهمان مستربین)، یا بن آلتون نماینده‌های اصلی این سبک بودند. برنامه تلویزیونی به نام "Not the Nine O’clock News" که مثل برنامه "دیلی‌شو" در آمریکا، یک برنامه موفق طنز بود رو در این زمینه می‌تونم مثال بزنم.
آرتور بوخوالد (Art Buchwald) متولد 20 اکتبر 1925 در یک خانواده یهودی فرزند ژوزف بوخوالد و در گذشته به تاریخ 17 ژانویه 2007، طنزنویس مشهور آمریکایی، ستون‌نويس روزنامه اینترنشنال هرالد تريبون، واشینگتن پست؛ نیویورک هرالد تریبون لس آنجلس تایمز، برنده جایزه پالاتزر (1982) که آثار وی در بیش از 550 روزنامه محلی و کشوری در آمریکا به چاپ رسیده است.
آرت بوخوالد در 1974 به ایران سفر کرد. او یکی از شدیدترین لحن‌های انتقادی - طنزپردازنه را نسبت به رییس جمهورهای آمریکا از نیکسون تا جرج بوش را داشته است.
هادی خرسندی با حضور بیش از پنجاه سال در طنز ایران لقب آرت بوخوالد ایران را به خود اختصاص داده است. خرسندی در سال 1974 در تهران با آرت بوخوالد ملاقات داشته است.
خرسندی در طی متهم‌کردن حزب کمونیست کارگری ایران یا همان حکمتیست‌ها به تغذیه‌شدن از سوی سران سیاسی آمریکا و اسرائیل چندسالی است که با چالش بزرگی روبرو شده است.

یکی از جدیدترین اشعار:
خانم دیگر که وانگ یی دان بُدي
این سپاس از جمله‌ی آنان بُدي

مدتی این مثنوی تأخیر شد
تا به چینی ترجمه تحریر شد

همتی کرده‌ست بانوئی جوان
نام ایشان خانم موهونگ یان

بعد هم آقای یوآن ون کیو
با سپاس از همت و از لطف او

همچنین آقای سونگ یی فانگ نیز
در کنارش آن جناب زانگ نیز

خانم دیگر که وانگ یی دان بُدي
این سپاس از جمله‌ی آنان بُدي

در زمانی که قلم‌ها در وطن
رفت همراه قلمزن در کفن

این یکی بر گردن افتادش طناب
دیگری را سر فرو شد زیر آب

آن یکی رفت از جهان با ناخوشی
وان یکی را کرد دولت خودکشی!

لااقل یک کار خوبی این میان
عرضه گردیده به لطف چینیان

کار بعدی‌شان، که من دارم امید
ترجمه باشد ز آثار جدید

شعر ناب شاعران میهنی
شاملو، یا بهبهانی، کدکنی

آتشی، مانی، سپانلو، ابتهاج ....
تاجرش بیچاره شد، کردم حراج!

باز گشتم خام وزن و قافیه
(عاقلان را يک اشاره کافیه!)

الغرض نام بزرگان وطن
رفت خواهد تا به چین و تا پکن

تا درآید جان این جانی رژیم
کم‌کمک، آهسته، غیرمستقیم

پس سپاس از چینیان نازنین
جان به قربان مترجم‌های چین

بار دیگر خانم مو هونگ دان
آن ادیب چینی، استاد زبان


مطمئنا همان‌طور که مستحضرید این‌ها فقط یک های‌لایت ناقص از زندگی و آثار هادی خرسندی می‌باشد، به علاقه‌مندان پیشنهاد می‌شود به کتاب طنزپردازان معاصر ایران جمع‌آوری شده توسط ابراهیم نبوی نگاهی بی‌اندازند»
-------------------------
ضمنا بعضی از سروران بنده‌ی حقیر برای کسب اطلاعات بیشتر راجع به ادیبان سرزمین کهنمان بدون توجه به اعلامیه‌ی روی کرکره "به علت فوت پدر از زیرخاکی به زیرآبی تعلیق شد حق مسلم دوغ"... به این سوراخی مراجعه کرده بودند و دست خالی بازگشته بودند که برای راهنمایی ایشان پیشنهاد می‌شود برای اطلاعات بیشتر در باغ ظهیرالدوله و یا امام‌زاده طاهر کرج قطعه هنرمندان حضور به هم رسانند. اتوبوس جهت ایاب و ذهاب تا دو فرسخی موجود نمی‌باشد.

و اما حکایت بی‌ربط این موال از خودم که منتظر قطعات طنز شما نیز هستم:
Hamedroozitalab@Gmail.com
القصه روزی شیخ اصلاحات پارتی ششم با وجهه‌ی دوگانه‌ی همیشگی معظم له بر مسند تکیه زده بودندی و بسان همه روزه همراه با چرت ناشتا نیم نگاهی به پایینی‌ها افکندندی... از قضا لایحه‌ی اصلاح مجدد قانون متبوعات در کار همی افتاد... در همین حین چشمان تیزبین شیخ چند مرغ بی‌حیا را شکار کرد که از علنی‌بودن پارتی سوءاستفاده کرده بودندی و لک‌لک‌کنان و قدقدزنان در صحن می‌پلکیدندندی... پس شیخ بادی درغبغب انداختی و با لهجه‌ی شیرین همیشگی خود فریاد زدی: ملغی... ملغی...
ولی ناگاه دریافتی که نه تنها هیچ‌کس گوشش بدهکار نیست که این مرغ‌های بی‌حیا را از صحن کیش کند... بلکه سبیه‌ی محترمه از آن بالای نرده‌ها چادر به کمر ایستاده و چنان چشم‌غره می‌رود که انگار لایحه‌ی مربوطه ملغی شده است. اللهم احفظ الاعتمادیون...
امضاء: شاخدار دونتسک آب منگول

حامد روزی‌طلب


   ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۹ بֽظֽ
نظرات ۰

نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2009 Arooz.com & Design by Farahany

لوگوی عروض