الهام میزبان

-امام زاده... آقا... قا... اِما... اِما... زاده؟
[پراید گیج به سرعت به راه افتاده]
زنی که روسریاش را گره زده به مرد
چه طور جامانده روی بغض این جاده
: یواش... حال ِ منُ بد... یواشتر... دارم
[صدای ترمز ِ غمگین، صدای ِ فریاد ِ ...
صدای پر زدن ِ خیس ِ بچّه گنجشکی
که میپرد به جلو در خلاف ِ این باد ِ...]
■
«حضور ِ محترم ِ آدمی که جا مانده
اگر هنوز «منی» خاطر ِ شما مانده
زمان: دوساعت بعد ِ سهشنبهی قبلی
مکان: مچالهترین ِ مسجد سما...»
مانده ↓
دو بسته شمع فقط از زنی که مدّتهاست
کنار صحن ِ تو در حسرت شفا مانده
■
نگاه کرد به شش پاکتی که شش سال است
در انتظار ِ رسیدن به... سالها مانده
نگاه کرد به یک روسری ِ سرگردان
که روی ِ تابلـوی احتیـاط جا مانده
■
نشسته منتظر هیچ، روی سجّاده
کجا فرار کند آدمی که افتاده ↓
درون ِ چاه ِ خودش از تمام ِ حسرتها
کجا فرار کند از خودش در این جاده؟
نشسته است فقط توی ِ کوره راه ِ خودش
و به صدای اذانی که نیست دل داده
نشسته گریه کند سمت ِ حرکت ماشین
- امام زاده... آقا... قا... اِما... اِما... زاده؟
■
دری که بسته نبوده، دری که وا مانده
پرندهای که تمامی ِِ سال را مانده ↓
کنار ِ بیکسی ِ مرد ِ بیسرانجامی
که از زمین و زمان ِ خودش جدا مانده
که یک اشارهی غمگین به آخر ِ راه است
-امام زاده کجا رفته؟... کُـ... کجا مانده؟
پرندهای که فقط پر کشیده از این شعر
که توی ِ جیک... فقط جیک... جیک... جا مانده
الهام میزبان
۳۱ مرداد ۱۳۸۷ ۳:۰۴ بֽظֽ
نظرات ۳۶
كار قشنگي بود
آفرين
کتاب گربه روی شانه تخم مرغ رو پیدا نکردم.........وقت کردی یه خبری بگیر
با اینکه ازت خیلی خوشم نمیاد ولی مثل همیشه خوب تود فقط خوب بود
سلام خسته نباشید زیبا بود وعمیق سر بزنید خوشحال می شم
دلم مي خواهد بروم زير همان ميز كوچك قهوه اي كه مثل فنجان رنج فالهاي تكراريم
غليظ و مشوش است و پاهايم را جمع كنم توي شكمم و جرم سرم را ضرب كنم در
شتاب بي اندازه ناهوشيار ذهن معتادم... زانوهايم درد بگيرد و درد بگيرد و من خيره به حلقه هاي خاكستري نابالغ فوتهاي نابالغ ترم سرم را تكان بدهم به نشانه ي تاسف تاسف آورم از خدا وخودم و خواستنهايم.........
سلام! مثل اینکه به روز شده ام. با صدایی گرفته و خسته. به روز نمی خوانیم؟
آفرين
آفرين
آفرين
واقعن تبريك ميگم.
حال من رو جا آورد
ديگه از گفتن چيزهايي كه مي خواستمبگم منصرف شدم چون كار خيليخيلي خوبي بود.
يي تبريك جانانه هم براي سايت قشنگ وپر بارت.
خواستم كنسرت اجرا كنم خبرت مي كنم.
...بخير!
خانم الهام میزبان سلام
ممنون از دعوتتان.
۱- این بار اگر رفتید امام زاده یک شمع هم برای ما روشن
کنید.(دستتون درد نکنه! )
۲- خواستم بگویم شعرتان خیلی خوب بود وپیام! هم داشت.ترسیدم
بگویند جنبه ِ تبلیغاتی دارد ونظرم را حذف کنند.
....ولی کار خوبی بود .لذت بردیم.روایت را خوب پیش برده اید .تصویر سازی و فضا سازی
خوب است.اما فکر می کنم میتوانست کوتاه تر باشد.
شاد و سر بلند باشید.
ممنون از دعوتتون
حوندم
سلام
فوق العاده است.
سلام خانوم ميزبان.شعرتان را خواندم و استفاده كردم.من رو از راهنمايي هاتان بي بهره نگذاريد....
سلام الهام خانم .
ممنون که خبرم کردی .
اومدم خوندم و لذت بردم .
بازم منتظرم بیامو کارای قشنگتو بخونم .
سبز باشی !
سلام
در خور تامل بود.
با نگار پاییزی برگشتم.
سلام زیبا بود
باز هم می خوانمش
بیا به کویر من را که می شناسی؟؟
بعد از شهر محبوب من ( میانه ) و سرزمین محبوب من (ایران )
اینک کره ی محبوب من ( زمین)
سید مهدی موسوی اگر نیست اندیشه اش که هست
سلام دوست عزیز و ارجمند بروزم و منتظر حضور ارزشمند شما
بانو سلام!يك نفر اينجا نيامده است؟
پيراهينش شبيه شما سبز و ساده است.
سلام دوست عزيز.كار خوب و استخوان داري است.موفق و نويسا باشيد.
سلام
یک دنیا معذرت بابت دیر کرد.
کار خیلی خوبی بود بعد از چند کار ، این شعر واقعا به دل نشست . خیلی خوبه که الهام میزبان گمشده،پیدا شده
ممنون از دعوت و به امید موفقیت های بیشتر
سلام الهام عزیزم شعر قشنگتو خوندم و اینکه برام تداعی شد خاطرات قشنگی که یه روزی داشتیم و حالا نداریم !
مرسی که خبر کردی
سلام دوست
ببار تا که بنوشم لب بیابان را
پرنده سوز کنم میله های زندان را
ببار تا که هوای تو جنگ را بکشد
تفنگ در رحم خود فشنگ را بکشد
به دیدن من بیا
آب و هوای شیراز خوب است[گل]
سلام
خوندم و لذن بردم اگه تونستی کمی در مورد این فلش ها به من توضیح بده آخه من شعر زیاد بلد نیستم . خودت که می دونی . زیبای همه ازآن توست و تویی که زیبایی رو می سازی ...
نشسته منتظر هيچ،روي سجاده...
سلام.
شعرتو خوندم و چون تو اين زمينه صاحبنظر نيستم، فقط مي گم قشنگ بود.
ممنون كه خبرم كردي.
به اميد موفقيت هاي بيشتر.
سلام
موقع خوندن شعر صداتون هم توی ذهنم بود که همین شعر و می خوندین
خوب شعر رو که قبلا شنیده بودم و حرفها و نقدها را هم گفته بودم
ولی کاش از شعرهای جدید تر تان کار می زدید
به هر حال بابت دعوت به شعر
متشکرم
«حضور ِ محترم ِ آدمی که جا مانده
اگر هنوز «منی» خاطر ِ شما مانده
شعر موفقی بود و بعضی ازتصویر هابی تکلف :
دو بسته شمع فقط از زنی که مدّتهاست
کنار صحن ِ تو در حسرت شفا مانده"
به نظر من یکی از کارهای خوب خانم میزبان است
سلام
وقت بخیر
همان طور که می دونی این شعر رو دوست دارم بدون اینکه بخوام راجع بهش حرفی زده باشم
...
این روز ها هم که کلانمی تونم چیزی بگم و نمی دونم چرا
فقط چون احترام زیادی دارید آمدم برای عرض ادب
...
به امید خدا
خوش باشی
سلام
وقت بخیر
همان طور که می دونی این شعر رو دوست دارم بدون اینکه بخوام راجع بهش حرفی زده باشم
...
این روز ها هم که کلانمی تونم چیزی بگم و نمی دونم چرا
فقط چون احترام زیادی دارید آمدم برای عرض ادب
...
به امید خدا
خوش باشی
چقدر سخت است روی یک شعر کامل سخن گفتند .
جادویی از کلمات ساخته ای
تو شاعری حتی اگر شعر نگویی تو شعر را نفس می کنی الهام جان
بسیار زیبا بود
سلام . ممنون از اطلاع رسانیت . از کار زیبات لذت بردم . بازم ممنون ... یا علی
با احترام
واقعا لذت بردم و زیبا بود
زبان &تصویر& موسیقی & فرم و محتوی همه زیبا و به دور از کلیشه زدگی.
موفق باشین
خواندم و لذت بردم ... دوباره عازم سفرم ... سیو می کنم تا در سفر دوباره بخونم و در بازگشت نظر بدم ... اگه بازگشتی در کار باشه ...
با سلام
ضمن تشكر از اطلاع رساني تون
شعر زيباتونوخوندم تسلط به زبان كاملا بارزه و عليرغم كوشش و زحمتي كخه كشيدين شعرتون رو بي سرانجام گذاشتين تصوير زائر ئو زيارت هست وانديشه اي كه نگاه تازه اي رو منتقل كنه با يك پايان بندي كه با تكنيك خوبي بتونه دنياي ذهني خواننده رو به هم ريخته جذبه و جذابيت هنري ايجاد كنه متاسفانه ديده نميشه در حاليكه با اين قدرت بياني شما همش منتر اين اتفاق بودم كه انشاالله در ساير آثارتون بخونيم و ببينيم و لذت ببريم
سلام . ممنون از دعوت . فكر كنم قبلا توي وب خودتان خوانده بودمش ولي بازهم خواندم بانو.
فضاي شعر
امامزاده
گيجي پرايد سرعت دار
گنجشك خيس كه در خلاف باد
مي رود و زني كه با شمع ها روسري اش را به جايي دور گره مي زند . اين قصه مي توانست درازتر هم باشد ولي خب اثر مال شماست و شما مختار و صاحب اختيار .
دس شوما مرسي
سلام الهام!
چهار بار شعرتو خوندم تا بتونم خودمو گم کنم تو فضاش. قبول داری فضاسازیش یه کم اذیت کنندست. یعنی یه کم گنگه؟؟؟
بعضی قافیه هاشم بع دلم ننشست. نمیدونم! شاید توقع من از الهام خیلی بالاست. شایدم...به هر حال این روزها عجیب دچار جنون نگاه کردنم. فقط و فقط نگاه کردن. پس این چند جمله رو هم زیاد گفتم. مگه نه؟؟؟
سلام. آفرین. زیبا.
سلام عزیز همدل گرانمایه خانم میزبان
این شعرتان از دوجهت دلنشین ولطافت خاصی داشت..۱..ساختار ظاهری وصوری وترکیب نو انسجام قسمتهای مختلف شعر..چگو.نگی ترکیب ساختار واپه ها وصورت شعر
۲..تعابیر ومضامین بکر واندیشه های تازه وبدبع.وتصا ویر نو ..
....................................
چقدر خوشحال شدم که در این عصر بی تکیه گاه.گاه گاهی با ترانه ی عشق ومحبتت....فضای خلوت شعری ما را با حضورت مزین مینمایی
وبا امدنت از غربت تنهایی رهایم میسازی...وکلبه شعر ما با بهار شکفتنت معطر میکنی..قلم وقدمت همیشه سبز
مرا تن زورق است وناخدا دل
در این کشور بود فرمانروا دل
برد فایز به منزل یا کند غرق
نمیدانم برد ما را کجا دل..................فایز دشتی
سلاااااااااااااام
لذت برم
خيلي خيلي خيلي زياد
اييييييييييييييييييييي
دختر!
ياد كارگاهمون بخير!
الان شعرتو كه خوندم يهو ياد كارگاه افتادم
و ياد اون نارنجكي كه روي صندليم افتاد و من روش نشستم و ... بعد كارگاه تركيد
از خنده
آخ چقدر خوب بود
چقدر خوب بود
و من چقدر همه ي چيز هاي خوب را دوست دارم...
نظر شما پس از بررسی منتشر میشود.
نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهینآمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد
اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكردهاید
سلام.من نه تورو می شناسم نه دیدم.حتی نمی دونم شاعر پست مدرن کدوم شهری!ازت هیچی نمیدونم.اما همینطوری از حرف زدنت که توی نظر شعر واسه دیگران بود خوشم اومد و تو گوگل سرچ کردم!!/چه لوس/ اماشعرت باحال بود.خوشم اومد.سخت با این سبکا کنار میام.ولی خب گفتم که خوشم اومده دیگه!!!!!!