شعر آزاد : رامتين زارع
الاهه یزدیشندل و مندل اسکانیو آنتونی کویی و ماندی نیا در شهر شلغم زندگی میکردند آنها به مدرسه میرفتند یک شب برف زیادی آمد و ...
8 ساله
آرنگ علم شاهیمادرم آمد
از میان آب آمد
پدر در زد
بهار هم همراه او در زد
من غنچه شدم
پدر مُرد
بهار رفت و دیگر نیامد
خدا میوه بود و خوشرنگ بود
من باران بودم
جزو هوا بودم
13 ساله
آرام کماییاینم پاشه .
اینم پاشه .
اینم دستشه .
اینم دستشه .
اینم چشمشه .
اینم چشمشه .
این اپوهه .
سگ .
5 /3 ساله
نقدكتاب : سهند عارف
فرشته ها خودكشی كردندباد كردن بادكنك ِ روایت از یك طرف و تركاندن آن از طرف دیگر باعث شده كه تكلیف شاعر با غزل روایی روشن شود . یعنی به نوعی عبور از این ژانر است كه به خودی خود باعث می شود اشعار تشخص – یابند – مثلن در قصیده هواپیمای سوراخ سعی شده با استفاده از عنصر تكرار یك بیت :
" پدر گرفته در آغوش نعش خواهر را
و مادرم كه به پا می كند سماور را "
سهند عارف
سمفونی روایت قفل شدهنه قدی بیشتر و بله قدی کمتر بر سمفونی روایت قفل شده اثر م . آذر مانی منسوب به مریم جعفری
هشدار : اگر خیلی از قفلها را جا انداختهام یا اشتباه از کلید بوده است .
رامتین زارع
آن منوقتی مجموعه ای در 62 صفحه با قیمت 900 تومان! در سال 1383 بیرون می آید مطمئنا باید ویژگیهای ژورنالیستی داشته باشد تا بتواند مخاطب خود را یافته و او را به خرید كتاب مجبور كند!قضیه وقتی مهمتر می شود كه تیراژ كتاب 3000 نسخه باشد .
سید مهدی موسوی
پ و ثآقای دست خطهای حبیب محمدزاده در«تظاهرات پ» با تکیه به کنش نیمه آگاهانهی زبان یا زبان کنشی ِ نیمه آگاه و نه ناخودآگاه که خود حاصل واکنشی به کنشهای دریافتهایی تهنشین شده است به نوعی خلاقیت دست پیدا می کند واین خلاقیت ، متن را بازمی کند . یعنی خاننده به شخصه می تواند درمتن اتراق کند ، حرکت کند ، حیرت زده شود و یا خود آن را ادامه بدهد .
سهند عارف
ترجمه : محمد حسن نجفی
معرفی شاپور چهارده چریکزندگینامه مترجم
نام:شاپور
نام خانوادگی : چهارده چریک
تاریخ تولد: چهارم فروردین ماه 1336 خورشیدی – 1957 میلادی
محل تولد: شهرک هفتکل در جنوب ایران
شعبده بازی در مغازهدر برلین در خیابان موتسارت ، یكی از عجیب ترین مغازه هائی وجود دارد، كه من تا كنون دیده ام . اگر آدم شانس داشته باشد، می تواند در پشت ویترین، مردی را مشاهده كند، كه دستمال های سبز ابریشمی را به تخم مرغ تبدیل می كند .
اریش کستنر
مترجم: شاپور چهاردهچریک
تاریخ ادبیات کودکان و نوجوانان آلماناین مقاله فصلی است از کتاب :
Geschichte der deutschen
Kinder- und Jugendliteratur
مترجم: شاپور چهاردهچریک
فصل اول: قرون وسطا و اوائل عهد جدید
دو شعر از : بونوآ كونور Benoît Conortاوكه از كنار میگذرد، زمان را با حركتش اشتباه نمیگیرد
بیرون از درونْ بودن خواهد بود
خواهد بود
برگردان : مریم جعفری آذرمانی
داستان : بهاره اله بخش
بغض در خیابانهای کاغذیپرنده هم توی خیابانهای شهر پر نمی زند و من همینطور می رانم. گاز. دنده دو به سه، سه به چهار، چهار به پنج. باید همه چراغ قرمزها را با تمام سرعت رد کنم و ماشینهایی را که تک و توک سر راهم سبز می شوند، ببندم به بوق. باید اشک همینطور از دو طرف صورتم بچکد؛ تا ...
بهاره اله بخش
پریچهرههای مچالهپریچهره جان ببخش ! تو همین امشب باید همبستر مردی شوی . مردی كه پالتویش همرنگ چشمهایش است . نپرس چرا . فقط با او بخواب . چشمهایت را ببند و فكر هم نكن . گمان نمیكنم آقای عالیجاه به فكرهای تو در آن لحظه اهمیتی بدهد .
حبیب پرتاری
مشتاین روزها پیاپی به دستانم خیره می شوم. زیر و رویشان را بر انداز می کنم. گاه خیال می کنم که بین خطوط کف دستم راه می روم یا دنبال راهی می گردم که نمی یابمش.
علیرضا کرباسیون
زیرخاكی
میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی« میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی » در سال 1054 هـ.ق در ساحل جنوبی رودخانه «گنگ» در شهر عظیم آباد پتنه (هند) به دنیا آمد .
صائب تبریزیمیرزا محمد علی، متخلص به صائب، از معروفترین شاعران عهد صفویه است. تاریخ تولدش معلوم نیست، و محل تولد او را بعضی در تبریز و بسیاری در اصفهان دانستهاند؛ اما خاندان او مسلماً تبریزی بودهاند.
غزل : مریم جعفری
نجمه زارعاخبار گفت شهر شما امن و راحت است / من باروم نمی شود اخبار هیچ وقت ... / حیفند روزهای جوانی... نمیشوند / این روزها دومرتبه تكرار، هیچ وقت
راضیه صابریانتكان نخورد خیابان و زندگی جا زد، تمام عقربهها روی خاك افتادند / و شهر زیر سكوتی مهیب مدفون شد، كسی نخواند و نپرسید تا صدا گندید
محمدعلی پورشیخعلیمویت سفیدتر شده بختت سیاهتر، از هرچه عمر رفته رهآورد مسخره ست
حالا كه هیچ راه فراری نماندهاست، با سر بزن به سنگ؛ عقبگرد مسخره ست
خدایش بیامرزاد حسین منزوی راروی جلد كتاب « تیغ و ترمه و تغزل ( نه ترمه و تغزل ! ) » تقریبا نشان از یك كتاب بازاری عامه پسند دارد كه البته مهم نیست آنچه حساسیت بر میانگیزد ناشیگری نشر آفرینش و جالبتر از آن ادعای كسی است كه خود را مصحح!!؟؟؟؟!!!!؟؟؟؟ نمونهخوان!! و شارح!!!!؟؟؟ كتاب معرفی كرده است .
مریم جعفری آذرمانی
نقدومقاله : سید مهدی موسوی
حاشیه ای بر: چاه بابل نوشته ی رضا قاسمیچاه بابل قصه هم خوانی الگو ها و بستر تفاوت هاست. نمایش چند گانگی، چند پاره گی؛ سوء تفاهم؛ باستان شناسی چشم. نقل ممنوعه و حكایت پرده هاست. دعوا برسر شمایلی دچار برداشت هاست؛ شمایلی كه جز نقابی معلق در زمان و مكان نیست.
فرهاد اکبرزاده
حرکت پشت در های بستهانسان حرکتی است به سوی دنیای ماورا این جمله ای که به ظاهر در عرفان مترقی شرق-هند به وقوع پیوسته است اساس دیدگاهی است که از شوق وصف ناپذیر برای میل به جاودانگی و اضمحلال در خودش و پیوستن به جریان ازلی- ابدی خلقت در جهتی که خاستگاه نوع بشر دستخوش دگرگونی های ریشه ای در بنیان سست و ریشه های پراکنده (ریزوم) نوین گردیده نمایانگر واقعیتی است که می رود در واقعیتی دیگر به نابودی برسد.
جواد اکبری
زمینه های فلسفی غزل پست مدرنتمام معیارها و ابزار سنجش در فضای پست مدرن مورد شك قرار گرفته و قطعیت های آنها به حالت تعلیق در آمده است... هیچ تعریف دقیقی از پست مدرن ممكن نیست و هیچ ابزاری برای سنجش میزان پست مدرن بودن یك فرد یا یك متن تقریبا وجود ندارد.
فدرس ساروی
معرفی و مصاحبه : سمانه نائينی
مصاحبه با فاضل نظریاو متولد سال 58 است و تحصیلات اولیه خود را در شهر خوانسار استان مركزی گذرانده. كارشناس ارشد مدیریت صنعتی است و تا به حال كتابهای اقلیت و گریه های امپراطور را به چاپ رسانده.
شعر امرو جوان را چطور می بینید ؟
معرفی دکتر محمد حسین بهرامیاندکتر محمد حسین بهرامیان از شاعران متعهد و موفق نسل امروز غزل ایران است که تجربه های حسی و آکادمیک ادبیات ایران را یکجا تجربه کرده . تحصیلات دانشگاهی اش در رشته زبان و ادبیات فارسی بوده است و در حال حاضر هم در دانشگاه به تدریس ادبیات مشغول است ...
معرفی مجتبی مظفری رادمجتبی مظفری راد متولد شهریور 1362 سبزوار
دانشجوی کارشناسی حسابدار
شعر را از 7 سال قبل آغاز کرده است وتا اکنون در فضای شعر نفس می کشد .
ترانه:سید مهدی موسوی میركلائی
مصاحبه با علیرضا عصارعلیرضا عصار خواننده ی با سابقه ی کشورمان را حتما میشناسید . او با چند اثر در تلوزیون که اغلب منتسب به مضامین عرفانی بودند و در همان ابتدای احیای موسیقی پاپ در کشور پا به عرصه ی موسیقی گذاشت .
تهیه و تنظیم : مهدی موسوی
معرفی شایا تجلیدر رشته های الهیات و هنر تحصیل می كند و مطالعاتش بیشتر پیرامون رشته های تحصیلی و دلبستگی هایش می باشد . در خلوتش زمزمه ی گیتار با سكوت غم انگیز شاعرانه اش مضراب در مضراب و پنجه در پنجه جاریست.
مصاحبه با افشین مقدمافشین ِ مقدم ، متولد ِ چا لوس ، فارغ ا لتحصیل ِ رشته ی حقوق ا ز سا ل 77 با آ غاز موسیقی پاپ شروع به ترا نه سرا یی كرده است . افشین مقدم ارتباط كاری تنگاتنگی باعلیرضا عصار و فواد حجازی دارد در همین رابطه گفتگویی با وی انجام داده ایم كه از نظر شما می گذرد .
تهیه و تنظیم : راضیه غنجی
ترانه مكرمتلنگر بر من خسته عجب پندار ارزانی! / عجب همراهی گرمی عجب فكر درخشانی! / هجوم سنگ بر شیشه از آن لبخند پیدا بود / تمام وحشت مردن در آن محفل مهیا بود
موشها و گوشهاصدای پچ پچ مردونه می آد / میون موشهای پشت دیوار / دوباره میجون حرفای ما رو / تموم موشهای پشت دیوار
مهدی موسوی میرکَلائی
ادبیاتنمایشی : مهدی دوگوهرانی
چشم در برابر چشمنوشته ی : غلامحسین ساعدی ( گوهرمراد )
اشخاص : حاكم / جلاد / مرد جوان / پیرزن / سقط فروش / آهنگر / میرشكار / نوازنده
یك نیمكت بزرگ با پشتی مجلل، و آن طرف پشتی تختی است ناپیدا ، برای استراحت. پرده كه باز میشود، صحنه خالی است. چند لحظه بعد، دو پای بزرگ بالای پشتی ظاهر میشود، و بعد ...
اخبارسایت
شماره دهویژهنامه این شماره با مركزیت غزل توسط سركار خانم مریم جعفری تهیه و تنظیم گردید و جناب آقای سهند عارف از این شماره با عنوان مدیر بخش نقد كتاب به جمع گروه عروض پیوستند .
ویژهنامه غزل
دكتر مهدی حمیدی شیرازیدلم رشك میبُرد بر سایهام
كه افتاده آن لحظه در پاش بود
مرا راند و جای من آن را نشاند
كه سگ شرمگین بود گر جاش بود
محمد تقی حاجی آخوندی ( نوذر پرنگ )زمان تلخ است تیمور آمدهست و رفته و حافظ
كشیده خرقه چون مهتاب بر خاك خیابانها
خیابانها چو خطهایی ز خون بر نطع تاتاری
زمان چون تشتی از خاكستر برگشته بر آنها
دكتر مُظاهر مُصفامردی ز شهر هرگزم از روزگارِ هیچ
جان از نِتاجِ هرگز و تن از تبارِ هیچ
از شهر بیكرانهی هرگز رسیدهام
تا رخت خویش باز كنم در دیارِ هیچ
امیر هوشنگ ابتهاج ( هـ . ا . سایه )ز بس كه بال زد دلم به سینه در هوای او
اگر دهان گشودمی كبوتری در آمدی
شب سیاه آینه ز عكس آرزو تهیست
چه بودی ار پری رخی ز چادری در آمدی
معرفی محمد مجدمحمد مجد در 29 مرداد سال 1317 در قزوین متولد شد. وی فارغالتحصیل رشتهی فیزیك از دانشسرای عالی است. از 1330 سرودن غزل را آغاز كرد و در اردیبهشت 1335 اولین شعرش در مجلهی جوانان آن دوره به چاپ رسید. بسیاری از غزلهای او در فاصلهی دهههای 30 تا 50 در مطبوعاتی مثل فردوسی،امید ایران، سفید و سیاه، صبح امروز،روشنفكر منتشر شده است . مجموعهی غزلی را با نام «دود» در همان دوران به چاپ رسانید و مجموعهی غزلی نیز با عنوان «زمزمهای در تنهایی» در سال 1381 منتشر كرده است.
دكتر محمد حسین بهرامیانزخمم دوباره وا شد و ایاک نستعین
تا اهدنا الــ ... سرای تو راهی نمانده است
مغضوب این جماعت پر های و هو شدم
افتادم از بهشــــــــــــت بر این ارتفاع پست
مریم جعفری آذرمانیدیوارها بیسوادند ، وقتی كه یكسر سپیدند
با خون كمی رنگشان كن ، دیوارها نا امیدند
حالم اگر بد بگوید ، آینده شاید بگوید
درها رسیدند از راه ، دیوارها را دریدند
پوریا میرركنی ( نبراس )آب خلیج در هیجان است و های و هو
كاكا خلج نیامده از آب كفترو!
باید خبر بیاوری از رفتهای كه هست
شهری گرسنه منتظر صیدهای او
حافظ ایمانیمحكوم بر تقدّس و تطهیر
در چلّههای سخت نفسگیر
تاریخِ مولوی ترِ شمسی
سوزانِ هُرمِ دفتری از تیر
برپا سُرادقات خراسان
خضرانهی حیات خراسان
تلبیسی از فخامت و تلمیح
مفعول و فاعلات خراسان
علی حیدریوقتی كه گرگ بره نما شد چه میكنید؟!
شیطان خدا نكرده خدا شد چه میكنید؟!
در معبدی كه خاطرهها در عبادتند
برقی جهید و قبله دو تا شد چه میكنید؟!
رضا عزیزیمن راه را دومرتبه گم كردم، این راه، راهِ چندم آدمهاست؟
حس می كنم به قافله نزدیكم، « این ایستگاهِ چندم آدمهاست»
من از دیار گم شدهای هستم، از سالنامه های پر از دیروز
چیزی به نام فصل نمی دانم، این ماه، ماهِ چندم آدمهاست؟
محسن رزواننشسته بود به جایم "خبر" در آغوشت
ندیده بود به جز دردسر در آغوشت
"خبر" نداشت دو دست تو را که بسته شدند
به دور گردن یک شعله ور در آغوشت
فاطمه حقوردیانچون روال همیشگی هركس سورهای خواند و دور شد از من
دستهایی فشرد دستت را... صورتت را سه بار بوسیدند
توی پیراهن سیاه خودت مثل یك تكه ماه میماندی
مردمكهای خیس و براقت مثل الماس میدرخشیدند
امیر حسین نیکزادنشسته شیطان به شانه هایش به شور و شر میبرد دلم را
به هر کجا می کشاندم چشم ؛ جلوه گر میبرد دلم را
فرشتهای با سرشت شیطان ، چه گویمش جز فرشته شیطان
کشاکش عصمت است و عصیان که پرده در میبرد دلم را
محمد رضا حاج رستم بیگلو77 حاصل جمع دو بال و پر
77 پر؟ بله 77 پر
مثل دو تا كلاغ كه از دور میرسند
مثل دو تا كلاغ كه پر میكشند بر-
رضا بروسانپشت دلواپسی صخره پلنگی در برف
ماه پرتاب پریشان قشنگی در برف
نخل فوارهی كوتاه طبیعت خشك است
تا كلاغی بتكاند دل تنگی در برف
علیرضا دهقانیانآقا اجازه مبحث امروز ما خداست
توضیح میدهید كه جای خدا كجاست ؟
قرآن نوشته او همه جا هست و مادرم
اصرار میكند كه كمی قبله سمت راست
سیامك بهرامپرورخط میزند، مینویسد، دستی كه معلوم هم نیست
شاید كه ابلیس باشد یا جبرییل مقرّب!
...
تو نیستی، میتراود شب از تركهای دیوار
چك چك، نه باران، كه عقرب میریزد از سقف امشب
شمارگان
سال اول : شماره صفر | شماره یك | شماره دو | شماره سه | شماره چهار | شماره پنج | شماره شش | شماره هفت | شماره هشت | شماره نه | شماره ده | شماره یازده
سال دوم : شماره دوازده | شماره سیزده | شماره چهارده | شماره پانزده
سال سوم : شماره شانزده
