احمد سینا

جا پا
روی طناب
سر بند مادرم
تاب میخورَد
باد ِ کتک و
کتک باد
اینجا
شبها چنان سپیداند
و روزها، چنان سیاه
چونان، که ببری
میان ِ لکههای خودش بسوزد
در زوزهی
جهیزهی این جزیرهی سنگی
زبانهی
زنگی
مدام
که بکوبد
نبش وقوع
چند ور
مرا ببین و از نقاب ِ
افتاده
یاد کن!
مرا ببین و از دهانی بیمار
از تلخیی سرمایی که پوست را
میبندد -
قهقههای گلو گیر
گفتی
که خواهی نخواهی خواب
در چشمههای تنت میبندد
گفتی که تا...
بخور مرا! بچر!
کلروفیلاش!
فیلاش
ذلیلاش
تکه تکهاش دانه دانه کن!
بیداری در خودت؟!
کوتاه دستیی تن
گفتی که خواهی نخواهی باران
و عطر آن
دهانت را بشوید
دهان! بشنو!
تا بوسهای که تو باشی
بپاشی
کوتاه دستیی من
فسخ
بیرون دست
تو بچرخ
قدارهات
به قوارهات
کج بیل مرد
کج بیل کرت
بیداری در خودت؟
جنبان بدرخش!
بیدار
در شبی
به دست کشیدن ِ
از هرچه است
چونان هوای فراز درختان غان
بیرون ِ دهان
دهان ِ تلخ
به صافیاش بگذار!
به بازیی بازاش
سطح جویدهی اسطرلاب
وقتی که کوه
در پشت سر
تاریک میشود
من میدویدم و کبودیی آسمان
سمت غروب و توفان
من میدویدم و
سعی میان
نترس!
گره بزن خودت را
به دمهی ردی
که در من است!
نترس! مرا،
به دهانت سرند کن!
زبان شناسیی هذیان
احمد سینا
۱۳ تیر ۱۳۸۷ ۵:۳۹ بֽظֽ
نظرات ۰
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید