| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |

  شعر آزاد : رامتين زارع  

علیرضا حسینی علیرضا حسینی

به خانه برمی گشت
چهل سال به خانه بر می گشت
پیش خود اندیشید :
" باید کاری کرد "

ادامه مطلب »   
بیژن جلالی بیژن جلالی

بهار امسال را
فقط از پشت شیشه ها
دیده ام
شیشه پنجره و شیشه
عینکم .

ادامه مطلب »   
شعر ژاپن شعر ژاپن

چکاوک
فقط آوازش حس می شود
چیزی به جا نمی گذارد

ادامه مطلب »   
گونتر گراس گونتر گراس

خیاط به من گفت :
شانه راستت پایین افتاده است
و من برافروخته گفتم :
چون کیف مدرسه ام را
همیشه روی همین شانه می انداختم .

ادامه مطلب »   

  داستان : هادی خورشاهیان  

هادی خورشاهیان این شماره سهم " تو "

به حساب همان دو مجموعه داستانی كه در آورده م ،از این شماره ، مسئولیت صفحات داستان مجله الكترونیكی عروض را به من سپرده اند و من هم در همین ابتدا صفحات داستان این شماره را كلا به سیروس عوضوردی اختصاص داده ام .

ادامه مطلب »   
سیروس عوضوردی دو صندلی خالی

دهانمان مزه شن می داد . چشم هایمان دیگر درست نمی دید . اما شهر كوچكی كه مقابلمان سبز شده بود سراب نبود . از چاه آب كشیدیم . آنقدر آب داشت كه حدس زدیم باید زمانی معجزه ای توی این برهوت اتفاق افتاده باشد .

ادامه مطلب »   
سیروس عوضوردی از میزبان خوشش آمده بود

میهمان خاكستر سیگارش را ریخت توی جاسیگاری . جاسیگاری نقره اصل بود به شكل سر اسب با خطوط طلا كاری شده اطراف یالش . از جا سیگاری خوشش آمد و گذاشت توی جیبش .

ادامه مطلب »   
سیروس عوضوردی ما از پسش بر می آییم

اصلا قرار نبود این طوری بشود . یعنی قرار نبود تا اینجا پیش برود . حالا خودش را قاطی همه چیز كرده است . خودش را كاملا به زندگی ام تحمیل كرده . بدون اینكه همه اش خواسته خودم باشد . قبول دارم كه اوایل اشتباه خودم بود .

ادامه مطلب »   
سیروس عوضوردی هنوز آبها از آسیاب نیفتاده است

یک روز صبح که آبها از آسیاب افتاد جرات پیدا کردم که از خانه بیرون بروم .تا قبل از این حتی از پنجره کوچک آشپزخانه هم به خیابان روبرو که خیلی هم خلوت بود نگاه نکرده بودم.

ادامه مطلب »   
سیروس عوضوردی جنازه ای که مال من نیست

یک روز آمدند سرمان كلاه خود گذاشتند . نیزه و سپر دستمان دادند . به دشمن اشاره کردند و فرمان حمله دادند . ما فقط جنگیدیم . طوری که اگر به دشمن اشاره نمی کردند ، حتی ممکن بود یکدیگر را بکشیم .

ادامه مطلب »   

  غزل : مریم جعفری  

محمد مجد محمد مجد

بی‌اشك گریه كردم و بی‌دود سوختم / آخر در آتشی كه بنا بود سوختم / باغم به دست آتش پاییز اوفتاد / در خواب آرزو شدم و زود سوختم

ادامه مطلب »   
سید صالح سجادی سید صالح سجادی

كسی دستهای خودش را كشید / به دنبال یك تكه از خود دوید / خودش را - فقط قسمتی- كشف كرد / خودش را - فقط تكه‌ای- آفرید

ادامه مطلب »   

  ترانه:سید مهدی موسوی میركلائی  

سعید کریمی شهر ِ فرشتگان

الیوم در شهر ِ فرشتگان یا به روایتی لوس آنجلس و قریه های اطراف ، بر هر آنکس که خود را خواننده و آهنگساز و ترانه سرا و از این دست ! می داند ( به جز چند تن ) فرض ِ واجب آن است که با هر لقمه نانی که می خورند ، هزار دعا به جان ِ مدیران و متولیان ِفرهنگی و شبه فرهنگی و غیر ِ فرهنگی و حتی ضد ِ فرهنگی ِ سالهای 60- 76 وطنی کنند .
سعید کریمی

ادامه مطلب »   
ولی پاشا جهان بانو

ای تبلور شکفتن توخزون بی کسی / شاخه هام دیگه شکسته کی به دادم میرسی / بیا دستاتو پناه غربت پرنده ها کن / توی اسمون چشمات دل خستمو رها کن
ولی ا... پاشا

ادامه مطلب »   
نادر بختیاری صندلی الکتریکی

سرمو گوش تا گوش ببر با عشق / جیگرمو در آر بخور با عشق / رژ خونی بزن بگو كه چیه / فرق سیمان با دل آجر با عشق
نادر بختیاری

ادامه مطلب »   

  نشر : شبنم كشفی  

شبنم كشفی نشر شش

با معرفی:
1- جدیدترین كتاب های ماه (2)
2- پر فروش‌ترین‌های ماه (2)
3- تازه‌های نشر

ادامه مطلب »   

  زیرخاكی  

فروغ فرخزاد فروغ فرخزاد

بی آنکه بداند چه خواهد شد می آید مثل همیشه بی هراس و بی دلهره .شاید همیشه جسور بود و شاید بیرق دردش را باید در فریاد این جسارت علم می کرد . فروغ از ستاره های آسمان چیزی وام گرفت که شب برای همیشه او را دزدید .

ادامه مطلب »   
پابلو نرودا پابلو نرودا

چشمهایش را که باز کرد هیچ گاه جهان این مادر دل تنگ نمی دانست آن کودکی که به دنیا آمد صدای خاموش سالیان اوست . نفتالی ریکاردو ره یس باسو التو در 12 جولای سال 1904 در شهر کوچک پارال زندگی را آغاز کرد .

ادامه مطلب »   

  اخبارسایت  

عروض شماره شش

ویژه نامه این شماره با نام غزل توسط سركار خانم مریم جعفری تهیه شد .
جناب آقای هادی خورشاهیان مدیر بخش داستان و جناب آقای رامتین زارع مدیر بخش سپید ...

ادامه مطلب »   

  ویژه‌نامه  

منزوی مقاله ای از منزوی با مقدمه ای از آتشی

پذیرفتن « نیما» به این معنی نیست كه شاعر، خود را مقید كند كه فقط در قالب نیمایی شعر بنویسد، چه این خود قید دیگری است و نیما هرگز چنین نمی‌خواست....

ادامه مطلب »   
مریم جعفری چه كسانی از غزل جدی امروز می‌گویند؟

در ویژه‌نامه‌ی غزل مجله‌ی شعر شماره‌ی 46 «گفتگویی با پانزده شاعر نوپرداز پیرامون غزل اكنون» تحت عنوان:«از بیرون به درون» منتشر شد. توضیح و عنوان مطلب، نكته سنجانه است به ویژه اینكه به جای « درباره‌ی» از« پیرامونِ» استفاده شده است. اما با توجه به پیشگفتار مطلب، چند سوال مطرح می‌شود: آیا تمام این شاعران مطرح و شناخته شده و مهمتر از آن نوپرداز هستند؟ آیا به صرف اینكه كسی شعر آزاد می‌گوید، نوپرداز هم هست؟ ضرورت وجودی غزل را آفریننده و مخاطب آن مشخص می‌كنند یا دیگرانی كه بدون دلیل روشنی، ناآگاهانه آن را نفی می‌كنند؟
در این گفتگوها بعضی جانب انصاف را رعایت كرده‌اند و جای بحثی نیست اما بعضی دیگر، مورد بحث بودند كه به آنها اشاره می‌كنم:

ادامه مطلب »   
محمد علی بهمنی غزل رودكی وار نیكو بود

پتانسیل قالب غزل برای شعر امروز بودن ، ‌حتا از ده تا هم بیشتر است ، ‌من هم از هفت بیشتر بلد نیستم بشمارم . یكی از این ده تا ، ‌محمد علی بهمنی است . خوشبختانه مرعوب نام كسی نمی شوم و نمی گویم كه بهمنی و لا غیر . كه اگر بر این بود ، با صدایی كه نتوانند نشنوند ،‌ می گفتم منوچهر نیستانی . و نه ابتهاج یا شفیعی كدكنی یا هفت تا اسم دیگر . سیمین بهبهانی و حسین منزوی را نیز دوست دارم ،‌ اما هیچ كدام از این غزل پریان را همه ی آبروی غزل نمی دانم .
هادی خورشاهیان

ادامه مطلب »   
 بهمن رافعی از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست

شاید اكثر قریب به اتفاق جامعه هنری و غیر هنری ایرانی این غزل را با صدای به یادماندنی داریوش اقبالی خواننده این ور مرزی و آن ور مرزی ( مهاجر ) شنیده باشند ،‌همان غزل كه این چنین شروع می شود : از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست / گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
رامتین زارع

ادامه مطلب »   
مسیب رضوی چگونه برگ نگرید درخت سنگ زده

و پاییزان كه عطر كاه و گندم در میان آمد / اهالی ، گله ها ، این قصه را از یادها بردند / دو تا چوپان دو تا سگ او فقط اینقدر یادش بود / كه برگشتند در ده آبروی گرگ را بردند .

چگونه برگ نگرید درخت سنگ زده
جستاری كوتاه در اشعار مسیب رضوی توسط مهدی موسوی ( نوشهر )

ادامه مطلب »   
حسین منزوی حسین منزوی

شكوفه‌های هلو رُسته روی پیرهنت / دوباره صورتیِ صورتی‌ست باغ تنت / دوباره خواب مرا می‌برد كه تا برسم / به روز صورتی‌ات رنگ مهربان شدنت
غزلی منتشر نشده از حسین منزوی

ادامه مطلب »   
قیصر امین پور قیصر امین پور

می‌خواهمت چنان كه شب خسته خواب را / می‌جویمت چنان كه لب تشنه آب را / محو توام چنان كه ستاره به چشم صبح / یا شبنم سپیده‌دمان آفتاب را

ادامه مطلب »   
محمدرضا شفیعی كدكنی محمدرضا شفیعی كدكنی

موجْ موجِ خزر، از سوك، سیه‌پوشان‌اند. / بیشه دلگیر و گیاهان همه خاموشان‌اند. / بنگر آن جامه‌كبودانِ افق، صبح‌دمان / روحِ باغ‌اند كزین گونه سیه‌پوشان‌اند؛

ادامه مطلب »   
سیمین بهبهانی سیمین بهبهانی

فردا چگونه خواهد بود؟ دنیا درست خواهد شد؟
خورشید رقص خواهد كرد از بعدِ سوگواری؟
- نه!

ادامه مطلب »   
مهدی اخوان ثالث مهدی اخوان ثالث

دی آمد و همعنان وی چلّه / با سردی و با سپید گون حلّه / دیوی‌ست تنوره كش، بگردون میغ / گرداگردش كبود گون كلّه

ادامه مطلب »   
احمد شاملو غزل نا تمام

غزلی در نتوانستن.....

ادامه مطلب »   

  شمارگان  

ویژه‌نامه : | شعر حجم | فروغ فرخ‌زاد | رخداد و حافظه | ادبیات اضطراری | چرا منتشر می‌کنید؟ | بهرام صادقی | ادبیات به چه دردی می‌خورد؟ |
| شعر | داستان | نقد | مقاله | معرفی و مصاحبه‌ | ترجمه | شکل دگرخوانی | زیرآبی | ادبیات نمایشی | موسیقی | اخبار سایت |
| صفحه نخست | تماس با ما | درباره ما | کتابخانه الکترونیک | پیوندها | نشر الکترونیک | جلسات نقد | خبر | یادداشت | جمع‌خوانه |
تمام حقوق سایت عروض طبق " قانون كپی رایت " برای نگارندگان آن محفوظ است .
Copyright © 2006-2008 Arooz.com & Design by Farahany
لوگوی عروض