شعرآزاد : رامتین زارع
نصیر نصیریهرگز پرندهای با عصا ندیده بودم
نمیدانستم
آنکس که نمیدود
پرواز را میداند
و رودخانهای
که از سنگلاخ میگذرد
گامهایی از آهن دارد
طاهره بارئیزن همسایه
روی باغچه آمده
امروز
پس ازآنهمه ماهها
با گالشهای سبز
جلیتقۀ بادی
چنگک فلزی
و یک شیئی عقربهدار
به کاوشگری شبیه است
رامتین زارعمن عراقم
تو اگر ایرانی
به من بچسب
تا با هم عرق بکنیم.
اگر همینطور تا آخر
کش ورها بخواهند بچسبند
جزیره شدهاند!
پگاه احمدیزانوهایم را در ماهِ كامل بغل كنم
همهچیز از حالا نزدیك است
وَ «شمس و طغری» هم،
زیرا من از كنارهی سینیها میریزم اگر دروغ بگویم
زیرا من
مثلثام را در خون، پرت كردهام
علی رضا دانش پژوهلبهات میلنگند
وقتی داوینچی رهات میکند
صبح است
و آفتابگردانهای ون گوگ
به حس شهوت
به سوی تو میچرخند
نقدكتاب : سهند عارف
تشنگی از وسطتشنگی از وسط تشنگی از وسطاستا زار وسط است
تشنگی از وسط محن یک مجموعه شعر بود، هست و خواهد بود. هست در وسط قرار میگیرد مثل از. روی جلد هم از وسط است ولی وسط ، آخر است.
یعنی: 1 – هست، وسط است 2 – هست، آخر است 3 – وسط، وسط است 4 – از وسط است 5 – از، از است 6 – شاید وسط از باشد و الخ...
وضعیت بالا نشان میدهد که در تمام مراحل، تشنگی همیشه بالاست، ضمن اینکه جلد مجموعه فروید است یا به بیان بهتر روی جلد مجموعه، فروید هم هست، حضور دارد
سهند آدم عارف
که جامائیکا هم کشوری است...نامهایی برای صدا نکردن
حاشیهای بر مجموعه شعر "که جامائیکا هم کشوری است..."
1- نوشتن از یک مجموعه شعر و تلاش برای ورود به دنیای در بسته آن چگونه ممکن میشود؟ با چه ترفندی میتوان همچو نوشتاری را آغازید و به پیش برد؟
علی سطوتی قلعه
صدای موجی زنبرای شروع چند سطری را مشغول «هندونه زیر بغل گذاشتن» هستم:
«هندونه زیر بغل گذاشتن»
نه برایاینکه مونا زندهدل و هدی قریشی عزیز دوستان نزدیک و صمیمی من هستند(که نیستند)، نهبرایاینکه آنها زن هستند و من هم زن(که از کجا معلوم؟!) ونه برایاینکه ژانر شعرهای اینها کاملا شبیه کا رهای من است(که نیست)
«هندونه زیر بغل گذاشتن»
تنها و تنها برای دل خودم و دل این کتاب!!!
لیلا اكرمی
فرشتهها خودكشی كردنداگر غزل را معشوق کلیشه شده شعر فارسی بدانیم، مخاطبش را طبیعتا باید آن نوع عاشقی فرض کرد که به تماشای زیبایی او نشسته است. زیبایی ظرافت ساقها، برجستگی پیش رونده رانها، انحنا تحریککننده کمر و سفیدی تیغه گردن در زیر سیاهی موهای ریخته شده روی شانه. از حالت چشمها و شکل لبها هم بهتر است صحبت نکنیم.
محمد حسینی مقدم
ترجمه : محمد حسن نجفی
ترجمه شبانه(3)- ترجمه، كاریكاتوری است از چهرهی یك متن دیگر(متن اصلی؟?) كه خودش كاریكاتوری است از چهرهی متنی دیگر: زبان.
- آیا زبان، خودش یك كاریكاتور نیست؟
- زدی توخال!(هیس!!)
محمد حسن نجفی
داستان
شكارچی-"بابا!اون روزا كه میرفتی شكار تنها بودی؟"
:"آره بابا. نه كسی بهم زنگ میزد، نه نامهای مینوشت. وقتی هم اومدم ترمینال، سوار اتوبوس بشم، فقط مادربزرگ ِ خدا بیامرزت بود. توی شهرستان اونارو كه توی دستم میدیدند، یه جوری نگاه میكردند. تهران هم كه میاومدم..."
-"بابا با اونا چی كار میكردی؟"
:"میفروختمشون. بعضیهاشرو هم میزدم به دیوار. با هوا كه نمیشه زندگی كرد."
خدمراد فروهر
«شیرهای خمار مترو گلدنمایر»هیچ اتفاق خاص یا نگران کنندهای نیفتاده بود!؟ تنها در پی یک تصمیم جنونآمیز من و دوستدخترم یعنی تنها کسی که شایسته بود بایسته.
هر آنچ بخواهی تا برایت... تا بینهایت خیال، تا بیهویت جنون...، وارد قفسی طلایی رنگ، زیبا – ترین طلای رقصانی را که بتوانی در نظر آورد، از شیرهای خمار یا خمار افسرده، شیرهای نرِ بییال، نر یالدار، ماده شیرهای چالاک و سنگین وزن که زیبایی و استواری گردنشان نشان از شکوهی ازل-ابدی میداد؛ شده بودیم.
احمد خادمپر
زیرخاكی : حامد روزیطلب
«گربهی شرودینگر در اعماق خاك، بدون چراغ قوه»این شاعری كه هماكنون به مرور زندگیاش میپردازیم، نمیدانم او را چه بنامم. درتاریخ نام اثبات شدهای برای این شاعر توجیه نشده است ولی برای گشودن درب جعبه من تصمیم میگیرم به نامی كه اكثر مورخان به آن استناد كردهاند اكتفا كنم و او را "امروالقیس" بنامم.
حامد روزی طلب
غزل : مریم جعفری آذرمانی
مریم جعفری آذرمانیپس خدا به شكل صندلیست، میشود كه روی او نشست / این نتیجه را گرفت و بعد، روی دستهاش دخیل بست / گاه، شكل میز میشود، دست تكیه دادهام به او / لحظهای نگاه میكنم؛ دست من سفیدتر شده ست
حسین میررکنیخانه پر بود، پر از شهوتِ شبْ بیداری / فارغ از شیوهی منحوسِ پدرسالاری / سال بیچارگی آمد، وَ یکایک مردند؛ / پدران از تبِ گاوی، پسران از هاری
مونا زنده دلموزیك ناملایم باران، زن توی پسزمینهی آبی / -«تو یك فرشتهای كه خداوند از آسمانِ هفتمِ... خوابی؟!» / نه! من وجود داشته هستم آهسته مثل درد كشیدن / مثل صدای منفجرم كن روی پلی كه رو به خرابی...
محمد حسین نعمتیابر، دستی به نگاهِ ترِ مهتاب کشید / بعد باران شد و چشمان مرا آب کشید / گفت: شادی بکش! اما پسرک درد کشید / گفت: بابا بکش! اما پسرک قاب کشید
لیلا اکرمیتوی چشمان تو فرو بروم ، قول دادی نیاورم بیرون / بدن لخت من اجازه بده، تا بخوابد درون کاسه خون / - «خواستم بچه بدی نشود، مثل دیوانهها تکان میخورد / سقط کردم جنین جن زده را» / - میکشد کار جفتمان به جنون
صالح سجادىچسبیدهام بر سقف شب، بىبند، برعكس / امشب زمین و آسمان هستند برعكس / از آسمان واژگون در حوض، مشتى / ماه و ستاره باز مىتابند برعكس
نقدومقاله : سید مهدی موسوی
به بهانهی عنوان پارادوكسیكال غــزل پـُسـت مدرنبه راستی مگر سازمان اندیشههای یك انسان تا چهمقدار قابل انعطاف و در عینحال مستحكم است كه بتواند در یك عمر مثلا 80 ساله در طوفان تحولهای انسانی در كانون تغییراتی تاریخی قرار بگیرد و از هم پاشیده نشود؟
سعید یوبال(شجاعی)
شطح شبانهی روزگار پسامدرن یادداشتی بر -ژئوسئانس من- ساختهی محمد رمضانی فرخانی
فرض این گفتار بر این نظر است که شعر - و اساساً هر اثر هنری دیگر نیز- یک رسانه (medium) است.(اما این که امری چنین بدیهی را در بدایت این یادداشت آوردهایم شاید از این باب باشد که بسیار با مواردی مواجه شدهایم که در هنگام تحلیل اثر ادبی به عمد یا سهو این فرض فراموشمیشود.)
مهران مرتضایی
نگاهی به ادبیات آفریقای جنوبی در گذشته و حالتوماس جفرسون(Thomas Jefferson) در سال1784 چنین مینویسد: تا کنون سیاهپوستی را نیافتهام که سطح تفکری فراتر از روایتی ساده را بتواند ادا کند و هرگز ندیدهام که در میان آنها کوچکترین توانایی در نقاشی یا مجسمهسازی یافت شود.
سالها و بلکه قرنها از بیان این سخنان غیرمحققانه و نادرست میگذرد. تاکنون شواهد بسیاری بدست آمده که نشان میدهد سیاهان آفریقایی قرنها پیش از آنکه جفرسون چنین ادعایی کند شعر میسرودند. چنانکه مدتهاست انواع هنرهای سیاهان مورد بررسی محققان و صاحبنظران هنری قرار گرفته است.
محمود سنجری(سینا)
معرفیومصاحبه : سمانه نائینی
پرویز شهدیپرویز شهدی: هیچکس با خواندن چند کتاب انگلیسی و فرانسه "مترجم" نمیشود
در سال 1315در تهران بهدنیا آمد . وی دارای درجه کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه از دانشگاه تهران در سال 1345 و تحصیلات ناتمام کارشناسی ارشد دانشگاه سوربون فرانسه است. اولین آثار ترجمه شده وی "مهتاب" و "شاعر سرگردان" بود که در سال 1366 به چاپ رسید.
شیدا محمدیشیدا محمدی؛ شاعر؛ نویسنده و روزنامهنگار در 12 اسفند سال 1354 در تهران تولد یافت. تحصیلات خود را در زمینه "زبان و ادبیات فارسی" تا مقطع "لیسانس" ادامه داد. حوزه علاقمندیش همواره "ادبیات" و "نقاشی" بوده است. طراحی و نقاشی را ابتدا نزد "هانیبال الخاص" به مدت کوتاهی آموخت سپس نزد استاد "گنجی" رنگ روغن را فرا گرفت.
ادبیاتنمایشی : مهدی دوگوهرانی
سخنرانی بهرام بیضایی دربارهی تئاتر ژاپنسالها پیش، وقتی بیست سالم بود، در خیابان نادری، یک فیلم ژاپنی دیدم که به فرهنگ بسیار غنی، اشاره داشت، و من نمیدانستم، آن، چگونه فرهنگی است. همان زمان ،بازیگری را که روی صحنهی تئاتر، خیلی خوب درخشیده بود، دیدم. تمام خیابان نادری را طی کردم و به نزدیک او رسیدم و گفتم: چون شما، بازیگر تئاتر هستید، من یک سوال تئاتری دارم. من چطور میتوانم، دربارهی تئاتر ژاپن، اطلاعاتی به دست بیاورم؟ او در جواب، به من گفت: مگر ژاپن، تئاتر هم دارد؟
سخنرانی احمد دامود دربارهی پرفورمنس آرت"پرفورمنس آرت"، هنری ترکیبی است و از ترکیب هنرهای متفاوت و عناصری که در آن هنرهای متفاوت موجود است، بهره میبرد؛ مثل نقاشی، مجسمهسازی، موسیقی، تئاتر، رقص، ویدئو فیلم و یا ترکیب این هنرها.دیگر اینکه همه این تعاریف، اتحاد نظر دارند که پرفورمنس در اوایل دهه 1970 میلادی آغاز شده و بتدریج شکل گرفته است.
اخبارسایت
شماره یازدهویژهنامه این شماره با مركزیت شعر حجم با همكاری سركار خانم مریم جعفری آذرمانی و جناب آقای مظفر رویایی و چند تن از مدیران سایت عروض تهیه و تنظیم گردید. جناب آقای علی سطوتی قلعه از این شماره با عنوان مدیر بخش پیشخوان و جناب آقای حامد روزیطلب با عنوان مدیر بخش زیرخاكی به جمع گروه عروض پیوستند.
ویژهنامه شعر حجم
حجمگرائی (Espacementalisme)حجمگرائی آنهایی را گروه میكند كه در ماوراء واقعیتها، به جستجوی دریافتهای مطلق و فوری و بیتسكیناند. و عطش این دریافتها هر جستجوی دیگر را در آنها باطل كرده است.
مطلق است برای آنكه از حكمت وجودی واقعیت و از علت غایی آن برخاسته است و، در تظاهر خود، خویش را با واقعیت مادر آشنا نمیكند.
فوری است برای آنكه شاعر در رسیدن به دریافت، از حجمی كه بین آن دریافت و واقعیت مادر بوده است - نه از طول - به سرعت پریده است بیآنكه جای پایی و علامتی به جا گذارد.
بیتسكین است برای آنكه، به جستجوی كشف حجمی برای پریدن، جذبه حجمهای دیگری است كه عطش كشف و جهیدن میدهد.
حرفها و شعرهای یدالله رویائیگفتیم كه حجمگرایی نه تقلید طبیعت است، نه تغییر جا دادن واقعیت، و نه حتی استحاله واقعیت. بلكه «حكمت وجودی» یك واقعیت را جستجو میكند و وقتی علت غایی آن را یافت، در همانجا در فاصلهای دور از واقعیت مینشیند. این علت غایی چیست؟
خاک ِگمشده سنّ ِحرف
گم میکند
در واژهی نیامده نامش را
سنّت ادبى، نیما و شعر حجم(سوال از فائزۀ مردانی، دانشگاه رم، دورۀ دکترای ادبیات1991)
- به نظر شما رابطه شعر حجم با شعر نیمایى و سیر تحوّل آن در۳٠ سال اخیر چگونه است؟
* براى این اوّلین بار كه خودم را در برابر این سؤال مىبینم، خط مشتركى میان این دو منظر از شعر معاصر فارسى نمىبینم جز اینكه اگر واقعاً بخواهیم همسایگىهایى در این زمینه كشف كنیم، شاید بتوان در این دو از وجود «قطعه» صحبت كرد.
گذر از اسپسمان 1در پرانتز گذاشتن معرفت
مقالهی زیر ترجمه متن سخنرانیای است كه رویایی به زبان فرانسه در جشنواره بین المللی شعر كازابلانكا ایراد كرده است. این جشنواره با موضوع شعر به عنوان معرفتی منحصر به فرد (la poesie en tant que connaissance au singulier) در 22 و 23 سپتامبر سال2000 برگزار شد و شاعران دیگری چون...
ترجمه: عاطفه طاهایی
فولكه ایساكسونفولكه ایساكسون در1927 به دنیا آمد. در1951 اولین دفتر خود را منتشر كرد كه سفر زمستانی نام داشت. دومین دفترش را به نام این سبز در1954 منتشر كرد. او از آن پس در زمینهی شعر كتابهای بسیاری دارد و در حال حاضر با رادیو تلویزیون سوئد همكاری میكند.
برگردان: محمد سینا
سینرژیسم یا همافزایی(synergism)در حوزهی تاملات درونی و تفكر در مبانی نظری شعر به یك كشف كاربردی دست یافتم: تطبیق تئوری سینرژیسم یا همافزایی با تئوری ساختارگرایی(structuralism) درهنر. تئوری ساختارگرایی مفهومی است كه به نظر میرسد در هنر شاعری بیشتر از سایر هنرها قابل تفكیك به اجزاء و قابل تشخیص و از همه مهمتر سنجش و اندازهگیری درجهی قوت یا ضعف آن است.
دكترمظفر رویایی
بیژن الهیدر شعر " تشریح پیاز" می گوید: بی مغز، در عوض/ تو در تو/ مغز اما چیست/ جز روابط تویهها؟ /گشودن دوایر بیمرکز/ آشفتن رابطهها است./ و مد بینائی.
در روز بزرگ، تنها
آن که بیشمار سوزن خورده ست، می خندد:
تنها خورشید.
پرویز اسلامپور- حجم سکوی پرتاب است، و ظرفیت دور جهانهای ناپیدای شعر.
در ذره آخر سطری ست
سطرِ استخوان دراز ِ نقره
آنجا چشمهای خستهتر از رگهای دونده ست
رگهای دونده فعال
که اسب را میایستاند از فرط دویدن
مسعود كریمخانی(روزبهان)تشبیه كاملی تو
مثل دهانهی درد
كه چرخ كامل است،
مثل خدا
كه زنی كامل را میفهمد.
مظفر رویاییپیراهنم نبود
نفسم بود
كه برهنه میكشیدمش
شب به كوهپایه
گنبدانه زار میزد و
در تنگناهای سرخ میغلتید
محمود مومنیاز میان حرفها و اشعار
خیز میدهم كلمههای غمناكی را تا مصرع شوند در جَستْهایی كه ضرورت امروز- شعر را در تسلط غنایی كه باید داشته باشد «از اینهمه نگفتههای غمناكتر از من و تو- شما و همه» شناسنامه دهد.
سرگشتگان متن
با سر و روی پرگار
میكشند بار و تاوان دایره را
چونانكه میچرخد و میگذرد سرانجامی
علی مومنیو سنگی در طواف سنگ
زمین از هر طرف خورشید و
مشرق پشترویی سُرخ
زمان خضر و سپیده آب جادویش
بلند از دود و از آتش
خیال كُندهای در دور
مصاحبه سمانه نانینی با یداله رویایی- رضا براهنی در نقد کتاب "دریاییهای یدالله رویایی، آثار شما را تحت تاثیر سن ژون پرس، شاعر فرانسوی میداند. و در همان حوالی دهه40 هم با اکران و توقیف!!! فیلم "ایزی رایدر" با مفاهیمی چون عبور از حجم و... روبروییم. ارتباطی بین آنها وجود دارد؟
* من "ایزی رایدر" را نمیشناسم، براهنی هم "سن ژون پرس" را، شماهم "شعرحجم" را. و برای هر سهمان این عیبی نیست.
اندر احوالات چیستی پرسان ِ شعر حجم*گیر کردن سوزن بر روی چیستی سنتی ادبی چیست؟ یا اجازه بدهید اینطوری بگویم که این نوع از گیر کردن یا شاید بر عکسش گیر دادن یعنی چه؟
* : مجله ی بایا . شماره ی 41. میزگرد ِ(؟) حدس بزن چه کسی برای تعریف شعر حجم می آید.
سهند عارف
گزارش ِیک بعدازظهرچهارشنبه 27 دیماه 85، فرهنگسرای بهمن ِتهران / به همّت ِبچّههای سایت ِ«عروض» / جلسۀ بررسی ِشعر حجم و شعرخوانی ِشاعران ِگرگان:
حدود ِ3 بعدازظهر با اجرای «سهند ِعارف» شروع شد. شعری از «رؤیایی» خواند و...
کاتب : نیما صفار
متن سخنرانی در میزگرد شعر حجمحجم، توضیح نمیدهد. بیرون از بعدها، عمقیست كه روی سطح نوشته میشود؛ شطح میشود.(یعنی در تناقض با خویش است و مثلا در زبان فرانسه بهles paradoxses des soufis ترجمه شده است). و از این رو از بیان خود كوتاه میآید. كوتاه میآید چون بلند است و اكنون كه دورهی طومار نیست، صفحه به صفحه كردنش، ضخامت آن است نه حجم آن. حجم در تشریح خود، خود را حجیمتر میكند و به همین دلیل هرگونه پرداختن به آن، مبهم به نظر میرسد و مصداقهایی نیز كه برای آن آورده میشود، ممكن است مصداق كامل آن نباشد.
مریم جعفری آذرمانی
مرد مولفدرآمدی بر کارنامه یدالله رویایی
رویایی را بدون رویایی نمیتوان خواند؛ چرا که این عبارت او، به تمامی دربر گیرنده موقعیت نوشتاری اوست که نام او، محل نمای خودش است. او _ و در میان چهرههای شعر مدرن فارسی، تنها او _ شرایط خاص خود را دارد؛ خاصیتی مکرر و در عین حال ممتد. هر چه تکرار میشود بیشتر ادامه مییابد. تنها یک مولف میتواند در این شرایط دوام بیاورد، مولفی که مشروعیت خود را قبل و به واسطه حضور خود کسب میکند...
علی سطوتی
معماری کلمهنگاهی به... به... به... اسپاسمانتالیسم
بسامد زبان در حول محورهای دورانیِ(؟) تصویر، وقتی به جای سطر فضای معلق نگاه شکل میگیرد بازنمایی از به چالش کشیدن عقل میتواند باشد. یعنی حركتی مدرنیستی.(نه؟)
سید حمید شریف نیا
شمارگان
سال اول : شماره صفر | شماره یك | شماره دو | شماره سه | شماره چهار | شماره پنج | شماره شش | شماره هفت | شماره هشت | شماره نه | شماره ده | شماره یازده
سال دوم : شماره دوازده | شماره سیزده | شماره چهارده | شماره پانزده
سال سوم : شماره شانزده

