| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  ادبیات‌اضطراری  

گپ‌وپرسی از نظریه‌ی ادبی

بهنام کیانی:
آیا در یک بررسی تاریخی گذشتگان ادبیات فارسی توانسته‌اند به گونه یا گونه‌هایی از نظریه‌ی ادبی ایرانی دست پیدا کنند؟
مرتضا پورحاجی:
با اندیشیدن به ادبیات درون مرزهای زبان فارسی پیش از قاجار می‌توان دو محور عمده را شناسایی کرد. محور اول جریانی‌ست که با ابن‌سینا آغاز می‌شود و خواست آن بررسی ادبیات از یک منظر بوطیقاگون است. اصحاب این نحله به چیزی به اسم ادبیات قائلیت تام دارند و برایشان فرق نمی‌کند که ادبیات در کدام فضا اتفاق می‌افتد. به این ترتیب نظریه در یونان احداث می‌شود یعنی شکل نگاه آنجاست ولی در ایران به خاطر سترون بودن فضا و آثار بررسی روی آثار عرب انجام می‌شود. حوزه‌ی خراسان بزرگ ساختار بررسی ادبی را از یونان بزرگ می‌گیرد و محتوای آنچه بررسی می‌کند از ادبیات عرب. جرجانی و ابن‌قتیبه نمونه‌های بارز این گونه نگاهند که به زعم من هیچ کدام تولید نظریه ادبی نکردند چرا که وقتی ارسطو آثار را بررسی می‌کند یک کتابخانه عظیم پشت سر اوست که برای هر دسته‌ی آن می‌تواند آثار مختلفی را قرار دهد ولی در بررسی ابن‌سینا و شاگردانش چون این آثار کم است شکل نگاه بوطیقاگون از محوریت می‌افتد و به یک نگاه ریطوریقامحور تبدیل می‌شود به نحوی که ابن‌قتیبه که دو شاگرد پس از ابن‌سیناست تمام کوشش او به بررسی ریطوریقا یا صورت‌های صناعتی زمان خودش محدود می‌شود. این یک محور فعال در ادبیات بوده است که قوی‌ترین محور حوزه‌ی ادبی ما نیز بوده است و با توجه به اینکه باید لوازم خودش را برای بررسی ادبی بسازد به تعریف هم می‌رسد یعنی آنچه اروپا در فاصله‌ی قرن‌های ۶ تا ۱۷ میلادی به آن رو آورده است؛ برای مثال وقتی ابن قطیبه می‌خواهد ظرافت را در شعر بررسی کند به تعریف آن هم می‌رسد یا وقتی جرجانی به بصریت می‌‎رسد باید آن را تعریف کند.

ادامه مطلب »
«گزارش اقلیت»

عصبی‌ترین محصول زندگی در کلان‌شهرها را می‌توان به وضوح در ساعات میانه روزهای گرم در چهره دودگرفته و آفتاب‌سوخته موتورسواران حرفه‌ای دید.
البته در این‌جا منظور از حرفه‌ای نه به آنان که در پیست‌های مجاز و غیرمجاز دست‌اندرکار نوعی نمایش خیره کننده‌اند بلکه بیشتر به آن دسته از موتورسوارانی اشاره دارد که طی سال‌های اخیر به بخشی از لوکیشن خیابان‌های تهران بدل شده‌اند.
آنان که بخشی از سمفونی صنعت ساخت موتورهای داخلی را با ضرب الگویی ثابت در قالب سرهم‌بندی نام‌های جدید (اقساط به هر قیمت) و شور قوانین نورسیده (کار، رانندگی) و تانگوی فرساینده گره‌های ترافیکی درهم آمیخته‌اند.
اینان خادمان سرعت و حادثه‌اند؛ روایت‌سازان لحظه‌های بی‌حوصله در مکالمات کوتاه و اندرزگون. آنان سوژه‌های ملا مت و تقبیح‌اند؛ نمود قانع‌کننده رویاهای سوخته و تعبیر کابوس‌های پیشگویان خودآزار؛ آن‌ها محصول بن‌بست‌های ساختاری‌اند حفره‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای که همچون تب خالی ناخوشایند (واقعيت تروماتيك) بر چهره زندگی شهری نشسته‌اند.
فرهاد اکبرزاده

ادامه مطلب »
ادبیات ِ اضطراری

با نوشتن درباره‌ی نهاد ادبیات چند تصوّر خرد در من پا می‌گیرد:
یکی همین‌که ادبیات را در شکل ِ نهادگانی‌اش تصوّر کردن یعنی سخن از یک تن نیست که کاغذ می‌نویسد؛ صورت‌بندی دانایی زمانه است. این تصور جدیدی‌ست که فکر کنم در تاریخ کتابت فارسی از دهه‌ی بیست توی نوشته‌های انتقادی نیما و شرکا منظر شده است. سخن از وظیفه‌ی ادبیات ولی از دل این تصوّر بیرون می‌آید:
تملک صورتی از نوشتار به نفع مقاصد خاصه، خب سخن فقهی و حقوقی و دینی که همیشه بوده و هم‌اکنون نیز هست، این دیگر چه درکی از ادبیات است؟
نوشتن یعنی جستجوی یقینی در گذشته یا فرافکنی‌ی همان یقین به آینده‌ای فروبسته (ادبیات امید و رنج) که صورت‌های منحصربه‌فردش را در حدیث‌نفس‌های ادبی یا رنج‌نامه‌ها یا ادعیه داشته‌ایم و نیز همین ادبیات عاشقانه‌ی ما که مبتنی بر فقدان است؛ آن‌چه من ندارم ولی دلم می‌خواست داشته باشم یعنی تملکش کنم . . .
تصور بعدی این‌که ادبیات و زبان‌داری به زعم ِ من تلفیق بی‌طرفانه‌ای در زبان ِ فارسی‌گوی نساخته باشند.
معروف است زبان ِ سرخ سر ِ سبز بر باد می‌دهد؛ یعنی فهم ریتوریک از زبان سخت درگیر شکستن یا سست کردن ِ هژمونی خدایگان درون ِ مرزهای فرهنگ فارسی بوده است.
بهنام کیانی

ادامه مطلب »
فواید خون‌خواری

"دروغ هر چه بزرگتر باشد، زودتر باور می‌شود." یا خروجی دیتاهای اشتباه
تقدیم به خداوندگار ورد واید وب [WWW) Word Wide Web)]، تنها مرکز قدرتی که می‌شناختم و مدتی‌ست مرگش را جشن گرفته‌ام. هیچ‌گاه باور نداشت با قهقه‌های شیطانی، بر سر جنازه‌اش حاضر شوم. حتی آرزوی خورده‌شدن، توسط گرگی گرسنه، که در شبی مهتابی، رو به ماه زوزه می‌کشد را، به گورش می‌سپارم. با پشت پا، در دل این دشت غریب، درون چاله پرتابش می‌کنم تا به‌دنبال صدای زوزه‌ی شهوانی‌ای که از دور مرا صدا می‌کند، بروم. منتظر من هستند تا برای پاره‌کردنشان، سراغشان بروم. من یک گرگ گرسنه‌ی تنها هستم که هیچ‌چیز سرم نمی‌شود، جز طعمه‌ای تنها، که از وحشت تنهایی به حال مرگ افتاده، و تنها چیزی که کم دارد، وجود گرگ گرسنه‌ای‌ست که شهوت به پاره کردنش دارد. چیزی که فراتر از وحشت مرگ برای شماست. فقط کافی‌ست فرصتی به من داده، و خود را در این لحظه قرار دهید - لحظه‌ای در تنهایی و تاریکی و ترس از مرگ - آنگاه است که فراترش را تقدیمتان می‌کنم.
محمد فراهانی

ادامه مطلب »
ادبیات ِ اضطراری

چه اضطراری در همین نوشتن است و در نوشتن ِ این؟ اگر اضطرار را ضرورتی emergency بخواهیم بدانیم، مانعةالجمع با گشودگی‌های ادبیّات، آن‌طور که بیشتر این وقت‌ها و قبل برای‌مان بوده نمی‌شود؟ این تداعی که خواه‌ناخواه با واژه‌ی اضطراب دارد، الآن‌مان را بلافاصله ذخیره‌ی آینده نمی‌سازد؟ این‌طوری‌ست که اضطرار، از حالا تا بعد است و تشویش و بحرانش می‌خواهد موقّتی باشد. انگار که مقابل و در مقابله با وضعیّت عدم تعادل یا شرایط ویژه‌ی نامطلوب برآمده باشد و مأمور ِ بازگشت امنیّت و آرامش باشد. پس مانند هر چه در تمنّای چیزی‌ست، تا هست، بی‌وقفه ابرام دارد بر فقدان ِهمان چیز. این وصف که بود را با آن لازمان‌ومکانی و ازلی-ابدی بودنی که برخی از ادبیآت و logos می‌شناسند چه کار؟ می‌شود جعل ِ ترکیب ِ اضطرار ِ مدام کرد و چسباندش به existence.
نیما صفار

ادامه مطلب »
شعر دهه‌ی هفتادی یعنی همین؟

یک ترمینولوژی و چند قطعه‌ی دیگر
۱. ظاهرا خواست ناهمسازانه‌ی شعر نباید به سرنوشتی ترمینولوژیک تن دهد، اما این همه دوراندیشی‌ را چه سود که دست آخر کارمندان و کارگزاران گمنام فرهنگ از راه می‌رسند، ماشین نامگذاری با توحش تمام به کار می‌‌افتد و آن‌گونه که ادیپ شهریار کمر به قتل پدر بست و از پسِ آن بینایی‌اش را داوطلبانه واگذارد، شعر را در مدخلی که باید می‌گنجاند؛ گیرم به بهای فروکاست آن.
دهه‌بندی تاریخی شعر فارسی و نامگذاری بخشی از آن به عنوان "شعر دهه‌ی هفتاد" اما نه همچون یک سرنوشت ترمینولوژیک، بل به مثابه سرشتی بوطیقایی که ایده‌ی پیشرفت را در پی دارد ـ چه وقاحت‌بار ـ  و نه از سوی گمنامان، بل از جانب آنان که خود را ستاره‌هایش می‌پنداشتند ـ چه بنجول و مصرفی ـ، اینک به هراس تازه‌ای دامن می‌زند: آیا ترمی همچون "شعر دهه‌ی هشتاد" می‌تواند حیثیتی ترمینولوژیک به خود بگیرد؟
علی سطوتی قلعه

ادامه مطلب »
این یک علامت است

واکنش اضطراری و طرز تهیه‌ی آن
صفر) اعدادی که در پی این شماره می‌آیند گویا در پی خلق ضرورت گفتمانی خود هستند؛ پیش‌آمدی که دست داده است تا آن‌ها دست به شرح و تبیین مشروعیت‌ساز و کار خود در این بافت کلان سوژگانی بزنند. پتانسیل اجزای مهلک در حیطه‌ی سازگاری با هیئت برساخته، امکان اجتماع این مفاهیم را به سود گفتمان حاضر میسر می‌سازد. امید است که چونین باشد.
یک) وگنر، در کتابی که در سال یک هزار و نهصد و پانزده منتشر کرد. اصول عقاید خود را تشریح کرده است. او معتقد به وجود قاره‌ای عظیم به نام پانگه‌آ (به معنای همه‌ی خشکی‌ها) است که در حدود دویست میلیون سال پیش، شروع به قطعه قطعه شدن کرد و درنهایت - تا به این زمان – قاره‌های امروزی را به وجود آورد.
الهام ملک‌پور

ادامه مطلب »
هشت فرسنگ زیر زبان

۱. فکر کردن و فکر نکردن به ابژه‌ی ادبیات در گستره‌ی عرصه‌ی نمادین، امری سهل و ممتنع قلمداد می‌شود.
۲. گسست معرفت‌شناختی از حوضه‌ی ادبیت به حوضه‌ی ابدیت، بدایتن بستگی دارد به شناخت ریشه‌شناسیک در خسوف مفاهیم متباین و ایجاد وضعیت‌های موازی به منظور ِ تعلیق ِ قواعد به تعلیق‌درآمده توسط ِ اعلام ِ شرایط ِ استثنایی توسط ِ آلت اعظم در جهت ِ هدایت سیلان ِ نیروها[ی متنی؟]، است.
۳. حد مولد اضطرار و اضطرار، برسازنده‌ی حظ ِ ناشی از تخطی‌ست؛ سایش ِ دیالکتیکی ِ حد و تخطی مفهوم ِ تحدی را هم‌نهاد می‌کند.
سهند آدم عارف

ادامه مطلب »

  آرشیو مطالب سال گذشته  


برای دستیابی به مطالب سال گذشته در هر یك از بخش‌ها می‌توانید به لینك‌های زیر مراجعه كنید.
| شعر آزاد | نقد كتاب | ترجمه | داستان | زیرخاكی | شاهنامه | غزل | نقدومقاله | معرفی‌ومصاحبه | ادبیات‌نمایشی | ترانه | اخبارسایت | ویژه‌نامه | نشر |

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2008 Arooz.com & Design by Farahany
لوگوی عروض