| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  فراخوان: ویژه‌نامه "زودمرگی و نویسنده ایرانی"  

والس

نصیر نصیری: چگونه می‌توان یک شاعر را کشت؟
مهدی پهلوان‌پور سکته کرد؟
بهمن جواهرچیان صبح از خواب بیدار نشد؟
حامد روزی‌طلب چه شد؟

متن فراخوان را بخوانید:
فراخوان ویژه‌نامه "زودمرگی و نویسنده ایرانی"
نویسنده می‌میرد. نویسنده بزرگ می‌میرد. نوشتن هم با او می‌میرد. دیگران هم می‌میرند، اما مرگ نویسنده، مرگ نوشتن اوست؛ نوشتن با او می‌میرد. و گاهی... اگر نوشتن بمیرد نویسنده مرده است.
نویسنده ـ آن که در او میل آفرینش‌گری نهاده شده‌ـ روزی نوشتن را شروع می‌کند به تقدیر ناگزیر، شاید در 10 سالگی، شاید 15 یا 20، گاهی 30، 40 و در مواردی 50 سالگی زمان کشف این واقعیت است که تو به هیات یک نویسنده زاده شده‌ای. اما در هر زمان که عشق نوشتن به جان نویسنده بیفتد، دیگر خاموش شدنی نیست؛ یعنی نوشتن شغلی است بدون بازنشستگی. خاموشی نوشتن و نویسندگی تنها و تنها مرگ است. حتا نویسندگانی هستند که در بستر احتضار هم نوشته‌اند و خلاقانه نوشته‌اند. این قاعده شغل نویسندگی است. وقتی می‌پذیری که جنون و شرر نوشتن در تو بیدار شود باید بپذیری که این آتشکده خاموشی ندارد. بیت:
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر / کز آتش درونم دود از کفن برآید
آری، از این رو است که اگر نویسنده‌ای خلاقیتش بخشکد انگار مرده است. یکی از تعابیر خودکشی ارنست همینگوی همین است که گویند او دیگر به پایان خلاقیتش رسیده بود و ترجیح داد بمیرد تا بی‌خلاقیت بنویسد یا با نوشتن وداع کند. و طبق روایتی گویند فاشیست‌ها به لورکا گفتند که دیگر ننویس و او گفت که ترجیح می‌دهم بمیرم تا ننویسم و کشتندش. از همین رو است که اکثر نویسندگان در مدتی طولانی می‌نویسند و آفرینش‌های خلاقانه و تازه‌ای عرضه می‌کنند. اما این وصف در ایران ما طور دیگری است. نویسنده ایرانی، کم می‌نویسد و به قولی دچار "زود مرگی" است. یا خود کم می‌نویسد و بعد از چند کتاب دست از شرر نوشتن می‌شوید یا بعد از آن که چند اثر ارزشمند ارایه داد به تکرار و ملال دچار می‌شود و همان بهتر که ننویسد. طی سال‌هایی که از عمر ادبیات معاصر ایران می‌گذرد و نویسندگی به شیوه مدرن در ایران باب شده است، تا بوده همین بوده و ادبیات ما دچار زودمرگی نویسنده ایرانی بوده است. والس قصد دارد این موضوع را به بحث بگذارد و چراجویی کند.
چرا نویسنده ایرانی کم می‌نویسد؟
چرا خلاقیتش زود می‌خشکد و به سرعت دچار تکرار بی‌حاصل می‌شود؟
چرا اوج و اقبال یک نویسنده بیش از چند سالی نمی‌پاید؟
چرا نویسندگان بزرگ، شاخص و مطرح ادبیات ما، آثار قابل توجهشان اندک است و به چند اثر محدود می‌شود؟
چرا گاهی نویسنده ایرانی بعد از یک دوره کار مداوم، نوشتن را به کنار می‌گذارد؟
چرا نویسندگان مطرح ما وقتی جلای وطن می‌کنند اغلب دچار افت یا کم کاری می‌شوند؟
و راز زودمرگی نویسنده ایرانی چیست؟
قرار است مقالات رسیده با این مضمون در ویژه‌نامه‌ای به همین نام در اوایل آبان‌ماه منتشر شود. اگر علاقه‌مند به این بحث هستید می‌توانید مقاله خود را به صورت متن تایپ شده با نرم‌افزار WORD تا تاریخ 20 مهرماه سال جاری به صورت متن ضمیمه (Attachment) به آدرس valselit@gmail.com ارسال کنید.


   ۱۴ شهریور ۱۳۸۷ ۴:۳۱ قֽظֽ
نظرات ۱

پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است ...


نظر شما پس از بررسی منتشر می‌شود.

نظر باید در مورد مطلب حاضر باشد
از كلمات ركیك و توهین‌آمیز استفاده نشود
نظر نباید جنبه تبلیغاتی داشته باشد

اگر نظر شما حذف گردید و یا منتشر نشد، حتما یكی از موارد بالا را رعایت نكرده‌اید

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2008 Arooz.com & Design by Farahany
لوگوی عروض