| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  وحید نجفی  

وحید نجفی




و پیش آن‌که خودش را به خواب ِ من بزند
که شب دوباره بیاید مرا به من بزند
درست زیر ِ پتو، زیر آخرین سقف ِ...
شروع می‌شدم از گریه‌های بی‌وقفه
شروع می‌شدم از نقش ِ نسبی  ِ مطلق
پسامدرن شدن بین عدّه‌ای احمق
به هایدیگر به دریدا به نیچه بر خوردن
كتاب ِ فلسفه را لای مغز ِ خر خوردن
میانِ گیجی  تو در فراروایت‌ها
میانِ عقربه‌ها توی فیلم ِ «ساعت‌ها»
درست نیمه‌ی شب: شعرهایی از «ریلکه»
کشیدن ِ سیفون، توی خواب‌هایی  که ↓
که خودکشی شوم از ارتفاع ِ آرماگدون
به خاطرت بی‌علّت، به خاطرت بی‌چون...
به خواب می‌زدم آرام چشم‌هایت را
کنار خالی ِ بی‌رختخواب جایت را
که زندگی باشم  توی انگلی‌هایم
که گریه‌ات کنم از روی صندلی‌هایم
که صبح چای بریزم برای سایه‌ی خود
پنیر قاچ کنم  روی نان  ِهرکس شد
که زندگی ِ سگی را ادامه هی بدهم
به پست، پاکت خالی نامه هی بدهم
که چند سال بمانم به روزگار ِ خودم
که هی فرار کنم از در ِ فرار ِ خودم
فرار سمت فوكو با قواعد ِ رمبو
و با قواعد ِ رمبو، فرار سمت ِ فوكو
تجسمی شوم از روح ِ زندگی خسته
دریچه‌ای شوم از روز ِ اولّش بسته!



وحید نجفی


   ۲۷ تیر ۱۳۸۷ ۳:۲۸ بֽظֽ
نظرات ۱۲

سلام
توی شعرهای آقای نجفی همیشه توفقگاهی برای لذت بردن هست
موفق باشید وبی غرض
یا علی


احساس در تمامي مصرع هاي شما آقا وحيد موج ميزنه ولي من فكر مي كنم حيفه برا شماهنوز جا داره تا زيباتر بسراييد و اين توانايي هم صد البته در شما هست تا به بلنداي شعر برسيد . موفق باشيد


دوست گرامی
مگر درابیات شوخ و طنز آمیز ایرج ایرانی ، که در حول و حوش شعر این شاعر جوان نوشته شده بود نکتهء ناجور یا زشتی بود که انتشار ندادید؟
من اگر جای شما بودم با کمال احترام و افتخار ابیات ایرج را منتشر می کردم.همیشه پیش نمی آید از این فرصت ها برای شاعری جوان که پندی بگیرد و تکانی به خود بدهد

شاد و موفق باشید

من یکبار دیگر آن را می فرستم، چون ممکن است که پیام نرسیده باشد.


خدا خدا چه سخن های جالبی اینجاست
ز اهل فلسفه کلی مطالبی اینجاست
چه کار ها شده در شعر و ما نمیدونیم
عجب زقافله دور و ز دُور بیرونیم
نه هیچکس که خودش را به خواب ما بزند
سری به دفتر اشعار ناب ما بزند
سه چار جمله بخواند سه چار خنده کند
دلی ز مهر بر احوال ما تپنده کند
برد به زیر پتو دست و یک نوازش خوب
کند به پیکر ما از شمال تا به جنوب
پسامدرن تر بستر دریدایی
نهد به زیر پتو یادگار شیدایی
خبر رسد به رولن بارت از جناب فوکو
که ای جناب رولن بارت ،وعده های تو کو
فرا روایت ما را کند میان متنی
دهد به هر منوتیک ایدهء فرابطنی
عجب زمانه خوشگل قشنگ بانمکی
خوشست ریلکه و رمبو کنند الک دولکی
خداکند که در این بیت های فیله سوفیک
زحرف بنده نگردد کسی کمی ته دیگ

(منظور تحریک است اما چون موقع الهام گرسنگی غالب بود به جای تحریک ، ته دیگ آمد. کار موز هاست .باید پذیرفت)

غرض سرودن بیتی مدرن پستی بود
که خنده داروی ارزان ِ تندرستی بود
خدا شفا بدهد اهل این ولایت را
روان کند سوی ما کوکب هدایت را


خدا خدا چه سخن های جالبی اینجاست
ز اهل فلسفه کلی مطالبی اینجاست
چه کار ها شده در شعر و ما نمیدونیم
عجب زقافله دور و ز دُور بیرونیم
نه هیچکس که خودش را به خواب ما بزند
سری به دفتر اشعار ناب ما بزند
سه چار جمله بخواند سه چار خنده کند
دلی ز مهر بر احوال ما تپنده کند
برد به زیر پتو دست و یک نوازش خوب
کند به پیکر ما از شمال تا به جنوب
پسامدرن تر بستر دریدایی
نهد به زیر پتو یادگار شیدایی
خبر رسد به رولن بارت از جناب فوکو
که ای جناب رولن بارت ،وعده های تو کو
فرا روایت ما را کند میان متنی
دهد به هر منوتیک ایدهء فرابطنی
عجب زمانه خوشگل قشنگ بانمکی
خوشست ریلکه و رمبو کنند الک دولکی
خداکند که در این بیت های فیله سوفیک
زحرف بنده نگردد کسی کمی ته دیگ

(منظور تحریک است اما چون موقع الهام گرسنگی غالب بود به جای تحریک ، ته دیگ آمد. کار موز هاست . باید پذیرفت)

غرض سرودن بیتی مدرن پستی بود
که خنده داروی ارزان ِ تندرستی
خدا شفا بدهد اهل این ولایت را
روان کند سوی ما کوکب هدایت را



با سلام دوستان عزیز...
با تشکر از سایت عروض به خاطر تلاش های صادقانه شان به خاطر همه چیز .. . و اما صحبت هایی در باره ی این اثر بود که فکر میکنم توضیحات من نه به آن چیزی می افزاید و نه کم می کند مطمینن هر کس بر اساس بینش آگاهی و زیبایی شناسی خود می تواند این اثر را شعر بداند یا نداند . . .باز صحبتی بود در خدمتیم ... با تکشر فراوان ... سلام یعنی خداحافظ


من که لذت بردم و اتفاقا"بر خلاف نظر خانم اکرمی از اسامی خوشم آمد


من كه نظر دادم چرا تاييد نميشه


من واقعا از این بیت خوشم اومد.به نظرم عالی بود.عالی!
که صبح چای بریزم برای سایه‌ی خود
پنیر قاچ کنم روی نان ِهرکس شد


سلام. مرسی . خیلی لذت بردم .
مثنوی قشنگی بود . راستش فقط یکم از اون اسامی خاص خوشم نیومد . احساس کردم زیاد تر از انچه باید باشند هستندو
ولی لذت بردم .
راستی برای اینکه خودم بدونم می پرسم : ریلکه و خوابهایی که ایراد قافیه محسوب نمیشه ؟

راستی تا حالا حتما متوجه شدین که بچه ها اشتباها ده تا دیگه واستون ارسال کردن دیگه ؟ اگه اضافه اومد برگردین و به خاطر زحماتتون هم ممنون


کاری به کار کسی ندارم که چه گفته یا چه نگفته اند
من که خواندم
به جز چند قسمت با کلیت کار کناراومدم
فعلا
بااحترام


شما خودتون این کار رو چقدر شعر می دونید ؟. . .
به نظر به جاده خاکی زدی داداش !
موفق باشید


سلام آقای نجفی
شعرتونو واقعا دوست دارم

موفق باشید


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2008 Arooz.com & Design by Farahany
لوگوی عروض