| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  شعر: رامتین زارع  

طاهره بارئی طاهره بارئی

از او فقط پالتوئی مانده بود
در کشاکش ماشین‌ها
و ترافیک سنگین وسط ظهر
از او فقط پالتوئی
که نمیتوانست به دو انگشت
از گوشه‌ای آنرا بگیرد
گلگیر ها، کلاج، ترمز، همه چیز
پالتو را از تنش می‌کشیدند

ادامه مطلب »   
مجید یگانه مجید یگانه

این روزهای آب داغ و نان‌های خنک بعدازظهر من است که خشک شده
وصلت سوم در دایره‌ی منحنی حسین‌ها
ضربت خوردن‌های نمی‌دانم چندتایی گروه ما
کاش می‌توانستم ضربه‌های محکم‌تر توپ فلزی را تاب بیاورم
توپ‌های پلاستیکی چند لایه می‌شود
هر لایه‌ای لای دیگری‌ست دیگر حسین نیست

ادامه مطلب »   
آذر کتابی آذر کتابی

زیر اندازی زیرمان باشد
یا بر آن سنگ صاف
اصلا روی ماسه‌ها
چطور است؟
دریا هم
از لای انگشت‌هامان
عبور می‌کند.

ادامه مطلب »   
حسن صادقی‌پناه حسن صادقی‌پناه

... و چای دغدغه‌ی عاشقانه‌ی خوبی‌ست
برای با تو نشستن بهانه‌ی خوبی‌ست
حیاط آب زده تخت چوبی و من و تو
چقدر بوسه چه عصری چه خانه‌ی خوبی‌ست

ادامه مطلب »   
فریبا فیاضی فریبا فیاضی

فارسی زبان رکیکی‌ست!
 استخوانی نمانده در مردن
می‌ترسد از حمله‌های دخترانه
 گارد دفاعی می‌گیرد
حس تنی‌ام بوی دهان کسی را          شنوایی  می‌کند

ادامه مطلب »   
صمد تیمورلو صمد تیمورلو

معلم پرسید
حرف بعدی چیست
سارا گفت
درد بعدی است
که الان می‌آید روی صندلی می‌نشیند
و ترانه‌ی همان صندلی را می‌خواند

ادامه مطلب »   
حمید روزی‌طلب حمید روزی‌طلب

روتِه برگردون و اشکامِ نیگا کن پس رات
تو بیبینی چه اناری دونه کردی زال و بور
تو خودت خواسّی دیوال باشه میون من و تو
دیگه چر خواسّ خدا رِ بونه کردی زال و بور؟

ادامه مطلب »   
پدرام بالداری پدرام بالداری

«دستهای سرم»
سُر
سُر ِ صابون
از میان دست‌هایت
می‌افتم، به یاد آب که پاک نمی‌کند چرا
سُر ِ صابون
از میان ِ سنگها

ادامه مطلب »   
سهیل پاشازاده سهیل پاشازاده

معترفی به شکل یک نگاه
    گاهی فقط
                    حتا
            جان به رگهای معترض
                      به استخوان می‌رسد
    این ماندن
            چقدر می‌ارزد؟

ادامه مطلب »   
سامان ح اصفهانی سامان ح اصفهانی

دریا
در جاهایی که عمیق‌تر است
به زمین عاشق‌تر شده.
من اینگونه فهمیده‌ام
راز ته نشستن
در چشم‌هایت را.

ادامه مطلب »   
مونا طالشی مونا طالشی

هر دو به نیمه‌ی خالی لیوان نگاه می‌کنند.
لیوان از دو نیمه‌ی خالی    پر شده
می‌گویند: زندگی مشترک
بعد طعمی تلخ
می‌خورد به سقف دهانشان.

ادامه مطلب »   
الیاس الاج‌گردی الیاس الاج‌گردی

اکسیژن
کسی بود که
از اتمسفر گذشت
نفسش را حبس کرد
تا هوای جو را داشته باشد

ادامه مطلب »   
مریم آریان مریم آریان

نخواستند آه! من وَ تو برای هم... ولی برای چه؟
برای چه نخواستند ما دو تا... علامت سوال؟؟
تو رفته‌ای و نقطه‌چین تو هنوز مانده است
به روی صفحه بعد واژه‌ی کجا... علامت سوال

ادامه مطلب »   
منصوره حكمت‌شعار منصوره حكمت‌شعار

کلید زده سرطان انتهای بال مرا
و کات خورده‌ی من بعدِ روز و سالِ مرا
کمی تکان بخورم مرده شور می‌ترسد
چقدر هم زده این تخت سفت حال مرا

ادامه مطلب »   
زینب صابر زینب صابر

مادرم
قرص‌های رنگی مصرف می‌کند
من، شعرهای سپید

مادرم داروخانه‌ای است
که یک تیمارستان به دنیا آورده...

ادامه مطلب »   
داریوش معمار داریوش معمار

پرندگان
در تکان بالهایشان دارند
آوازهایشان را
و جاده‌ها کشته‌هایشان را بر کناره‌هایشان

ادامه مطلب »   
امیر ابوالمعصومی امیر ابوالمعصومی

افراشتگی‌ام خفیف است
ترکیب صنوبر و سنجد گس
دلتنگی‌ام وحشی
ترکیب اسب و گل سرخ
شرارتم مبهم
ترکیب اتومبیل و تسبیح

ادامه مطلب »   
منصور بنی‌مجیدی منصور بنی‌مجیدی

با قوافی این قافله‌ها
با شاخ و برگ بی‌ریخت و بی‌قواره...
فعلاً به زباله‌های غیر اتمی ما/ گیر داده‌اند!
اینجا فرمول نسبیت از اعداد و حروف ضاله است
حیرت‌انگیزتر از خود «آلبرت»
که زنی با سبیل استامپی/ هیکل متوسط هیتلر را نقاشی می‌کرد!

ادامه مطلب »   
رامتین زارع رامتین زارع

من عصرها در خیابان زنانی می‌بینم
کیف می‌دهند
که حالت اندام‌شان را می‌توان
از ران‌های کودکان‌شان تخمین زد
عریانی ِ ران‌های سفید ِ کودکان
پشت ِ زانوها با رگان ِ اندک آبی

ادامه مطلب »   
زری محمدی خرمی زری محمدی خرمی

می‌توانی مرا
آرام در آغوش بگیری
می‌توانی؟
بدون اینکه فکر کنی
و دستت به جایی بخورد
آرام در آغوشم بگیری

ادامه مطلب »   

  نقدكتاب : سهند عارف  

بهنام کیانی کم شدن

و این پرسشی‌ست چرا اینگونه در آنچه کرگدن (نیما صفار) می‌نویسد و آنطور که در زوایا و کنج‌ها می‌پاید تنیده‌ام و این صمیمیت بیش از حد که گاهی هردویمان را زکام کرده است و هی مثل بستنی کشی‌ی بچه‌ها کش می‌آید - نازک و آب به مف شبیه‌تر است تا دوستی‌ی دو تا آدم جنتلمن از طبقه‌ی متوسط – تبخیر می‌شود دوباره قطران اشک‌ها از کنج پلک‌هام سرازیر می‌شوند و ملتمسانه نرفتنش را برای همیشه انتظار می‌کشم ولی او مدام می‌رود و دورتر می‌شود آنطور که درست در لحظه‌ی محو شدنش لب سوک ملتفت نگاه محتضر که می‌شود ظفرمند فریاد می‌کشد "زنده باد پارانویا!"
بهنام کیانی

ادامه مطلب »   
نیما صفار شکل خودم را از یاد برده‌ام

«مصالحه‌ی پیش از نبرد»
شاید اگر تمایل به گزارشی دقیق‌تر داشتم، یای پس از مصالحه را برمی‌داشتم چون پیش از نبرد، سنّتِ مصالحه نداریم که! می‌شد: مصالحه، پیش از نبرد. امّا این یای میان آمده می‌خواهد وعده به آتی بدهد لابد به روال ِ سایر ِ مشوّق‌ها وقتی نگاه هم وجه‌المصالحه شود. چه خوب که توی این کتاب می‌توان تدریجی را دید در عزیمت. من حافظه‌ای از شعر محسن کریمی و خودش دارم و از آن مجموعه‌اش (دختر ِ دوست ِ من باران) و شعرهای پیش‌تر که بیشتر پیشنهادهای آن وقت‌های شعرگفتار را پی می‌گرفت با آن نازبان‌آوری‌های مشروط به صمیمیّت که چون نیستند جلوی چشم‌مان همین قدر خبر را داشته باشیم از من و بگذریم.
نیما صفار

ادامه مطلب »   
آرش الله وردی عقب مانده

نگاهی به مجموعه شعر «عقب مانده» اثر علی سطوتی قلعه: شعر معکوس پساهفتاد
مجموعه شعر «عقب مانده» از علی سطوتی قلعه مجموعه‌یی است که هنگام خوانش آن باید از اصطلاحی به نام «فاصله» مدام استفاده کرد. اساساً بنیادی‌ترین مساله این کتاب مبحث «فاصله» است. از چیزی عقب‌تر افتادن، از وجود دیگری، از کلام، از امور اطراف، از رضایت و قبول وضعیت حاضر و حتی از خود و از شعر فاصله گرفتن مسائلی است که نباید در هر خوانشی از این کتاب فراموش شوند. مجموعه «عقب مانده» در تلاطم اسکیزوفرنی شکل می‌گیرد، یک وضعیت مالیخولیایی در مقابل شر و شیطان.
آرش الله وردی

ادامه مطلب »   
ریحانه نامدار كم شدن

ریحانه نامدار:

the text is full & long enough to take your breath but its just stopped in this step, what is it? a manifest to warn you about political issues??! you read these words as several cautions: up/ down/ explosion/ shit/kill/ murderer/ moslems,... but they acts weakly as if you fill every boring things but an adorable poem! sorry nima! you are going to turn to a holly (!) rescuer (for sure it is pasargad s fault!) whom you normaly reject him all the time! you just throwing the words as particular as possible to seek the original feelings of responsibility about the social life,human beeings,... but structurally it acts not fine! it seemed you used them to get free from sensorship?!

ادامه مطلب »   
احمد خاندوزی در باب فرشتگان

[یک‌بار ِ دیگر خواندن ِ مجموعه‌ی "کم شدن" نیما صفار]
احمد خاندوزی*
فراروی از زبان پذیرفته شده به جغرافیایی که التقاط و استهزای زبان را از گذشته‌اش و فهم‌اش دور کرده است، دوری گزیدن از ساختار و پیش نهادهای معمول، البته او غیرمعمول برخورد نمی‌کند بل که شاعر(با کمی مسامحه) در پاگردهای زبان دست به تغییر می‌زند و این ساختار زبانی معنا، نزدیک را به تعویق می‌اندازد. گلاویز شدن شاعر با کلمه‌ها در فرآیند ساختاری جمله‌ها در پی به انجام نشدن جمله‌ها در ادامه‌ی از عادت انداختن پیرامون و واقعیتی که دیگران روایت می‌کنند؛

ادامه مطلب »   
سامان ح اصفهانی همیشگی در چند کلمه

تکه‌نانی خشک/ سرباز/ گم شده‌ی/ شطرنج
هفت کلمه و دیگر هیچ. هفت کلمه که بار سنگین جو متراکم این شعر را بر دوش می‌کشند. فضایی که ایجادکننده پتانسیلی مرموز در شعر است. پتانسیلی که مولود ((آن)) است و توان تشریح آن دشوار. در اولین برخورد و پس از خوانش اول شاید تعجب کنیم و برایمان جالب هم باشد که چگونه از چنین اتفاقی که معمولاً در خیلی از بازی‌های‌مان می‌افتد به سادگی گذشته‌ایم.
سامان ح اصفهانی

ادامه مطلب »   
سارا سعیدی كم شدن

" کم شدن"؛ چرخ‌های کمکی سه‌چرخه‌سواری.
آیا غیبت هم از آن "چیزها"یی است که برای اثبات ِ خود در مصادیقش، خودش را نفی می‌کند، مثل عدالت اجتماعی، آزادی و... و به شدّت در معرض تأویل و تفسیر نمایان می‌گردد؟
کاهش یکی از عرصه‌های غیبت‌زاست که در آن کمبود، خودش را به رخ می‌کشد، نمایش می‌دهد و گاهی آن‌قدر واضح و پررنگ می‌شود که «نبودن» را به تعویق می‌اندازد. [در برخوردهای اجتماعی هم از این دست تیپ‌گیری‌ها زیاد به چشم می‌خورد]
سارا سعیدی

ادامه مطلب »   

  زیرآبی : حامد روزی‌طلب  

حامد روزی‌طلب «نقدی برنقد ادبیات سیاسی یا هردم‌بیل، باری به هرجهت (زیرخاکی سابق علیه‌الرحم)»

پیرو مطلب قبلی که اگر نخواندیتان... بروید حتما در آرچیو بخوانیتان... و در راستای اینکه ما زورمان زیاد است و هر کار بخواهیم در این یه سوراخی آخر سایت خواهیم کرد (در واقع ما در ریشه‌ی سایت قرار داریم)... همی از وقتی خواب به خواب رفتیمان... ویرمان گرفته که اندر مقولات ادبی، ما مقوله‌ی "هردم‌بیل" یا "باری به هرجهت" را بر دوش کشیم که همان ادبیات سیاسیون یا اپوزوسیون یا به نوعی قومپوزوسیون می‌باشد. البت برای اینکه خط مش اصلی این بخش که همان گوربه‌گوری‌ها یا زیرخاکی سابق علیه‌الرحم بود گم نشود، طوری که نه سیخ بسوزد نه کباب... خودمان مدیریت خاص خودمان را به کار خواهیم بست... کسی هم اگر مشکلی دارد... نظرات و پیشنهاداتش را در صندوق صدقات موجود در سر هر کوچه و بازار بتپاند... خواصی دارد مطمئنا...
حامد روزی‌طلب

ادامه مطلب »   

  داستان  

محمد فراهانی اینجاکجاست.

: لطفا چاقو به من بدهید. برای فقط یک زخم کوچک.
: یکی هم به من بدهید. ولی زخم عمیق مد نظر من است.
: من شلاقی می‌خواهم که بتواند اثری سختْ ماندگار برجا بگذارد.
: من اما گلوله‌ای را ترجیح می‌دهم که در دم خلاص کند. اما هرگز این لطف را نمی‌کنم.
: تنها از ساطور برمی‌آید که با قطعه‌قطعه کردن کار را یکسره کند.
: سوزن انتخاب من است. به قیافه‌اش نمی‌آید. وقتی همه‌اش فرو رود درد وصف‌ناپذیری ایجاد می‌کند. برای انتخاب این روش جدید خیلی فکر کردم. به همه ثابت می‌شود.
: من هیزم می‌خواهم. هیزم زیاد. باید کم‌کم زیر آتش شعله‌ور شود تا یکدفعه نسوزد و تمام نشود و کباب شدن تا مغز استخوان مزه‌مزه شود.
: ناخن‌گیر...
: انبر...
: اسید...
: ...
: نه ممنون. من تماشا می‌کنم. این کافی و از همه دردناکتر است.
: می‌دانم برای فهمیدن، همیشه باید تاوانش را پرداخت.

ادامه مطلب »   
سید مهدی موسوی «از چیزهای مختلفی شروع می‌شود...»

از چیزهای مختلفی شروع شد مثلاً همان فردی که مثل یک سایه هر روز چند بار از کنارم رد می‌شد یا همین سپیده که توی اطاق بغلی دارد...
ـ راستی گفتی سپیده! شما چه جوری با هم آشنا شدین؟
... دارد توی کیفم دنبال عکس یا شماره تلفنهای ناشناس می‌گردد یا... از اوّل داستان می‌دانستم که اینجوری می‌شود از همان نقطه‌های تاریکی که در فلاش بکهای آینده قرار است روشن شود یا از همین شروع مسخره‌ای که می‌توانستم ولش کنم به امان خدا و بچسبم به لبهای داغ همسر عزیزم که توی اطاق بغلی دارد کتم را برای یافتن موهای طلایی ناشناس وارسی می‌کند...
سید مهدی موسوی

ادامه مطلب »   
احمد خادم‌پر «روزی که هیچ روز نبود»

در تنهایی نشسته و به دیوار روبه‌رو خیره مانده.
در خیابان حتما رفت‌وآمد جریان داشت. ولی نمی‌شد به حال او فرقی کند؟ تنها نشسته و به دیوار رو‌به‌رو خیره مانده. به خیلی از چیزهای زندگی فکر می‌کرد. مرگ، تنهایی و پایانِ همه‌چیز. واقعا ممکن است برای پایان تصوری واقعی وجود داشته باشد. آن‌هم پایان همه‌چیز!؟ تنها به دیوارِ رو‌به‌رو خیره مانده.
زنگ خانه به‌صدا در می‌آمد. کسی پشت در بود؟
در را باز کرد.
دخترِ جوانی پشتِ در ایستاده بود. او زیبا بود.
از رنگ لباس‌هایش و نوع آن‌ها و تناسبشان با کفش‌ها می‌شد فهمید که موجود پرقدرتی است. موهای طلایی و چشمانی روشن به روشنی آفتاب صبح‌گاهی. که به‌شدّت می‌درخشیدند.
لحظه‌ای شکلی در ذهنش ذوب شد. انگار عمیق و کارساز تمام وجودش را در خود فرو برد.
احمد خادم‌پر

ادامه مطلب »   
میثم علیپور وقتی فراموش‌شان کنی

ذهن آدم همیشه چیزهایی دارد که فراموش کند، مثل من که فراموش‌شان کردم، هم او را و هم آن‌شب را. شبی که اگر نمی‌شناختمش، می‌گفتم از آن ‌جهان آمده است. خودش را رسانده بود به آژانس. خسته‌تر از آن بود که لب از لب باز کند، ولو شده بود روی صندلی. مانده بود چه بگوید. خاطره‌اش هم تنم را می‌لرزاند. لااقل آن‌شب و چیزی که گفته بود، می‌توانست لرزه‌ای بر من که نه، بر زندگی‌ام نیز بیندازد. آمده بود و خبر از اتفاقی شوم داشت. ده دوازده سال پیش. برای درس آمده بودم اینجا. دانشجوی جوانی که با چهره‌ی شهرستانی‌اش شانس آورده بود کاری پیدا کند، هر‌چند کاری هم نبود؛ رزروشنی شیفت شب آژانس. روزها را دانشگاه بودم و عصرها به سرعت خودم را می‌رساندم به آژانس. یکی دو ساعت زودتر از شروع ساعت کاری. دو سال تمام. سال‌هایی که ثانیه ثانیه‌اش توانسته بود جثه‌ی ریز‌ه‌ام را ضعیف و ضعیف‌تر کند.
میثم علیپور

ادامه مطلب »   
سهند آدم عارف شمعون از پشت ِ نردبان رو [به پریشان] کرد و گفت خیارها را از مسیر درخت‌ها خارج کنید تا انتهایشان به خورد گودال‌ها برود.

یا نردبان به کار خودش مشغول است ج و یا چندین و چندبار کتف یا ترقوه‌ی خود را می‌شکانَد، پیچ می‌دهد یا برمی‌گرداند و بعد سر جای اولش می‌اندازد. اما درخت‌ها هنوز برایش جالبند و آواز می‌خوانند. او کتف‌های خودش را می‌نویسد بدون ِ توجه به اینکه دور و برش چه می‌گذرد دارد ج
برای هرکسی در موقعیتی چنین اهمیت داشت که:
الف ـــ آیا کسی در عملیات شناسایی غرق می‌شود؟
ب ـــ شیپور چیست؟
ج ـــ ظاهرن
د ـــ ه؟
ه ـــ بسیار اهمیت دارد کسی در عملیات شناسایی غرق شود.
واو ـــ او زدریا است و در یا می‌رود.
سهند آدم عارف

ادامه مطلب »   
پژک صفری سیب زمینی

مشکل من این است که همه به من می‌گویند «سیب زمینی!» آخریش اوس موسا؛ همین دیروز پریده از تو مغازه‌ش بیرون و (یکی باز به‌ش گفته بوده اوس موس، شایدم موس موس، و در رفته!) یهویی این طفلک رو سر راش دیده و از زور دلش، دستشو گرفته، برده‌تش تو و با وصل کردن سیم برق به اونو و چارتا بدبخت دیگه (شوک الکتریکی؟) یه باتری ازشون ساخته!! «با اتصال‌های سری و موازی الکترودهای چند سیب زمینی به ولتاژ و آمپراژ بالاتری دست پیدا کنید.»
پژک صفری

ادامه مطلب »   
ریحانه نامدار داستان نور قرمز

من دستم را به پشت تو تکیه می‌دهم و به تو می‌گویم که لای دنده‌های تو یک ماهی استخوانی هست که وقتی آبشش‌هایش راباز می‌کند دیگر سین‌ها یا صادهای تو شنیده نمی‌شود. هر چه می‌گویی سفید مقوایی است و تو یک قو هستی که تمام وجودت را به زندگی بخشیده‌ای و آرام می‌خرامی روی آب یا سبزه‌ها یا هر جا که رنگت طلایی‌تر باشد.
ریحانه نامدار

ادامه مطلب »   
ژیلا رفیعی من پر از دستم

یکی داشت ناخنشو می‌کشيد رو لبه‌ی چیزی. فکر می‌کنم صداش همه‌ی مارو می‌خراشید. دستام کم کم داشت کرخت می‌شد. البته این بعد از بی‌حال شدن پاهام بود. داشتیم خراشیده می‌شدیم. خواستم داد بزنم؛ بس کن. ديگه ناخنتو نکش. دیدم صدام بس تو آفتاب مونده تبخیر شده. یکی بغل دستم بود. گفت: "ولش کن، خسته می‌شه ول می‌کنه". گفتم لااقل به این چیزی بگم. ولی ولش کردم. دلم می‌خواست بدونم پس کِی انتخاب می‌شه. رفتم روی نوک پاهام که بی‌حال بودن. دیدم فقط میله پشت میله‌ست. اون طرف میله‌ها هم فقط یه راهروی سرده برعکس این طرف که خیلی داغه.
ژیلا رفیعی

ادامه مطلب »   
سارا سعیدی دستی ازتان که توی کادر است را بکشید طرفِ خودِتان

با این‌همه باز هم معلوم نیست کدام‌یکی از ماییم: پایی که زنبیل رو بهش تکیه دادن/
عکس بازویی دور حلقه چوبی زنجیر محکم شده روی دوش ناشناس زن جالب است! پس شما آدم جالب ندیدی...
دیروز دیروقت می‌گفت یک‌بار دیگه هم اینو گفت: اما یک‌بار دیگه گفت: منظورت اینه که شما خیلی آدم جالب دیدی؟ یا چون شما آدم پر فک و فامیلی هستی.
بعله –
سارا سعیدی

ادامه مطلب »   

  نقدومقاله : سید مهدی موسوی  

محمود سنجری «رقص در افق اثیری نیلگون»

۱) تعریف غزل و تغزل چیست و لوازم ذاتی غزل چیستند؟
اگر دویست سال پیش این سوال را می‌پرسیدند اغلب جواب‌هایی یکسان می‌یافتند، اما امروز می‌پرسیم زیرا یقین نداریم لوازم ذاتی غزل چیست. روزگار ما با شعر و غزل چه کرده است؟ آیا پشت این نقاب‌ها و ماسک‌ها همچنان روح تغزل است؟ غزل ثمره اذهانی‌ست که به جهان از ورای سیر خطی زمان می‌نگریستند. آنها در میان دو نقطه ازل و ابد سرگردان بودند و گمشده خویش را به یاری غزل صدا می‌زدند. این گمشده بی‌زمان و مکان بود و اندک اندک از دسترس فرا می‌رفت و در افق اثیری نیلگون می‌رقصید. لوازم ذاتی چنین غزلی بیان جستجوی همیشگی و اغلب بی‌فرجام گمشده اثیری بود.
محمود سنجری – سینا

ادامه مطلب »   
ايرج رحمانی «زبان گفتاری، زبان نوشتاری»

چهار ميليون سال به تخمين از عمر موجود دوپائی که ما "هموسيپين"ها از اعقاب‌اش باشيم می‌گذرد. در سراسر اين دوران بالنسبه کوتاه، جد خاموش ما کره‌ی خاکی را برای يافتن آب و غذا و مکانی امن زير پا گذاشته است و برای زنده ماندن پيوسته با ديگر موجودات در تضاد و رقابتی سخت و ناموفق بوده است، چرا که او با آن مغز کوچک و آن فيزيکِ ضعيف شانس چندانی در برابر رقبای قوی‌تر و درنده‌تر از خودش نداشته و در واقع و تا قبل از پيدايش زبان، در امر شکار و در تطبيق با شرايط سخت، زيستی و اقليمی موجودی بوده است محکوم به فنا، و به همين خاطر هم قرعه‌ی فال به نام دو پائی نوتر به اسم آدم ِ گويا زده می‌شود، موجودی با توانائی انتقال فکر و انديشه‌ به همنوع خود و استفاده از اين قدرت بی‌همتا در امر شکار و سلطه بر سايرين.
ايرج رحمانی

ادامه مطلب »   
مونا زنده‌دل قافیه و آسیب‌شناسی آن در ترانه امروز

سؤالی که در ابتدای بحث می‌خواهم از خودم بپرسم این است که آیا انسان ِ (شاعر) امروز که در جهانی از عصیانگری و هنجارگریزی زندگی می‌کند (شعر می‌گوید)، به هیچ جزم‌اندیشی و مطلق‌نگری تن نمی‌دهد و همه‌ی خط کشی‌ها را زیر پا می‌گذارد و زمین و زمان را به هم می‌ریزد و خیلی کارهای دیگر هم می‌کند آیا «باید» زیر بار قید و بندهایی برود که از قرن‌ها پیش برایش تعیین شده؟ آن هم در ترانه که هم گونه‌ی جدیدتری است (ترانه و نه شعر محاوره‌ای) و هم به خاطر همراهی‌اش با موسیقی از امتیاز و تبع آن امکانات غیر قابل انکار دیگری برخوردار است.
مونا زنده‌دل

ادامه مطلب »   

  ترجمه : محمد حسن نجفی  

محمدحسن نجفی ترجمه ِ شبانه (۴)

۱. متن کوتاه و به ظاهر ساده‌ی کمینز (e.e.Cummings)، به این دلیل غیرقابل ترجمه – تبدیل – است که در مکانی واحد و یگانه، امکان‌هایی متعدّد و چندگانه را برمی‌سازد. این حجم نشانه‌ای و دلالی را، طبعا نمی‌توان با واژگانی که صرفا معادل آن مکان‌های لغوی هستند، به کسانی دیگر از زبانی و فرهنگی و کشوری دیگر، انتقال داد. دو کار، در چنین مواقعی، از دست ما برمی‌آید: ۱) توضیح آن امکان‌ها و آن حجم دلالی و معنایی در قالب مقاله و مقدمه و شرح و تفسیر؛ ۲) ارائه‌ی ترجمه‌های گوناگون در برابر متن اصلی. امّا از آنجا که کار دوم معمولا مشکل و اغلب محال است، گویی چاره‌ای جز انتخاب راه ول نیست. کاری که متاسفانه در حافظه‌ی ادبی ما به ندرت انجام گرفته و به همین علت هم حافظه‌ی انسان فارسی‌زبان، و از آن شرم‌آورتر، حافظه‌ی اکثر شاعران و منتقدان و ادبیات‌خوان‌های فارسی‌زبان از آن خالی مانده است.
محمدحسن نجفی

ادامه مطلب »   

  معرفی و مصاحبه  

احمد ابومحبوب روشنفکر بلندگوی خودش است

گفتگو با دکتر احمد ابومحبوب، منتقد، پژوهشگر و مترجم
سامان ح اصفهانی
اشاره: احمد ابومحبوب، دکترای زبان و ادبیات فارسی و مدرس دانشگاه است. دکتر ابومحبوب را بیشتر بخاطر نقدهایش بر آثار شعری معاصر می‌شناسیم؛ «در های و هوی باد» و «گهواره سبز افرا» دو کتابی است که ابومحبوب درباره حمید مصدق و سیمین بهبهانی نوشته و نشر ثالث آنها را منتشر کرده است.
با دکتر احمد ابومحبوب که در دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد کرج هم تدریس می‌کند، گفتگویی داشته‌ایم که می‌خوانیم:

ادامه مطلب »   

  ادبیات‌نمایشی : مهدی دوگوهرانی  

محمود طیاری مار نقره

مجلس اول: پیر خارکن
طرح صحنه: بیابان. پیرخارکن به هنگام کار، خار جمع می‌کند می‌رقصد و می‌خواند.
پیرخارکن: دارم سه دختر/ چون ماهِ تابان/ با روی زیبا، با موی افشان/ بالا بلنده،/ دائم می‌خنده/ قاه قاه قاه قاه قاه، به ریشِ بنده!/ گیسو کمنده/ مُرواری بنده/ دختر میانی، غافل نیس آنی/ - از حال؟/ نه نه نه نه/ - مال؟/ نه نه نه نه/ - پس چی؟
(می‌ایستد. پرسنده، در حالی که یک گوشش را به طرف تماشاچی باز نگه‌داشته است:)
از فکرِ …
(و چون اشاره‌ای نیست، می‌رقصد و خود پاسخ می‌دهد:)
شوهرِ آینده!
محمود طیاری

ادامه مطلب »   

  اخبارسایت  

عروض پایان شماره‌ی چهارده

شماره‌ی چهارده سایت عروض به‌صورت روزانه منتشر شد.
تغییرات زیادی در این شماره اتفاق افتاد و در شماره‌ی بعد نیز به مانند همیشه با اضافه شدن احتمالی چند بخش جدید، چنین تغییراتی را خواهیم داشت.
ویژه‌نامه‌ی شماره‌ی آینده با موضوعیت "ادبیات" و "ادبیات اضطراری" است. کسانی که تمایل دارند با مرکز قرار دادن یکی از این موضوعات بنویسند، می‌توانند متن خود را به ایمیل مدیر بخش ویژه‌نامه، جناب آقای صفار که در بخش درباره‌ی ما آدرسشان آورده شده، ارسال کنند تا بعد از بررسی ایشان در شماره‌ی آینده منتشر شود.
جلسات نقد کتاب نیز به ماننده گذشته طبق برنامه به ترتیب برگزار می‌شود.
برای شماره‌ی آینده نیز کتاب‌هایی آماده شده که آنها را به ترتیب در سایت برای دانلود می‌گذاریم.

ادامه مطلب »   
عروض آغاز شماره‌ی چهارده

از این پس سایت عروض به‌صورت روزانه منتشر و در پایان به‌صورت یک شماره‌ از نشریه جمع‌بندی می‌شود.
جناب آقای نیما صفار از این شماره با عنوان مدیر بخش ویژه‌نامه به جمع گروه عروض پیوست.
نشر الکترونیک سایت عروض کتاب‌هایی را آماده ‌کرده و به صورت ماهیانه تعدادی از آنها را منتشر می‌کند.
عنوان ویژه‌نامه این شماره که مطالب آن منتشر خواهد شد، "رخداد و حافظه" است و...

ادامه مطلب »   

  ویژه‌نامه: نیما صفار       "رخداد و حافظه"  

سهند آدم عارف آفرین

۱. شنونده‌ی شعر بی‌که بخواهد با جاری کردن این کلمه در فضا امر به آفریدن می‌کند. "ب ِ" و "ی" را حذف می‌کند تا غرض، چرخش کرده باشد. یعنی آن‌قدر بیافرین تا کسی نگوید به شعرت آفرین.
۲. فرض کنیم یکسری "آنها" را، که در یک توهم توطئه (؟) برای ما "آنها" شده‌اند و فرض کنیم این "آنها" دستگاهی را توسط تکنولوژیست‌ها اختراع کرده‌اند که می‌تواند تمام داده‌هایی که در اقصی نقاط جغرافیای مغز ِ یک انسان – ابژه وجود دارد و قبلن وارد شده را به کلمات و جملات ِ قابل ِ فهم بکند تبدیل و خلاصه بتواند کلِّ حافظه‌ی او را برای خودِ او بکند تفهیم. (هرچند می‌دانیم آنها خیلی هم به چنین دستگاهی نیاز ندارند) فرض محال که محال نیست. باز هم بیایید فرض کنیم که این دستگاه به دست تعدادی انسان–سوژه افتاده (که اتفاقن خیلی هم به چنین دستگاهی نیاز دارند) و این‌ها می‌دانند که این دستگاه را برای چه کسانی با چه داده‌ها و محفوضات ِ فهم‌نشده‌ای بگیرند به کار. چه می‌شود؟ ها؟ چطوره؟ (این فرض حکمی در پی ندارد)
سهند آدم عارف

ادامه مطلب »   
سارا سعیدی رخداد و حافظه (۱)

مهمّه: که ادبیّات داستانی؛ رخداد و حافظه باشد یا چیز و دو چیزهای دیگر. امّا این دو خودشان خیلی مهم هستند. در داستان معاصر حافظه، حضور تاریخی است که جعل می‌شود. جعل حافظه در داستان، تکثیر و گم‌گشتگی است، گم‌گشتگی نه با این تصوّر که موضوعی از دست برود. بیشتر موضوعیّت است که حضورش در تکرار و تکثیر از اعتبار می‌افتد. جعل هم‌واره در پی ایجاد ارتباط و استناد است (ادبیّات داستانی پیشرو را بی‌ربط و چفت و بست می‌دانند)
سارا سعیدی

ادامه مطلب »   
نیما صفار رخداد و حافظه (۲)

عنوان، پیشنهاد ربط می‌دهد؛ ربط حدّاقل ۳ چیز به هم. کم نیستند از این‌گونه رابطه‌گذاری‌ها. ربط را تازه اگر برتابیم، تکوین ِ مستتر در پیشنهاد را چه کنیم؟ ساده‌ترین چیز در توهّم ِ بازگویی‌ست و نقل. کهنه کردن و نو شدن، این که حافظه برای رجوع است و دور باید بماند از دست‌برد نسیان (گیریم باشد) این که یقینی و غیرشخصی‌ست، خطور به ذهن نمی‌کند و جایش مطمئن است و جای اطمینان، این که به یاد آورده نمی‌شود و کوتاه و میان و دراز، مدّتش می‌شود، این که غیرشخصی‌ست و معتبر، به اعتبار یک مفهوم علمی، این که با اساطیر وهم‌آلود و سنّتی آنقدر مناسبت نداشته تا با اسطوره‌ی دقت و این‌ها که می‌شود نوشت، بماند، به تولید و جعل ِ حافظه برای یک متن چه‌قدر می‌شود فکر کرد؟ چه‌قدر سوای زبرمتن‌های مفروض، محتمل می‌شود؟
نیما صفار

ادامه مطلب »   
بهنام کیانی ادبیات داستانی

چه چیز کانونی شدن رخداد را در نمایشی روایی برمی‌سازد؟ هر داستان‌گوی نوپایی هم می‌داند که با چیدن آنات (گزاره – جمله – لحظه...) کنار هم قصّه پا نمی‌گیرد. ساعت پیش‌برنده‌ی تنها روایت نیست.
این‌چنین می‌نماید که رخداد جوهر ِ غیرتعقلی روایت باشد: پدید می‌آید و ناپدید می‌شود و آن‌چه چون یک رد/ زخم ازش برجا می‌ماند الزام و اجباریست که کلّ روایت را پیرامون ِ کانون می‌سازد.
رخداد به این ترتیب یک سیمپتوم است؛ توصیف‌نشدنی و هولناک. درست مثل ِ بر دار کردن حسنک ِ وزیر از تاریخ بیهقی. خود این بر دار کردن!
بهنام کیانی

ادامه مطلب »   
روزبه گیلاسیان رخداد و حافظه (۳)

یک، به جای پرسش از چیستی حافظه، ما می‌پرسیم: حافظه چه هست؟ این‌گونه به راحتی پرسش از چیستی به پرسش از هستی تبدیل می‌شود. پس حافظه چه هست؟ (به جای «چیست؟»). کسی که حافظ شاه‌نامه است در واقع به نوعی حافظ و نگهدار سنت فردوسی است. امّا واقعاً حافظه در پی حفظ ِ چیست؟ ساده‌ترین جواب در خود این سوأل نهفته است. شرط ِ لازم وجود حافظه وجود «هست» است که هست. حافظه تنها می‌تواند آنچه هست را حفظ نماید. ضعیف شدن حافظه از دست دادن قدرت ِ حفظ ِ اشیاء است که انسان را نظیر شیئی مابین ِ اشیاء می‌سازد. او دیگر قادر نیست با حفظ ِ اشیاء خود را به عنوان ِ حافظ ِ اشیاء از اشیاء تمیز دهد. حافظه نه یک قدرت ِ فیزیولوژیک، بلکه یک مشی فرهنگی است که باید منهدم شود.
روزبه گیلاسیان

ادامه مطلب »   
ریحانه نامدار رخداد- مهرداد-حافظه

حافظه گوشی را برمیداردو شماره میگیرد\" الو! من یه پنکه‌ی سقفی دارم یا نه؟!\ "\ "البته که دارید\ "رخداد از پشت سر به او نزدیک میشود و دست روی شانه‌اش میگذارد\ "طفلک من! تو چقدر هیجان‌زده به‌نظر میرسی!\ "حافظه یکه خورده است\ "الان اومدی؟ مگه نگفتم بعد از هفت شماره؟!\ "\ "خوبی عزیزم؟\ "\ "یعنی چه خوبی عزیزم؟ رو متن حرف بزن!\ "\ "گفتم که اون مخالفه!\ "\ "الان کجاست؟\ "\ "درست پشت سرته! ولی نترس اسلحه‌اش پیش منه!\ "حافظه به مرد همسایه که پشت سرش ایستاده نگاه میکند\ "اون پنکه‌رو زودتر روشن کن تا همه‌مون اینجا تلف نشدیم!\ "رخداد دکمه‌های یقه‌ی پیراهنش را یکی یکی بازمیکند\ "داری چی کارمیکنی؟\ "\ " میبینی که اینجا پرانتز داره: (درصورت موافقت طرفین)
ریحانه نامدار

ادامه مطلب »   
محمد حسن نجفی حافظه‌ی شجاع

۱. تعریف من از حافظه این است: پل.
حافظه، در تعریف من، اگر تعریف را خوان ِ آخر ِ عرفان، یعنی یک عرفان، بدانیم، قطب سوم ِ کره‌ای است که در یک سوی آن فهم و تفاهم است و در سوی دیگرش وهم و توهّم.
حافظه، گیرنده‌ی فهم و سپارنده‌ی آن به وهم است. در این عبور، "تواهم" تعبیر می‌شود. و حافظه، در آن تعریف، تواهم است. پل میان تفاهم و توهّم. و از آنجا که، در عرفان من، چیزی جز زبان وجود فی‌نفسه ندارد، می‌توانم این را اضافه کنم که حافظه، پل، معبری است که کامل‌ترین تولیدش شعر است. در واقع، پدیده‌ای که در میانه‌ی پل ایستاده، و از برخورد حافظه‌ی انسان و حافظه‌ی زبان، به درون سیلاب زیرپل فرو می‌افتد، با خود پل، با قطعه‌ها و اجزای میانی پل، چیزی است که شعر نام دارد.
محمد حسن نجفی

ادامه مطلب »   

  جلسات‌نقد  

عقل دور نقد کتاب "عقل دور"

جلسه‌ی نقد کتاب "عقل دور" دومین کتاب محمدحسن نجفی، که توسط نشر الکترونیک سایت ادبی عروض منتشر شده است، روز شنبه بیست و هشت مهر، در کانون نویسندگان کودک و نوجوان، با صحبت‌ها و نقدهای شفاهی علی سطوتی قلعه، مجید یگانه، سهند آدم عارف، سامان اصفهانی برگزار شد.برگزار شد. جلسه راس ساعت پنج و نیم با حضور صاحب اثر آغاز شد. مسئول جلسه، آقای مرتضی مرتضایی، و اجرای جلسه بر عهده‌ی سهند عارف بود.

ادامه مطلب »   
کتاب سفید نقد کتاب "کتاب سفید"

جلسه‌ی نقد "کتاب سفید" اولین کتاب مجید یگانه، روز شنبه هفت مهر، در کانون نویسندگان کودک و نوجوان راس ساعت پنج و نیم بدون حضور مولف آغاز شد. مسئول جلسه، آقای مرتضی مرتضایی و اجرای جلسه هم بر عهده‌ی سهند عارف بود.
سهند عارف، فرهاد اکبرزاده، محمدحسن نجفی و علی سطوتی کسانی بودند که صحبت کردند.

ادامه مطلب »   
عصبانیت نقد کتاب "عصبانیت"

جلسه‌ی نقد کتاب "عصبانیت" اولین مجموعه شعر آرش اله‌وردی، روز شنبه بیست و چهار شهریور در کانون نویسندگان کودک و نوجوان راس ساعت پنج و نیم با شعرخوانی توسط آرش اله‌وردی رسمیت گرفت. شعرهای عاشورا، خداوند در ۹/۱/۸۴، عصبانیت، فکوری توسط آرش اله‌وردی خوانده شد و در طول مدت شعرخوانی مخصوصا شعر فکوری، سهند آدم عارف و علی سطوتی مکررا می‌خندیدند که البته گهگاهی به قهقهه می‌انجامید و مابقی گاهی لبخند می‌زدند و دیگرانی هم بودند که هیچ واکنشی نشان نمی‌دادند و حتی چند نفر ناراحت بودند كه هیچ ربطی از قرار معلوم به کتاب عصبانيت نداشت، ‌این واکنشی بود که سطرهایی از شعر آرش از خود نشان می‌داد و البته گلوی او را نیز به درد می‌آورد.

ادامه مطلب »   
کم شدن نقد کتاب "کم شدن"

مرتضا پورحاجی:
۱/ تجربه‌ی متنی و تفاوت عمده‌ی آن با تجربه‌ی زيستی و اين‌که امروز خيلی امکان تکيه کردن بر تجربه‌های زيستی را نداريم.
۲/ در صفار، تجربه‌ی زيستی بيشتر مورد توجه است تا تجربه‌ی متنی.
۳/ کشف و مکاشفه مبتنی بر تجربه‌ی زيستی است تا تجربه‌ی متنی.
مجید یگانه:
۱/ شعرها خیلی اسهالی هستند (راحت در کاغذ پخش می‌شوند).
۲/ خسته شدیم از این فضای سنگین و تکنیکی.

ادامه مطلب »   
به‌نام کسی که در تاریکی‌ست نقد کتاب "به‌نام کسی که در تاریکی‌ست"

جلسه‌ی نقد کتاب "به‌نام کسی که در تاریکی‌ست" سومین مجموعه شعر صمد تیمورلو که توسط انتشارات آوای کلار منتشر شده است، بعدازظهر چهارشنبه، ۱۰ مرداد در کارگاه هنروتجربه‌ی فرهنگسرای هنر(ارسباران) راس ساعت شش با شعر خوانی از کتاب، توسط صمد تیمورلو آغاز شد و اجرای جلسه نیز بر عهده‌ی سهند عارف بود. پس از شعرخوانی صمد تیمورلو، مجید تیموری صحبت‌های خود را در ارتباط با کتاب‌های پیشین صمد تیمورلو و کتاب حاضر و نوع شعری او آغاز کرد که در ادامه علی سطوتی قلعه با اشاره به عدم حضور این شاعر در مجامع شعری، دقیقا از فیزیک حضور یک شاعر صحبت کرد و تاکید داشت که می‌خواهد با فیزیک شاعر روبه‌رو باشد و در این چند سال اخیر با این فیزیک مواجه نبوده.

ادامه مطلب »   
كه جامائیكا هم كشوری‌ست... نقد کتاب "که جامائیکا هم کشوری است..."

جلسه با شعر خوانی مفصل الهام ملک‌پور آغاز شد و پس از آن، سامان اصفهانی، علی مسعودنیا، مجید یگانه، علی سطوتی قلعه، محمد حسن نجفی و مرتضی پورحاجی مطالب خاص خود را درباره کتاب بیان کردند. آنهایی که مشتاق بودند تا از این نظرات اطلاعی داشته باشند، می‌توانستند خودشان را به فرهنگسرای ارسباران برسانند؛ ۵ شنبه، ۲۹ تیرماه. البته آنها چیز زیادی از دست نداده‌اند. در واقع، هیچ‌کس، هیچ‌چیز از دست نمی‌دهد. باید یاد گرفت که جلسه‌ی ادبی یعنی شو... و این چیز کمی نیست. شومن‌های خوبی باشیم! بودای جوان گفت در نیمه شب

ادامه مطلب »   
عقب مانده نقد کتاب "عقب مانده"

جلسه‌ی نقد کتاب "عقب مانده" روز سه شنبه، ۱۲ تیرماه در کارگاه هنر و تجربه، فرهنگسرای هنر(ارسباران) برگزار شد.
بعد از شعرخوانی توسط علی‌سطوتی قلعه. یاور بذرافکن، آرش اله‌وردی، الهام ملک‌پور، مجید یگانه، مسعود صفاریان، علی‌رضا سمیعی و سهند عارف به‌صورت شفاهی و کتبی به نقد کتاب پرداختند.
نقدهای کتبی که روی این کتاب ارائه شد را در ادامه می‌خوانید.

ادامه مطلب »   

  نشر الکترونیک  

عشقی که از شاخه می‌افتد پرید عشقی که از شاخه می‌افتد پرید

عشقی که از شاخه می‌افتد پرید
مجید یگانه
مجموعه شعر
طرح جلد: Otto Dix
چاپ اول: مهر ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۱۴ )

ادامه مطلب »   
بیهوده‌گی‌های یک قاب بیهوده‌گی‌های یک قاب

بیهوده‌گی‌های یک قاب
شعبان بالاخيلي
مجموعه داستان
طرح جلد: استاد مرتضي مميز
چاپ اول: مهر ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۱۳ )

ادامه مطلب »   
تحلیلی نو، بر پارادوکس راسل  و پیوستار تحلیلی نو، بر پارادوکس راسل و پیوستار

تحلیلی نو، بر پارادوکس راسل و پیوستار
همراه با معرفی یک هندسه جدید
دکتر فرزاد حمیدی
چاپ اول: شهريور ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۱۲ )

ادامه مطلب »   
نردبان غارنشین نردبان غارنشین

نردبان غارنشین
بهزاد مرسلی
مجموعه شعر
چاپ اول: شهريور ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۱۱ )

ادامه مطلب »   
سایه‌های بلند سایه‌های بلند

سایه‌های بلند
سروش مظفر مقدم
مجموعه داستان
طرح جلد: داوود مایلی
چاپ اول: شهريور ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۱۰ )

ادامه مطلب »   
الیت الیت

الیت
امیر قاضی‌پور
مجموعه شعر
چاپ اول: شهریور ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۹ )

ادامه مطلب »   
ستونهای كج ستونهای كج

ستونهای كج
حامد روزی‌طلب
رمان
چاپ اول: شهریور ۱۳۸۶
طرح جلد: حامد روزی‌طلب
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۸ )

ادامه مطلب »   
عقل دور عقل دور

عقل دور
محمدحسن نجفی
مجموعه شعر
چاپ اول: شهریور ۱۳۸۶
طرح جلد: Paul Klee
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۷ )

ادامه مطلب »   
راست می گفت... راست می گفت...

راست می گفت . آنجا جای مناسبی برای دیدن خوابهای رویایی نبود . آن هم وقتی توی کثافت سایه های قد بلندی که نمی دانی اصلا از کدام سگ دانی به سراغت آمده اند. زور می زنی مثل یک سوسک لهت می کنند و بعد همه چیز آرام می شد ، بی صدا . آنقدر بی صدا که دوست داشتی کثافتت را به عنوان کیک تولدت بدهی بخورند و تازه اولین نفری باشد که از خوردنش لذت می بری
رو ح ا... محمدی (مانی)
مجموعه شعر
طرح جلد: رو ح ا... محمدی (مانی)
چاپ اول: شهریور ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۶ )

ادامه مطلب »   
کتاب سفید کتاب سفید

کتاب سفید
مجید یگانه
"کتابی از موریس بلانشو درباره‌ی مجید یگانه"
چاپ اول: شهریور ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۵ )

ادامه مطلب »   
که جامائیکا هم کشوری‌ست... که جامائیکا هم کشوری‌ست...(چاپ الکترونیک)

که جامائیکا هم کشوری‌ست...
الهام ملك پور ارشلو
مجموعه شعر
طرح جلد: محسن اميني
چاپ اول: ۱۳۸۵ توسط نشر مهرراوش
چاپ دوم: شهريور ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۴ )

ادامه مطلب »   
عصبانیت عصبانیت

عصبانیت
آرش اله‌وردی
مجموعه شعر
طرح جلد: آرش اله‌وردی
چاپ اول: مرداد ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۲ )

ادامه مطلب »   
ناتمام ِ من ناتمام ِ من

ناتمام ِ من
تيرداد راد
مجموعه شعر و...
چاپ اول: مرداد ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۳ )

ادامه مطلب »   
کم شدن کم شدن

كم شدن
نيما صفّار
مجموعه شعر
طراح: محمّد عباسي
چاپ اول: مرداد ۱۳۸۶
نشر الکترونیک سایت ادبی عروض
شماره‌ی کتاب: ( ۱ )

ادامه مطلب »   

  شمارگان  

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2008 Arooz.com & Design by Farahany
لوگوی عروض